تبليغاتX
مجموعه تلویزیونی میوه ممنوعه

فردوس حاجيان مدرس دانشگاه در حوزه‌ي ادبيات نمايشي و كارگردان تئاتر در مطلبي با عنوان "«ميوه‌ي ممنوعه» خط قرمز نبود و گناه حاج يونس «نهي ارشادي» بود" به تفسير قرآن در زمينه اين مجموعه‌ي تلويزيوني به كارگرداني حسن فتحي پرداخته است.

حاجيان كه به جاي مقدمه اين مطلب (كه در اختيار سرويس تلويزيون ايسنا قرار داده)، اشعاري را به استاد علي نصيريان پيشكش كرده است كه در پايان مطالب آورده مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) مطلب اين هنرمند و مدرس دانشگاه درباره‌ي «ميوه ممنوعه» به شرح زير است:

"«و يا آدَمُ اسْكُنْ اَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّهَ....»و اي آدم، تو و همسرت در بهشت مسكن كنيد و از آن هر قدر كه مي‌خواهيد بخوريد. ولي نزديك اين درخت مشويد كه در آن صورت از ستمكاران خواهيد شد.پس شيطان آن دو را وسوسه كرد، تا بلكه بتوانند عيب‌هايي از ايشان كه پوشيده بود آشكار سازد و لذا گفت: پروردگار شما، شما را از اين درخت نهي نكرده، مگر براي اين كه در نتيجه‌ي خوردن از آن مبدل به فرشته نشويد و يا از جاودانان در بهشت نگرديد. (و اگر شما از آن بخوريد، هميشه در بهشت خواهيد ماند) آن‌گاه براي آن دو سوگند ياد كرد: كه من از خيرخواهان شمايم. با اين وسيله و با نيرنگ‌هاي خود آن دو را به خود نزديك كرد تا آن كه از از درخت بخورند. همين كه خوردند عيبشان ظاهر شد. ناگريز شروع كردند از برگ‌هاي بهشتي بر خود پوشيدن، و پروردگارشان ندايشان داد: كه مگر به شما نگفتم: از اين درخت مخوريد؟ و مگر نگفتم شيطان براي شما دشمن است آشكار؟

گفتند: پروردگارا ما به خويشتن ستم كرديم، اگر ما را نبخشي و رحم نكني، حتماً از زيانكاران خواهيم شد، فرمود: از بهشت پائين برويد كه بعضي بر بعضي ديگر دشمنيد و زمين تا مدتي معين (يعني تا هنگام مرك) جايگاه شماست و نيز فرمود در همانجا زندگي كنيد و درآن جا بميريد و از همان جا دوباره بيرون شويد (سوره اعراف آيات 19 تا 25)

در تفسير قمي از پدرش و او بدون سند روايت آورده كه: شخصي از امام صادق(ع) از بهشت آدم پرسيد كه آيا از بهشت‌هاي دنيا بوده؟ و يا از بهشت‌هاي آخرت؟ امام در پاسخ فرمود: از بهشت‌هاي دنيا بوده، آفتاب و ماه در آن طلوع مي‌كردند و اگر از بهشت‌هاي آخرت بود، آدم تا ابد از آن بيرون نمي‌شد. چون اگر كسي وارد بهشت جاودان شود از آن بيرون نمي‌رود...

آدم چهل روز به سجده بود، بر بهشتي كه از دست داده بود مي‌گريست. تا آن‌جا كه جبرئيل بر او نازل شد و گفت:آيا جز اين بود كه خدا تو را به دست قدرت خود آفريده و از روح خود درتو دميد؟ و ملائكه را به سجده بر تو وا داشت؟ آدم گفت: همين‌طور بود، جبرئيل گفت: پس چرا وقتي تو را «نهي» كرد از خوردن آن درخت، نافرماني كردي؟ آدم گفت: آخر ابليس به دروغ برايم سوگند خورد. (تفسير قمي جلد 1 صفحه 43)

سوال اين است كه خطيئه و گناه آدم در اين بهشت موقت برزخي كه طلوع و غروب خورشيد دارد كه زمان آن هم محدود است كه به روايتي زمان حضور آدم و حوا در آن فقط 6 ساعت بود! و خداوند براي آزمايش آدم آن را خلق كرد چه معنا دارد؟

مگر پيامبر گناه مي‌كند؟

در پاسخ بايد گفت: آن چه در بدو نظر از آيات قرآن ظاهر مي‌شود اين است كه آدم رسماً گناه كرده مانند آيه‌ي 121 سوره طاها (فَتكونا مِن الظّالمين)زنهار از اين درخت مخوريد كه از ستمگران مي‌شويد و نيز جمله‌ي (وَ عَصي آدَمُ رَبَّهُ فَغَوي) آدم پروردگار خود را نافرماني كرد و در نتيجه گمراه شد و نيز در آيه 23 سوره اعراف كه قرآن اين گونه حكايت مي‌كند: (رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسَنا، وَ اِنْ لَمْ تغفرلنا، و ترحمنا، لنكونن من الخاسرين) پروردگارا به خود ستم كرديم و اگر ما را نيامرزي، و رحم نكني، از زيانكاران خواهيم بود.

اين آن مطلبي است كه از نظر خود اين ظواهر، و قطع نظر از رسيدگي به دقت همه‌ي آيات داستان، به نظر مي‌رسد. و اما اگر در همه‌ي آيات داستان تدبر كنيم، و «نهي» از خوردن درخت را مورد دقت قرار دهيم تعيين پيدا مي‌كنيم كه «نهي» آدم «نهي مولوي» نبوده، تا نافرمانيش معصيت خدا باشد، بلكه تنها راهنمايي و خيرخواهي و ارشاد بوده و خداي تعالي خواسته است مصلحت نخوردن از درخت و مفسده‌ي خوردن آن را بيان كند، نه اين كه با اراده‌ي «مولوي»، آدم را به عبث، وادار به خوردن از آن كند.

دليل اين معنا چند چيز است،‌اول اين كه خداي تعالي هم در سوره‌ي مورد بحث و هم در سوره‌ي اعراف ظلم را متفرع بر مخالفت «نهي» كرده و فرموده:(لا تقربا هذه الشجره، فتكونا من الظالمين) و آن گاه در سوره‌ي (طه) اين ظلم را به شقاوت مبدل كرده و فرموده (مواظب باشيد شيطان شما را بيرون نكند وگرنه بدبخت مي‌شويد)

آن‌گاه اين بدبختي را در چند جمله كه به منزله‌ي تفسير است، بيان كرده و فرموده (تو در اين بهشت نه گرسنه مي‌شوي، و نه تشنه، و نه عريان و نه گرمازده) و با اين بيان روشن كرده كه مراد به شقاوت، شقاوت و تعب دنيوي است، كه از لوازم جداناشدني زندگي زميني است، چون در زمين است كه انسان به گرسنگي، تشنگي و لختي و امثال آن گرفتار مي‌شود.

پس معلوم شد خدا آدم را «نهي» كرد تا گرفتار اين‌گونه عوارض نشود. هيچ علت ديگري كه باعث «نهي مولوي»باشد، بيان نكرده است. پس به اين دليل نهي نامبرده «نهي ارشادي» بوده و مخالفت«نهي ارشادي» گناه نيست و مرتكب آن را خارج از رسم عبوديت نمي‌شمارد.

حال اگر بگوييم وقتي «نهي ارشادي» باشدو نه « نهي مولوي»،ديگر چه معنا دارد كه خدا عمل آدم را «ظلم» و «عصيان» و «غوايت»بخواند؟

پاسخ آن است كه ظلم عمل آدم معنايش ظلم به نفس خود بوده است و اما كلمه عصيان در لغت به معناي تحت تأثير قرار نگرفتن و يا به سختي قرار گرفتن است. مثلاً وقتي گفته مي‌شود‌ (كسرته فانكسر، و كسرته فعصي) معنايش اين است كه «من آن چيز را شكستم و آن شكست» و «من آن چيز را شكستم ولي نشكست»؛ يعني از عمل من متأثر نشد، پس عصيان به معناي متأثر نشدن است و عصيان «امر» و «نهي» هم به همين معناست و اين هم درمخالفت تكاليف «مولوي» صادق است و هم در مورد خطاب‌هاي ارشادي چيزي كه هست در عصر ما و در عرف ما مسلمانان، اين كلمه تنها متعين در معناي مخالفت «اوامر»مولوي، از قبيل:نماز بخوان، روزه بگير، و حج به جاي آر و نيز مخالفت «نواهي»مولوي مانند:شراب نخور و زنا مكن و امثال آن شده است.

پس تعيين كلمه مورد بحث در معناي نامبرده، تعيين لغوي نيست. بلكه يا «شرعي» است و يا تعيين در «عرف» متدينين است و اين حور تعيّن، ضرري به عموميت معنا، از نظر لغت و عرف عام جهاني نمي‌زند.

پس مراد از آن «ظلم»، ظلم به نفس و خود را گرفتار تعب و هلاكت كردن است، نه ظلم به «حقوق خدا»، كه در باب مساله «ربوبيت» و «عبوديت» از منافيات شمرده مي‌شود و اين خيلي روشن است.

خطاي آدم كه ناشي از «نهي ارشادي» است نتيجه‌ي آن هم چون تكاليف «ارشادي» اثر «تكويني» دارد نه اثر «مولوي». قرار است كه اين اتفاق بيفتد و او توبه كند و توبه‌اش پذيرفته شود. به زمين هبوط كند تا روزي كه دوباره به روي پروردگار برگردد و در بهشت جاودان در جوار پروردگار آرام گيرد.

از طرفي توبه به معناي رجوع و برگشتن بنده به خداست كه اگر از ناحيه‌ي خدا قبول شود گناه به كلي محو و نابود مي‌شود و گناهكار تائب، مثل كسي مي‌شود كه اصلاً گناهي نكرده و با چنين كسي معامله بنده‌ي مطيع و منقاد را مي‌كنند و در خصوص موردعملي كه كرده، معامله امتثال و انعقاد را مي‌كنند. و اگر «نهي» از خوردن درخت «نهي مولوي» بود و توبه آدم هم توبه از گناه عبودي، و رجوع از مخالفت «نهي مولوي»، «مولي» بوده، بايد بعد از توبه دوباره به بهشت برمي‌گشت، چون توبه مخالفت او را از بين برده بود، زيرا صريح قرآن است كه خدا توبه «آدم» را پذيرفت.

و حال آن كه مي‌بينيم بعد از توبه هم در زمين باقي مي‌ماند، و به بهشتش برنگرداندند. از اين جا معلوم مي‌شود كه بيرون شدن از بهشت، به دنبال خوردن از درخت، يك اثر ضروري و خاصيت «تكويني» آن خوردن بوده است.

همين‌ خاصيت «تكويني» است كه آدم و فرزندانش را در مسير سعادت قرار مي‌دهد. اگر اين عمل را نمي‌كرد و به زمين نازل نمي‌شد و يا بدون «خطا» نازل مي‌شد، به آن سعادت و كمال نمي‌رسيد. او «خطا» كرد توبه‌اش پذيرفته شد. هبوط كرد و راه سعادت و كمال را پيدا كرد. اما شيطان دستور مستقيم «مولي» را عمل نكرد. يعني حقوق «مولي» را ناديده گرفت. پيداست كه جنس خطاي او سرپيچي از «امر مولوي» است، پس گناه بزرگ است و نابخشودني چون اصرار بر اين گناه هم دارد. شيطان كبر ورزيد و دستور «مولي» را اطاعت نكرد.

هر دو رانده مي‌شوند. آدم از بهشت رانده مي‌شود، هبوط مي‌كند تا به سعادت برسد و ظلم او ظلم به نفس خود است. شيطان هم رانده مي‌شود اما گناه و ظلم او ظلم به «مولي» است.

روايت است كه شياطين تا قبل از بعثت حضرت عيسي (ع) تا آسمان هفتم هم مي‌رفتند همين كه آن حضرت مبعوث شد از آسمان چهارم به بالا ممنوع شدند، سپس وقتي پيامبر اسلام مبعوث شد از همه‌ي آسمان‌ها ممنوع شدند وهدف تيرهاي شهاب قرار گرفتند (تفسير الميزان جلد 216) ذريّه آدم «بار ديگر از ملك پرّان شود آن‌چه اندروهم نايد آن شود»

ذريّه ابليس از فلك هفتم و از ميانه‌ي ملائكه‌ها به زمين رانده مي‌شود از همان اثر گناه «امر مولوي» است.

خداوند در آيات 34 سوره‌ي حجر و 12 سوره‌ي اعراف مي‌فرمايد: «ابليس از بعثت رانده شد، و چون مي‌خواست تكبّر كند و بهشت‌ جاي تكبّر نبود، فرود آمد»

پيداست كه گناه شياطين گناه نابخشودني و «امر مولوي» است و خطاي انسان خطاي بخشودني و «نهي ارشادي» است.

زيرا اگر «نهي» از خوردن درخت «نهي مولوي» مولي بود، بايد بعد از توبه دوباره به بهشت برمي‌گشت، چون توبه مخالفت او را از بين برده بود.

زيرا صريح قرآن است كه خدا توبه آدم را پذيرفت و حال آن كه مي‌بينيم بعد از توبه هم در زمين باقي مي‌ماند و به بهشتش برنگرداندند.

نتيجه آن كه بيرون شدن از بهشت به دنبال خوردن از درخت، يك اثر ضروري و خاصيت «تكويني» آن خوردن بوده،‌ عيناً مانند مردن به دنبال زهر خوردن و سوختن به دنبال در آتش افتادن.

خلاصه آن كه ابليس و ذريّه ابليس و همه‌ي شياطين حقوق مولي را ناديده گرفته و مي‌گيرند و جنس و ماهيت گناهانشان «اوامر و نواهي مولوي» است اما آدم و ذريّه آدم و همه‌ي نسل‌هاي بعد مادام كه حقوق مولي را ناديده نگيرند خطاهايشان ماهيتاً «اوامر و نواهي ارشادي» است و شامل رحمت پروردگار مي‌شوند و سرتاسر قرآن مملو از اين حكايت‌ها در دوره‌هاي مختلف از اقوام مختلف است.

زيرا اگر "نهي" و تكليف خداوند درخصوص آدم «ارشادي» نبود بايد غيرارزش وصفي و تكويني، اثر ديگر شرعي نداشته باشد، چون توبه‌اش شرعي گناه را از بين مي‌برد، و بايد در مورد آدم و همسرش اثر شرعي گناه را از بين مي‌برد و دوباره به بهشت برمي‌گشتند، و مقام قرب را به دست مي‌آوردند.

پيداست اگر پدر و مادر بسر به زمين فرود نمي‌آمدند. كسي مي‌توانستند متوجه فقر، ذلت، مكنت، حاجت و قصور خود شوند؟ و چگونه بدون برخورد با تعب و زحمت و رنج زندگي به روح راحت در بهشت خلد و جوار رب العالمين مي‌رسيدند؟ و براي جلوه كردن اسماء حسناي خدا، از عفو،‌مغفرت، رأفت، توبه،ستر، فضل و رحمت موردي يافت نمي‌شد. چون مورد اين اسماء حسناي خدا،‌ گنه‌كارانند و خدا را درايام دهر نسيم‌هاي رحمتي است كه از آن بهره‌مند نمي‌شوند، مگر گنه‌كاراني كه متعرض آن شوند و خود را در معرض آن قرار دهند. پس اين توبه همان است كه به خاطر آن راه هدايت را بر روي انسان گشودند. تا آن را مسير خود قرار دهند. و تنظيفِ منزلي است كه بايد در آن جا سكونت كنند و به دنبال همان راه و آن هدايت بوده كه در هر عصر ديني، و ملتي براي بشر تشريع كنند. دليل اين معنا كلام خداست كه مكرر سخن از توبه آورده و آن را براي ما مقدم ذكر كرده مثلاً فرمود:«فاستقم كما امرت، و من تاب معك»

(آن طور كه مأمور شده‌اي استقامت بورز، هم خودت و هم هر كس كه با تو توبه كرده) سوره‌ي هود آيه 112

«و اني لغفار لمن تاب و امن»(من آمرزنده‌ام براي هر كس كه توبه كند و ايمان آورد) سروه طاها آيه 82"

فردوس حاجيان اضافه كرده است: " اين مقدمه و تعاريف عملياتي واژه‌ها كه گفته شد حاج يونس راويت ميوه‌ي ممنوعه خطا مي‌كند، مي‌لغزد جنس گناه او سرپيچي از «نهي ارشادي» است چون او مصداق آيات 1 تا 5 سوره‌ي بقره است «الذين يومنون بالغيت ...» دراي 5 ويژگي از ويژگي مومنين است: نماز مي‌خواند، زكات مي‌دهد. ايمان به غيب دارد. به پيامبران ايمان دارد و به معاد نيز ايمان دارد. بديهي است چنين انساني نبايد بلغزد. او به «ميوه‌ي ممنوعه»‌اي نزديك مي‌شود كه چون حاج يونس است گناه او گناهي بزرگ قلمداد مي‌شود

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 13:41 |

گوهر خيرانديش معتقد است: اگر سريال «ميوه ممنوعه» در فشردگي كار كه ويژه مجموعه‌هاي مناسبتي است ساخته نمي‌شد، بينندگان شاهد يكي از بهترين سريال‌ها در تاريخ تلويزيون ايران بودند.

اين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون در گفت و گو با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، در پاسخ به اين پرسش كه آيا فشردگي كارهاي مناسبتي بر كيفيت «ميوه ممنوعه» و بازي بازيگران تأثير گذاشته است، گفت: اگر بعدها اين سريال با تأمل بيشتري ديده شود، ممكن است متوجه نقطه‌ ضعف‌هايي شويم؛ اما در اين اشتباهات عوامل اجرايي تأثيرگذار نبوده‌اند. بلكه مدت زمان بالاي تصويربرداري و فشار بسيار بر نويسندگان اين مجموعه، بروز مشكلاتي از اين دست را موجب شده است.

گوهر خيرانديش در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه آيا «ميوه ممنوعه» كاري متفاوت با فيلم‌ها و سريال‌هايي كه با موضوع خيانت به همسر ساخته شده‌اند محسوب مي‌شود، گفت: به تعداد آدم‌هاي مختلف، نقش روي زمين وجود دارد. هرچند ممكن است سمت و جايگاه بسياري از آدم‌ها يكي باشد. اما آناتومي چهره،‌ دست‌ها، راه رفتن، حركات چشم و نوع بيان هر كدام از اين‌ها متفاوت است. من ممكن است در فيلم‌هاي بسياري نقش همسر يك حاجي بازاري را بازي كرده باشم؛ اما هر كدام از اين همسرها داراي فرهنگ، تربيت،‌ نوع نگاه و جايگاه متفاوتي هستند.

بازيگر «ميوه‌ ممنوعه» ادامه داد: اجراي هر كدام از اين نقش‌ها توسط بازيگري كه بر كار خود شناخت و احاطه دارد، مي‌تواند كاملاً متفاوت باشد. بازيگر بايد با هوشمندي سعي كند طرحي براي نقش‌هايش رقم بزند كه هر كدام از آن‌ها براي تماشاگر جذاب، ديدني و باورپذير باشند.

گوهر خيرانديش در پاسخ به پرسش ايسنا، درباره‌ي نحوه‌ي انتخاب نقش‌هايي كه به ايفاي آن‌ها مي‌پردازد گفت: براي پذيرفتن يك نقش همواره در بدو امر به قصه‌ نگاه مي‌كنم تا ببينم اين قصه قصد دارد به چه مسأله‌اي از جامعه بپردازد. اگر اين قصه با سليقه من هماهنگ باشد، آن را انتخاب و سپس وارد جمعي مي‌شوم كه مي‌خواهند آن قصه را بسازند.

وي ادامه داد: پس از قصه، به نقشي كه قرار است بازي كنم توجه مي‌كنم و نگاه و دقت مي‌كنم كه اين نقش تا چه اندازه با نقش‌هايي كه پيش از اين بازي كرده‌ام، متمايز است.

گوهر خيرانديش با بيان اين كه سعي مي‌كنم تا آن جا كه مي‌توانم نقش‌هاي متفاوت انتخاب كنم، در اين باره توضيح داد: اين استرس همواره در من وجود دارد كه مبادا نقش‌هايم به هم شبيه شوند؛ خصوصاً وقتي نقش‌هاي شبيه به هم را انتخاب مي‌كنم اين تشويش و نگراني در من بيشتر خواهد شد. پس از انتخاب يك نقش نيز تمام فكرم به اجراي درست نقش و باورپذير كردن آن معطوف مي‌دارم و اين كه به كمك تحليل‌هاي نويسنده و كارگردان سعي كنم آن چه قبلاً بوده‌ام نباشم و به جايگاهي كه آنان مدنظر دارند، برگردم.

اين بازيگر درباره‌ي نقش قدسي در «ميوه ممنوعه» اظهار كرد: در اين سريال از قبل به من خلاصه فيلمنامه را دادند. كه با خواندن آن نقش «قدسي» به نظرم چندان جذاب نيامد. آن را كاملاً تكراري ديدم. اما از آن جا كه كارگردان بارها به من پيشنهاد كار داده بود و من به علت گرفتاري نتوانسته بودم با ايشان همكاري داشته باشم، دوست داشتم اين بار حتماً پيشنهاد ايشان را بپذيرم.

گوهر خيرانديش افزود: پس از قبول ايفاي نقش در «ميوه ممنوعه»، كارگردان و نويسندگان دست مرا باز گذاشتند تا روي كل كار نقطه نظراتم را مطرح كنم. بخشي كه به قصه كمك مي‌كرد را مي‌پذيرفتند و آن بخش‌هايي كه لازم نبود را كنار مي‌گذاشتند.

وي به اين پرسش ايسنا كه آيا پس از تعامل وي با كارگردان و نويسندگان شخصيتي جديد از «قدسي» شكل گرفت، پاسخ مثبت داد و افزود: الحمدالله اين نقش هم طوري از آب درآمد كه هم خودم و هم مردم آن را دوست داشتيم. البته كارگردان و نويسندگان هم در شكل‌گيري اين نقش بسيار كمك كردند.

خيرانديش در پاسخ به پرسش ايسنا، درباره‌ي ايفاي نقش علي نصيريان به عنوان بازيگر نقش مقابلش، اذعان كرد: ابتدا تصور مي‌كردم آقاي نصيريان براي اين نقش مناسب نباشند وقار و متانت ايشان چه در نقش‌هاي قبلي و چه در رفتار شخصي، مرا به اين فكر مي‌انداخت كه ممكن است آقاي نصيريان را نتوانيم در اين نقش باور كنيم. اما آقاي فتحي مي‌گفتند كه پيش از اين كاري از آقاي نصيريان با نام «ديوانه‌اي از قفس پريد» ديده‌اند كه مطمئنن هستند از عهده ايفاي نقش حاج يونس نيز برمي‌آيند.

اين بازيگر ادامه داد: واقعيت اين است كه نقش حاج يونس كاملاً به آقاي نصيريان مي‌خورد و واقعاً با اجرايي كه داشتند مرا شگفت‌زده كردند.

گوهر خيرانديش در پاسخ به پرسشي درباره يكدستي بازيگران سريال «ميوه ممنوعه»، اظهار كرد: اين يك دستي تقريباً صورت گرفت.اما قرار نيست تمام بازيگران يك سريال در يك سطح باشند. برخي‌ها با تجربه‌تر و توانمندترند، برخي‌ها كمتر تجربه دارند و بعضي از بازيگران نيز تازه وارد عرصه بازيگري شده و كم تجربه هستند؛ آن چه اهميت داشت اين بود كه بازيگران «ميوه ممنوعه» به مرور با هم يك دست مي‌شدند.

وي در پاسخ به پرسش ايسنا درباره‌ي پايايي كه براي سريال «ميوه ممنوعه» انتخاب شده بود، گفت: پايان «ميوه ممنوعه» را با توجه به كمي وقت و فشردگي كارها مي‌پسنديدم؛ خصوصاً كه خواسته شد پايان خوشي هم داشته باشد.

گوهر خيرانديش در پايان اين گفت و گو تصريح كرد: نظرات درباره پايان «ميوه ممنوعه» بسيار بود. برخي پايان آن را مي‌پسنديد و برخي خير. اما با توجه به كمي وقت و فشردگي كارها، شايد بهترين پاياني بود كه مي‌توانستيم براي اين سريال قائل باشيم.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 13:40 |

«حسن فتحي» در نشست خبري سريال «ميوه ممنوعه» كه در تالار شهيد حسن قريب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) برگزار شد، از «حاج يونس» به عنوان آيينه‌اي ياد كرد كه سريال «ميوه ممنوعه» در مقابل مخاطبانش قرار داده است تا تمام اقشار جامعه بتوانند خود را در اين آيينه ببينند.

«علي نصيريان» نيز كم رنگ بودن عشق حاج يونس در «ميوه ممنوعه» را به دليل حذف برخي صحنه‌هاي اين سريال دانست و افزود: اگر اين صحنه‌ها حذف نمي‌شد، تضادي كه در شخصيت حاج يونس وجود داشت بيشتر ديده مي‌شد.

«اسماعيل عفيفه»، تهيه‌كننده سريال «ميوه ممنوعه» نيز با اشاره به حمايت‌هاي مديران سيما از اين سريال، بخش‌هاي حذف شده از «ميوه ممنوعه» را تنها حدود 4 الي 5 دقيقه تخمين زد.

***

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، در ابتداي نشست، علي نصيريان در پاسخ به اين پرسش كه «گناه حاج يونس چه بود» كه چنين شخصيتي را تصوير مي‌كرد؟ گفت: اين شخصيت يك آدم متدين بود كه يك ركعت از نمازش را از دست نمي‌داد. اما مطمئن هستم اين آدم در زندگي‌اش مشكلاتي داشته است؛ كما اين كه پسرش به چنين آدمي مبدل شده بود. بنابراين ميوه ممنوعه اين پرسش را مطرح مي‌كرد كه آيا اعتقاد و ايمان حاج يونس با مشكل مواجه نبوده است؟!

وي در بررسي شخصيت حاج يونس از بعد دراما خاطرنشان كرد: در سريال «ميوه ممنوعه» عشقي بر حاج يونس مقدر مي‌شود. او نمي‌خواهد عاشق شود و زن بگيرد؛ كما اين كه ابتدا كه هستي را مي‌بيند نگاهي به عكس دخترش مي‌اندازند و در صحنه‌اي حتي عصباني مي‌شود و دختر را بيرون مي‌كند.

علي نصيريان تاكيد كرد: در «ميوه ممنوعه»، عشقي به عنوان آزمايش و مشيت الهي بر حاج يونس نازل مي‌شود؛ اين عشق، «مقدر» است كه براي آزمايش بر حاج يونس رسوخ مي‌كند و تمام نكته از زماني شروع مي‌شود كه كشمكش دروني حاج يونس ميان ايمان و عشقش شكل مي‌گيرد.

بازيگر نقش حاج يونس در پاسخ به اين پرسش كه چرا در مواردي كشمكش دروني اين شخصيت براي تماشاگر ملموس نبوده است و به نظر مي‌رسد بسترسازي اوليه براي كنش دروني اين شخصيت كمرنگ است، ‌گفت: يك بخش‌هايي از سريال حذف شده بود؛ وگرنه احساسات حاج يونس در صحنه‌هايي ابراز مي‌شود، بخش‌هايي در صحنه‌هايي حاج يونس حتي درباره حس و عشقش صحبت مي‌كند كه اين صحنه‌ها را حذف كرده بودند.

به اعتقاد علي نصيريان، حذف برخي صحنه‌هاي «ميوه ممنوعه» كه احساسات حاج يونس فتوحي را به تصوير مي‌كشيد، به اين مساله منجر شده بود كه درگيري و تضاد كه در درون وي به وجود آمده بود، كم رنگ شود.

حسن فتحي ـ كارگردان ـ در ادامه اين نشست ايسنا در پاسخ به اين پرسش كه گناه حاج يونس چه بوده است؟ ابتدا به رسانه‌ها متذكر شد: از شما رسانه‌ها مي‌خواهم كه كارها را با هم مقايسه كنيد. ايراد رسانه‌ها اين است كه از زاويه ديد بسيار ايده‌آليستي كارها را بررسي مي‌كنند. توصيه من اين است كه گاه از اين كجاوه كمال‌گرايي پياده و با ما در اين جاده خاكي همراه شويد تا بتوانيم راحت‌تر گفت‌وگو كنيم.

وي با تاكيد بر اين كه «ميوه ممنوعه» بايد با سريال‌هاي مناسبتي سال‌هاي اخير تلويزيون مقايسه شود، ادامه داد: موضع كمال‌ گرايانه ما هم كاملا متفاوت است با آن چه در اين سريال ديده شد. اما نگاه از موضع كمال‌گرايانه در خصوص كارهاي مناسبي، مشكلي را حل نمي‌كند.

بايد مقداري نسبت‌ها را سنجيد و در متن نسبت‌هاي واقعي، پرسش‌ها را مطرح كرد. گاه بازيگر براي بازي در يك سريال، يك سال و نيم وقت داشته و در جلسات متعدد با كارگردان و تهيه‌كننده شخصيت را آناليز كرده‌اند، اما در سريال‌هاي مناسبتي بازيگر تنها دو تا سه ماه وقت دارد.

به گفته حسن فتحي، در كارهاي مناسبتي موقعيت تراژيكي پيش مي‌آيد كه وقتي دقيق مي‌شويد مي‌بينيد، هيچ كس مقصد نيست.

اسماعيل عفيفه ـ تهيه‌كننده ـ به ابتداي بحث برگشته و به اين كه «گناه حاج يونس چه بوده؟» پاسخ گفت و اظهار كرد: به لحاظ فقه، حاج يونس اگر ازدواج مي‌كرد هم گناهي نكرده بود. اما تلقي شخصي قهرمان نسبت به موقعيت خودش و ارتباطي كه با خالقش داشت، وضعيتي دقيق‌تر را طلب مي‌كرد كه خودش براي خودش تعريف مي‌كند. قرار نيست اين ايمان تحت شعاع عشق زميني قرار گيرد. نمونه‌هايي از اين دست هم در ادبيات خودمان و هم در ادبيات اگزيستانسياليسم مذهبي مطرح مي‌شود.

وي ادامه داد: نوع بازي آقاي نصيريان و شوريدگي كه از خود نشان مي‌دهد نزديك به همين موارد است. شايد اگر از اين زاويه ديد، به اين مساله نگاه شود، بسياري مشكلات را حل شده ببينيم.

حسن فتحي، درباره همذات پنداري مخاطب با شخصيت حاج يونس و اين كه به نظر مي‌رسد مخاطب در تمام طول كار شخصيت حاج يونس را دوست دارد و با گناه او همراه نمي‌شود و بر او خورده نمي‌گيرد؟ گفت: دوست داشتني شدن حاج يونس وضعيتي بود كه اقتضاء متن و نوع نگاه ما بود. حاج يونس مظهر هر انساني مي‌تواند باشد. در موقعيتي كه او با اعتقادات خود در كشمكش قرار مي‌گيرد، ما ديگر حاج يونس را نمي‌بينيم؛ بلكه هر انساني مي‌تواند در اين موقعيت قرار گيرد.

وي درباره استنباط‌هاي غلطي كه در خصوص توهين به گروهي خاص مطرح شده بود، تصريح كرد: سطحي‌ترين برداشتي كه مي‌توان از اين كار داشت، توهين به عده‌اي خاص است؛ قصد ما توهين به گروهي خاص نبوده است.

اين كارگردان با تاكيد بر اين كه «مي‌دانيد چرا تماشاگر حاج يونس را دوست دارد؟!» گفت: او مظهر هر انساني است كه در زندگي‌اش دچار موقعيت تراژيك مي‌شود.

علي نصيريان نيز در ادامه صحبت‌هاي حسن فتحي، توضيح داد: قهرمانان تراژيك نيز همين وضعيت را دارند. تماشاي تراژدي لذت بخش است. ما «هملت» و «اتللو» را واقعا دوست داريم. حتي «پدر خوانده» را با وجود اين كه آدم بدي است را دوست داريم.

اين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون ادامه داد: حاج يونس كار خلافي انجام نداده كه او را دوست نداشته باشند. اتفاقا به خاطر موقعيت دردناكي كه پيدا كرده، دوست داشتني‌تر شده است. اين عشق، مقدر است و همان سرنوشتي است كه «اديپ» را وادار مي‌كند پدرش را بكشد و با مادرش ازدواج كند. مگر «اديپ» اين موقعيت را دوست دارد؟! اما اين موقعيت‌ها بر قهرمانان تراژدي مقدر شده است؛ چرا كه بايد، آزمايشي الهي صورت گيرد.

علي نصيريان با اشاره به كدورتي كه در تمثيل شيخ صنعان ميان شيخ و خدا وجود داشته است، ادامه داد: اين كدورت ميان حاج يونس و خدا هم وجود داشت. بر اين اساس پسرش به او مي‌گويد تو بارها كارهاي اشتباه كرده و بعد استغفار كرده‌اي.

اين بازيگر تاكيد كرد: حاج يونس يك شخصيت تراژيك لذت بخش است و ديدن تراژدي يك آدم لذت بخش است چرا كه به تزكيه نفس منجر مي‌شود.

علي نصيريان با اشاره به كمشكش‌هايي كه در درون شخصيت حاج يونس در صحنه‌هايي ديده شد، يادآور شد: آيا صحنه‌اي كه حاج يونس قصد طلاق قدسي را دارد، به ياد داريد؟! حاج يونس پس از فرصت 10 روزه كه محضردار لحاظ مي‌كند، خوشحال مي‌شود؛ اين به علت همان كشمكش دروني اين شخصيت است. اين درگيري را حتي تماشاگر ساده تلويزيون هم درك مي‌كند. اما اشكال ما اين است كه بلافاصله پس از طرح يك قضيه، جواب مي‌خواهيم. اما بايد ظرفيت تحمل وجود داشته باشد تا جلو برويم و ببينيم يك قصه به كجا مي‌انجامد.

***

حسن فتحي در پاسخ به پرسش ايسنا درباره كالبد شكافي خلاء‌هايي كه يك زن ممكن است در زندگي همسرش ايجاد كند و لغزيدن دل يك مرد بر اثر اين خلاء‌ها ونگراني‌هايي كه از طرح چنين مسائلي ممكن بود در سازندگان ايجاد شود، گفت: برخلاف نگراني‌هايي كه برخي‌ها دارند، من مي فكر مي‌كنم ما مردم باشعوري داريم. يادتان نرود اين تماشاگر تلويزيون هر هفته چند فيلم و سريال خوب سينمايي را از تلويزيون شاهد است كه اغلب ممكن است ايراني نباشند؛ و حسن اين مساله هم بالا بردن ذائقه مخاطب است.

اين كارگردان درباره‌ درگيري‌هايي كه كشمكش دروني شخصيت اصلي ممكن بود در مخاطب هم ايجاد كند،‌ گفت: كاركرد بزرگ در امر ايجادچالش نه به قصد تخريب است. ايجاد چالش در مخاطبان مهم است؛ چرا كه باعث مي‌شود به نكاتي كه از آن‌ها غافل شده‌اند دوباره توجه كنند. اگر از اين منظره نگاه كنيم هنرمندان عرصه نمايش در واقع مصلحان جامعه خود هستند.

حسن فتحي در بررسي سريال «ميوه ممنوعه» از منظر انسان‌شناسي فلسفي، گفت: در اين نگاه، كشمكش‌هاي دروني انسان مطرح مي‌شود. بر اين اساس اغلب افراد جامعه با شخصيت حاج يونس فتوحي همذات پنداري كردند؛ چرا كه اين شخصيت آيينه‌اي است كه مخاطبان در برابر خود گرفته‌اند. در نگاه به اين آيينه، واكنش‌ها متفاوت است. ما گاه خود را با دقت مي‌بينيم و گاه چشمان را مي‌بنديم و گاه شايد به حدي عصبي مي‌شويم كه آيينه را بشكنيم. چنين واكنش‌هايي در سطح جامعه نسبت به «ميوه ممنوعه» مطرح شد.

كارگردان در بررسي «ميوه ممنوعه» از منظر اجتماعي خاطرنشان كرد: در اين كار ما با قشري روبه‌رو هستيم كه مومن و مسلمان هستند و حاج يونس فتوحي نيز به اين قشر تعلق دارد. اگر به كلام قرآن توجه كنيم، مي‌بينيم قرآن تنها به كافرين تذكر نمي‌دهد، بلكه نمازگزاران را هم خطاب قرار مي‌دهد. قرآن براي همه مسلمانان با ضريب تدين متفاوت نازل شده است.

وي ادامه داد: قرآن اگر به كافران و منافقان نسبت به تبعات اعمال آنان هشدار مي‌دهد، نسبت به اعمال غلط نمازگزاران هم هشدار مي‌دهد. خصوصا نمازگزاراني كه گاه دين را چماق مي‌كنند و بر سر ديگران مي‌كوبند و به اسم دين خدا اميال نفساني خود را مطرح مي‌كنند.

فتحي ادامه داد: دقت كنيد، خواهيد ديد كه بسياري از جنگ و دعواهاي جوامع امروزي، جنگ و دعواي دين‌داري و بي‌ديني نيست، بلكه جنگ و دعواي ميان اميال نفساني است.

اين نويسنده و كارگردان معتقد است: نگاه مثبت طيف‌هاي مختلف جامعه به «ميوه ممنوعه» نشان مي‌دهد كه اين سريال در نقد اجتماعي زبان حال اكثر مردم جامعه بوده است.

به گفته وي «ميوه ممنوعه» ازعلاوه بر منظر انسان شناسي (فلسفي) و اجتماعي، از بعد خانوادگي نيز حرفي براي گفتن داشت.

كارگردان «ميوه ممنوعه» در بررسي اين سريال از بعد خانوادگي، گفت: «ميوه ممنوعه» از منظر خانوادگي نيز هشدارهايي را مطرح كرده است. ما در كلان شهر زندگي مي‌كنيم. شاخصه زندگي در كلان شهرها، تنهايي انسان‌هاست. در جامعه ما نيز همين اتفاق در حال رخ دادن است. خانواده‌ها نسبت به 30 سال قبل كمتر دور هم جمع مي‌شوند. در نتيجه آدم‌ها تنهاتر مي‌شوند و خلاء روحي عاطفي آنان بيشتر مي‌شود.

حسن فتحي در ادامه صحبت‌هايش خاطرنشان كرد: هر چند سخت است؛ اما بايد بين بيرون كار كردن و زندگي خانوادگي تعادل برقرار كرد.اين مساله زن و مرد نمي‌شناسند، اي بسا مرداني هم وجود دارند كه درست همين مشكل «قدسي» را دارند و به خانواده‌شان توجه نشان نمي‌دهند

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 13:38 |

علي نصيريان در بخش ديگر نشست «ميوه ممنوعه» در خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در پاسخ به اين پرسش كه آيا نقد «ميوه ممنوعه» بدون در نظر گرفتن تفكر شرقي و مذهبي امكان پذير است، گفت:‌ آن چه اهميت دارد تصوير كردن يك شخصيت ايراني است. اگر چه اصول بازيگري يكي است. اما نمي‌توانيم بازي يك بازيگر ايراني و فرنگي را يكي بدانيم.

وي ادامه داد: بحث و گفت‌وگوي بسياري در خصوص ساختار شخصيت و نوع ارائه تصوير كردن و بازي يك شخصيت مطرح است. ما فيلم‌هاي غربي بسياري ديده‌ايم و با آن‌ها در ارتباط هستيم. اما آن خونسردي و حس شخصيت غربي با ما متفاوت است.

اهميت ايراني شدن شخصيت‌ها

اين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون در پاسخ به خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، ادامه داد:‌اگر ما دراما را اقتباس كرديم، اين اقتباس بايد از آن خودمان باشد. بنابراين بايد شخصيت‌هاي دراما با نگاه شرقي‌مان تلفيق شود. ما در خصوص بسياري از لغات و كلمات حاج يونس با آقاي فتحي(كارگردان) صحبت مي‌كرديم. با وجود اين كه نويسندگان بسيار خوبي داشتيم. اما گاه احساس مي‌كردم ممكن است يك كلمه به شخصيت من نخورد و آن را مطرح مي‌كردم.

علي نصيريان تاكيد كرد: ارائه و تصوير يك شخصيت ايراني در هر سن و سال نبايد تقليدي از فرنگي‌ها باشد. بلكه بايد روانشناسي رفتار و احساسات شرقي ـ ايراني خود ما تصوير شود.

سعي من بر اين بوده كه به جايي برسم كه از تمام تكنيك‌هاي دراما استفاده كرده و آن را با حس خودي تلفيق كنم و در نهايت نقشي را كه بازي كنم كه شرقي و ايراني باشد.

زنده شدن بازي براي نصيريان

اين بازيگر در پاسخ به اين كه گفته مي‌شود بازي او با شخصيت «حاج يونس فتوحي» درباره زنده شد، خاطرنشان كرد:‌ عواملي چون متن، كارگردان، موقعيت، شانس و شخصيت پردازي بر روي احياء كردن بازي يك بازيگر تاثير دارد. خود چارچوب نقش نيز اهميت بسيار دارد. من به تمثيل شيخ صنعان از سال‌ها قبل علاقه داشتم و دوست داشتم حتي آن را روي صحنه اجرا كنم.

وي ادامه داد: آن چه باعث موفقيت «ميوه ممنوعه» شد، تحليل درست آقاي فتحي از اين شخصيت بود.

ديگر دنبال ايفا كردن نقش شيخ صنعان نيستم

نصيريان در پاسخ به اين پرسش كه پس از بازي در «ميوه ممنوعه» باز هم به فكر اجراي تمثيل شيخ صنعان بر روي صحنه تئاتر است، پاسخ منفي داد و گفت: با بازي در «ميوه ممنوعه» لذتم را از اين شخصيت بردم و ديگر دنبال ايفا كردن نقش شيخ صنعان نيستم. اين قصه براي بازيگر بسيار امكان كار فراهم مي‌كرد.

برجسته شدن بازي تئاتري در سكان خداحافظي از هستي

علي نصيريان در پاسخ به برجسته شدن بازي تئاتري در سكان خداحافظي از هستي شايگان زير باران و دايره‌اي زرد رنگ اسفالت بيمارستان، گفت: نماي دور دوربين (لانگ شات)مي‌طلبيد كه كمي تحرك و جنبش بيشتري در بازي وجود داشته باشد تا بازي به چشم بخورد. در واقع بعد از خداحافظي از «هستي شايگان»، همه چيز براي اين شخصيت «حاج يونس» به پايان مي‌رسد.

***

بسياري از خط قرمزهاي تلويزيون توهمي بيش نيست

به گزارش ايسنا، حسن فتحي ، كارگردان در بخش ديگري از اين نشست در پاسخ به اين پرسش كه تلويزيون تا چه اندازه در مقابل فشارهاي وارد آمده بر اين سريال، از عوامل حمايت كرده است گفت: به نظر مي رسد اين فشارها از سوي گروه‌هايي در بيرون از سازمان صدا وسيما بوده است و سازمان تا حدودي حتي جلوي اين فشارها ايستاد. برخي از اين گروه‌هاي معترض حتي اصرار داشتند كه پخش «ميوه ممنوعه» متوقف شود. اما سازمان صدا و سيما در مقابل اين فشارها مقاومت كرد و ساخت و پخش ادامه يافت.

وي ادامه داد: شايد حمايت مديران سيما، به اين علت بوده است كه ما در جلسه‌اي قصه را با جزييات براي آنان تعريف كرديم و ما چيزي بيش از آن چه در اين جلسه مطرح كرديم، نساختيم.

كارگردان «ميوه ممنوعه» از اين كه بسياري از خط قرمزهاي تلويزيون كه بسياري از آن‌ها توهمي بيش نبوده، برداشته شده است، ابراز خرسندي كرد و گفت: هر چه در اين زمينه‌ها صادقانه‌تر كار شود، مردم با رغبت بيشتر برنامه‌هاي صدا و سيما را دنبال مي‌كنند.

به گفته وي درصد بالاي مخاطبان «ميوه ممنوعه» به مديران صدا و سيما پيام داد كه اگر سريالي آيينه تمام نماي جامعه باشد، از آن بسياري استقبال خواهند كرد.

حسن فتحي، رويكرد جديد سازمان صدا و سيما كه يك بازتاب آن ساخت «ميوه ممنوعه» بوده است را مبارك خواند و ابراز اميدواري كرد كه اين رويكرد پس از اين نهادينه و به شكل جريان مستمر در برنامه‌سازي تلويزيون ادامه يابد.

وي ادامه داد: اگر اين رويكرد ادامه يابد آحاد بيشتري از مردم به جاي تماشاي ماهواره از شبكه‌هاي داخلي استقبال خواهند كرد.

با احترام به اقليت منتقد«ميوه ممنوعه»

اين كارگردان به اين پرسش كه آيا نياز است هنرمندان و مديران تلويزيون، با گفت‌وگو با افرادي كه بر صدا و سيما فشار وارد مي‌كنند آن‌ها را توجيه كنند، پاسخ مثبت داد و گفت: برگزاري جلسات گفت وگو با اين دوستان بسيار موثر خواهد بود. آنان نيز بخشي از جامعه هستند. همان طور كه ما هنرمندان دوست داريم مردم به تماشاي كارهايمان بنشينند، بايد انتظار داشته باشيم كه برخي هم به ما انتقاد كنند.

وي يكي از مشكلات فرهنگي جامعه ما را عدم انتقاد پذيري دانست و افزود: اين ويژگي منفي به گروهي خاص تعلق ندارد. بلكه در بين تمام اقشار جامعه ديده مي‌شود.

فتحي با اعتقاد به معجزه گفت‌وگو تاكيد كرد: حل مشكلات دنياي امروز و رسيدن به حس احترام متقابل،تنها از طريق گفت و گو ممكن مي‌شود. در سال‌هايي زندگي مي‌كنيم كه بايد به فرهنگ گفت‌وگوي متقابل اهميت دهيم و هنرمندان نيز بايد از اين فرهنگ استقبال كنند.

كارگردان «ميوه ممنوعه» با قائل شدن احترام براي همان اقليتي كه «ميوه ممنوعه» را مورد انتقاد قرار دادند، ادامه داد: ‌معتقدم به علت برخي دلسوزي‌ها اين نقدها مطرح شد. اما بايد ياد بگيريم كه از طريق رسانه مي‌توان برخي معضلات اجتماعي را مطرح كرد. امروز ديگر با فرستادن مشكلات به سايه اجتماعي، نمي‌توان آ‌ن‌ها را حل كرد. بلكه با اين كار مشكلات بيشتر مي‌شود. بايد به جامعه‌مان اعتماد كنيم و بدانيم اين جامعه تحمل بحث در خصوص مشكلات را دارد.

كار ما بالغ بر 950 دقيقه و حذفي ما 5 دقيقه بود

تهيه‌كننده«ميوه ممنوعه» نيز درباره تلاش‌هايي كه مدير شبكه دو سيما براي حمايت از «ميوه ممنوعه» انجام داد، اظهار كرد: آقاي فرجي تا آخرين لحظات توليد ميوه ممنوعه حضور داشتند و حتي آخرين نوار را خودشان از اتاق مونتاژ برداشته و به پخش رساندند. مدير شبكه دو مقابل بسياري از مشكلات به همين ترتيب ايستادند. كار ما بالغ بر 950 دقيقه است و از اين مدت شايد بيش از 5 دقيقه برنداشتند.

وي ادامه داد: من بسيار خوشحالم كه آقايان فرجي و فتحي با فشارهايي كه كما بيش اعمال شد مدارا كردند و معتقدم پس از پخش «ميوه ممنوعه» اتفاقي جديد در تلويزيون رخ داد.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 13:36 |

اسماعيل عفيفه در نشست «ميوه ممنوعه» در ايسنا، با اعتقاد بر اين كه فرهنگ تصويري مخاطب هر روز در حال رشد كردن است. گفت: در نتيجه ما همواره بايد به فكر ايده‌هاي نو باشيم و تلاش كنيم دايره سوژه‌هاي تلويزيون را گسترش دهيم. «ميوه ممنوعه» هم با چنين طرز تفكري شكل گرفت.

اين تهيه‌كننده ادامه داد: در صحبت‌هاي اوليه‌اي كه با آقاي كاظمي‌پور (نويسنده) داشتيم بر آن شديم كه وارد بخشي از جامعه شويم كه تا به حال در تلويزيون شاهد نبوده‌ايم.

به گزارش ايسنا، وي درباره‌ي اهميت تسهيل روند برنامه‌سازي از سوي تهيه كننده، خاطرنشان كرد: برخورد سرسري با سوژه‌ها و تكرار موضوعات در تلويزيون بسيار راحت است و طي چند سال اخير اين اتفاق تا حدودي در تلويزيون رخ داد كه به از دست دادن مخاطب نيز منجر شد.

تهيه‌كننده ميوه ممنوعه با تاكيد بر لزوم پژوهش و تحقيق براي ساخت سريال‌هاي تلويزيوني در پاسخ به اين پرسش كه پاسخ آنتن را چگونه بايد داد، گفت: مگر ميوه ممنوعه چگونه ساخته شد؟! اين سريال داراي پارامترهايي بود كه آن را باورپذير مي‌كرد. اگر به مردم دروغ نگوييم مردم به تماشاي سريال‌ها خواهند نشست.

اسماعيل عفيفه، بخشي از مشكلات سريال‌سازي را به هنرمندان مربوط دانست و تصريح كرد: برخورد سطحي با كارها به ساخت سوژه‌هاي تكراري منجر مي‌شود. ما بايد به عنوان اهرم فشار قصه‌هاي جديد را به مديران عرضه كنيم؛ اگر قصه‌ها خوب باشد مديران هم مي‌پذيرند.

اسماعيل عفيفه در پاسخ به اين پرسش كه چه توصيه‌اي به همكارانش براي تهيه كارهاي مناسبتي دارد، گفت: پارامترهاي مختلف «ميوه ممنوعه» به خوبي در كنار هم قرار گرفت. ما نويسنده بسيار صبوري داشتيم كه بارها كار را بازنويسي كرد. نگارش ديالوگها را هم به يكي از نمايشنامه‌نويسان مطرح كشور سپرديم. من و آقاي فتحي 10 سال قبل با هم همكاري داشتيم. ايشان از آن زمان خيلي تغيير كردند. آقاي فتحي در حال حاضر به يكي از كارگردانان 6 دانگ كشور بدل شده‌اند. در ميوه ممنوعه ضرباهنگ و زمان اجراي سكانسها به خوبي از سوي كارگردان رعايت شد.

وي ادامه داد:‌تيم بسيار منسجم و خوبي، پشت اين كار بوده و صميميتي ويژه تيم ايجاد شد. از همان روزهاي اول كار به يقين رسيديم كه در حال ساخت كار خوبي هستيم.

چنين تيمي دوباره كنار هم جمع شوند و حمايت‌هاي مدير شبكه هم باشد باز هم ساخت سريالي مانند ميوه ممنوعه ممكن مي‌شود.

حسن فتحي هم‌چنين در پاسخ به پرسش ديگري درباره همكاري با پيمان ابدي به عنوان سرپرست گروه بدلكاران كه در صحنه تصادف از آن‌ها استفاده شد، گفت: از كار ايشان و همكارانشان بسيار راضي بوديم آقاي ابدي بسيار شخصيت متيني دارند و فتح بابي كرده‌اند كه به كار بدلكاري به صورت حرفه‌اي نگاه شود.

اسماعيل عفيفه نيز درباره همكاري با پيمان ابدي گفت: 80درصد از آن چه توسط گروه بدلكاري اجرا شد بر اساس خواسته آقاي فتحي بود و در يك برداشت اين سكانس را تصويربرداري كرديم.

اين كارگردان در پاسخ به پرسش ايسنا درباره استفاده از دو دوربين در سريال «ميوه ممنوعه»، اظهار كرد: از همان ابتدا به اين نتيجه رسيديم كه براي رساندن كار به پخش بايد از دو دوربين استفاده شود. البته استفاده از يك دوربين به كارگردان اجازه مي‌دهد كه زواياي دلخواهش را بيشتر بگيرد. اما در «ميوه ممنوعه» احساس كردم بايد وسواس را كنار گذاشت تا كار به پخش برسد.

كارگردان «ميوه ممنوعه» در ادامه گفت: رويكرد ما به استفاده از دو دوربين همان اندازه اجتناب ناپذير بود كه در كار از دو نويسنده استفاده شد. اين شرايط اجباري بود. اما در نهايت اتفاق خوبي افتاد. الان حتي فكر مي‌كنم كه در سريال‌هايي كه شرايط معمول برخوردارند مي‌توان از چنين سيستمي استفاده كرد.

فتحي درباره روند نگارش فيلمنامه «ميوه ممنوعه» يادآور شد: ما در هفته 2 تا 3 بار جلسه داشتيم. نتيجه گفت‌وگوها توسط آقاي كاظمي‌پور نوشته مي‌شد و گاه ايشان مجبور مي‌شدند متن را چند بار بازنويسي كنند. پس از اين كه به اين نتيجه مي‌رسيديم كه سكانس مشكلي ندارد متن به آقاي نادري تحويل داده مي شد و گاه ديالوگ‌ها نيز بار ديگر توسط ايشان بازنويسي مي شد.

وي درباره مطالبي كه تحت عنوان نگارش ديالوگهايي از جنس حسن فتحي در خصوص سريال «ميوه ممنوعه» مطرح شده بود، متذكر شد: تمامي ديالوگ‌ها متعلق به آقاي نادري بود؛ اما اين شباهت چندان عجيب نيست. اين ديالوگ‌ها نتيجه جلسات بسيار بوده است. ضمن اين كه من و آقاي نادري طبيعت نزديكي با هم داريم. البته گاه اتفاق مي‌افتاد كه با هم اختلاف سليقه هم داشته باشيم.

كارگردان «ميوه ممنموعه» در عين حال گفت:‌موردي پيش مي‌آمد كه وقت كم بود و ما دستي در متن مي‌برديم.

وي با قائل شدن سهمي براي بداهه در كارهايش خاطرنشان كرد كه گاه لحظات زيبايي هم در اين بداهه شكل مي‌گيرد.

حسن فتحي به اين پرسش كه آيا بخشي از ديالوگ‌هاي امير جعفري توسط خود وي به صورت بداهه گفته مي شد پاسخ منفي داد و گفت: ديالوگ‌هاي جلال فتوحي عين به عين فيلمنامه توسط امير جعفري گفته شد. من از همان ابتدا از آقاي جعفري خواستم كه جمله‌اي را به صورت بداهه اضافه نكند.

كارگردان «ميوه ممنوعه» در عين حال اذعان داشت: اين فضا گاه پديد مي‌آمد كه در صحنه، ديالوگ‌هايي را به كار اضافه كنيم، بازيگران اصلي پيشنهاداتي را مطرح مي‌كردند كه پيشنهادها ديالوگ‌ها عوض مي شد.

فتحي ادامه داد:‌ آقاي عفيفه ابتدا پيشنهاد كرد خود من اين فيلمنامه را بنويسم؛ اما من ذهنم به شدت به خاطر «مدار صفر درجه» خسته بود. بنابراين قرار بر اين شد كه فيلمنامه نوشته شود و اگر لازم بود من دوباره فيلمنامه را بازنويسي كنم. اما نويسندگان ما به حدي خوب فيلمنامه را نوشتند كه من تنها 4- 5 درصد در فيلمنامه دخالت كردم.

وي در پاسخ به اين پرسش كه در مواردي ردپاي نويسنده در صحنه‌ها به وضوح ديده مي‌شد و توجه مخاطب را بيش از تصاوير جلب مي‌كرد، گفت: يك اثر هنري قرار است استرليزه شده واقعيت باشد. اگر اين مساله را نپذيريم بايد بسياري از كارهاي شكسپير را رد كنيم. اشكالي كه برخي به ديالوگ‌هاي «ميوه ممنوعه» گرفتند، اشكالي بود كه در خصوص «شب دهم» هم مطرح شد. اماچه عيبي دارد كه ديال‌گوها شعرگونه باشند؟!

حسن فتحي ادامه داد: در «ميوه ممنوعه» گاه عين به عين ديالوگ‌هاي جامعه مطرح نشده است بلكه در مورادي به نثر سعدي، ادبيات گذشته و تمثيل‌هاي تهران قديم تنه زده است. اين‌ها عيار «ميوه ممنوعه» است. وگرنه نوشتن از روي دست ديگران براي كسي كه اهل پژوهش باشد، بسيار ساده است.

حسن فتحي در پاسخ به اين پرسش كه چگونه فيلمسازان مي‌توانند در عين رعايت خط قرمزها، به زندگي واقعي آدم‌ها نزديك شوند و سريال‌هايي موفق را توليد كند؟‌ گفت: بد نيست سريال سازان ميوه ممنوعه را به عنوان يك پديده به تماشا بنشينند و اگر پرسشي داشتند ما در حد توان مي‌توانيم به آن پاسخ دهيم. ما بقي به تلاش‌هايي برمي‌گردد كه خود كارگردان و تهيه‌كننده انجام مي‌دهد.هر اندازه انگيزه دروني برنامه‌ساز بالاتر باشد، طبيعتا با ضريب انرژي بيشتري سعي مي‌كند آن كار بهتر شود. اما اگر به حرفه سريال‌سازي به عنوان يك شغل نگاه شود. كار خوبي را شاهد نخواهيم بود.

اين كارگردان سينما و تلويزيون ادامه داد: اين تفكر اشتباه ايجاد شده كه سينما ژانر درجه يك است و سريال ژانر درجه دو؛ اگر كار ما با توفيق همراه بود به اين علت بوده كه هيچ كدام از ما به عنوان شغل و ژانر درجه دو به اين كار نگاه نكرديم و تلاش كرديم تمام امكاناتمان را به كار گيريم.

كارگردان «ميوه ممنوعه» با اشاره به نقش مثبت تهيه‌كننده در ساخت اين سريال خاطرنشان كرد: آقاي عفيفه با ايجاد آرامش در گروه كه توسط بسياري تهيه‌كنندگان فراموش شده است، به موفقيت اين كار بسيار كمك كردند. ضمن اين كه ايشان براي خود در اين سريال كيسه ندوختند. براين اساس هر جا كه پيشنهادي از سوي من مطرح شد كه احساس كرديم به موفقيت كار مي‌انجامد، از آن استقبال كردند.

وي در ادامه اظهار كرد: نويسندگان ما با انگيزه كار كردند؛ علي‌رغم وسواس‌هاي من صبورانه ايستادند؛ بازيگران ما از آقاي نصيريان گرفته به عنوان مسن‌ترين تا بقيه با عشق و علاقه كار خود را انجام دادند.

حسن فتحي در نشست ايسنا مطرح كرد: توصيه‌ام به افراد اين است كه با عشق و علاقه وارد سريال سازي شوند؛ كسي بازيگران «ميوه ممنوعه» را وادار به ايفاي نقش در اين مجموعه نكرد. آنان مزد تلاش‌هاي خود را گرفتند.

وي در اين بخش به بازي هانيه توسلي به عنوان يكي از بهترين بازي‌هايش اشاره كرد و گفت: او با وجود اين كه يك چهره‌ي سينمايي است اما اين كار را جدي گرفت و مدام پيگير فيلمنامه بود.

حسن فتحي در پاسخ به پرسش ديگر درباره استفاده از خواننده سريال «ميوه ممنوعه» در يكي از پلان‌ها به عنوان بازيگر، خاطرنشان كرد: اين پلان در يك برداشت ضبط شده چرا كه قرار بود احسان خواجه اميري خودش را بازي كند. به نظرم بد نيامد چرا كه بخش مهمي از مخاطبان سريال «ميوه ممنوعه» جوانان بودند كه به موسيقي پاپ هم علاقه دارند. فكر كردم اين پلان شايد باعث به وجود آوردن جوانان شود. اگر مي‌توان به شكل سالمي جوانان را به وجود بياوريم چرا نبايد اين كار را بكنيم؟‌

وي در پاسخ به پرسشي درباره نمايش ساز در سريال ميوه ممنوعه، خاطرنشان كرد: اين حركتي است كه از سال‌ها پيش در تلويزيون آغاز كرده‌ام. ازسريال «پهلوانان نمي‌ميرند » تا ميوه ممنوعه همواره در قصه‌هايم جاي پايي براي موسيقي، ترانه، حركات موزون و فولكلورهاي ايراني قائل شده‌ام تا شايد از اين طريق صداي مردم به كساني كه قصد تصميم‌گيري‌هاي فقهي دارند برسد و شايد برخي مسائل حل شود.

كارگردان «ميوه ممنوعه» درباره ساخت موسيقي اين سريال اظهار كرد: ما آقاي خواجه اميري را همواره به عنوان يك خواننده مي‌شناختيم.دكتر يدالهي ايشان را به عنوان آهنگساز پيشنهاد دادند و ابتدا در انتخاب او ترديد داشتيم. اما در نهايت از اين انتخاب بسيار خوشحال شديم چرا كه در آهنگسازي بسياري سرعت عمل داشت.

اسماعيل عفيفه نيز در تاييد صحبت‌هاي حسن فتحي گفت:‌ از همان ابتدا تلاشمان بر اين بود كه از يكي از خوانندگان محبوب جوانان استفاده شود. بايد به جوانان فرصت شعف و شادي داد و يكي از وظايف رسانه‌ همين است.وقتي احسان خواجه اميري انتخاب شد از همان ابتدا مي‌دانستيم كه بايد «ميوه ممنوعه» دو – سه ترانه داشته باشد.

حسن فتحي نيز در پايان خاطرنشان كرد: موسيقي پاپ بخشي از زندگي است؛ هم‌چنان كه فلسفه بخشي از زندگي است. بايد ياد بگيريم كه اين‌ها را در كنار هم ببينيم. شايد داستان شيخ صنعان و موسيقي پاپ با هم تناقض داشته باشند اما اين تناقض‌ها لازم بود

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 13:33 |

«حسن فتحي» در نشست خبري سريال «ميوه ممنوعه» كه در تالار شهيد حسن قريب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) برگزار شد، از «حاج يونس» به عنوان آيينه‌اي ياد كرد كه سريال «ميوه ممنوعه» در مقابل مخاطبانش قرار داده است تا تمام اقشار جامعه بتوانند خود را در اين آيينه ببينند.

«علي نصيريان» نيز كم رنگ بودن عشق حاج يونس در «ميوه ممنوعه» را به دليل حذف برخي صحنه‌هاي اين سريال دانست و افزود: اگر اين صحنه‌ها حذف نمي‌شد، تضادي كه در شخصيت حاج يونس وجود داشت بيشتر ديده مي‌شد.

«اسماعيل عفيفه»، تهيه‌كننده سريال «ميوه ممنوعه» نيز با اشاره به حمايت‌هاي مديران سيما از اين سريال، بخش‌هاي حذف شده از «ميوه ممنوعه» را تنها حدود 4 الي 5 دقيقه تخمين زد.

***

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، در ابتداي نشست، علي نصيريان در پاسخ به اين پرسش كه «گناه حاج يونس چه بود» كه چنين شخصيتي را تصوير مي‌كرد؟ گفت: اين شخصيت يك آدم متدين بود كه يك ركعت از نمازش را از دست نمي‌داد. اما مطمئن هستم اين آدم در زندگي‌اش مشكلاتي داشته است؛ كما اين كه پسرش به چنين آدمي مبدل شده بود. بنابراين ميوه ممنوعه اين پرسش را مطرح مي‌كرد كه آيا اعتقاد و ايمان حاج يونس با مشكل مواجه نبوده است؟!

وي در بررسي شخصيت حاج يونس از بعد دراما خاطرنشان كرد: در سريال «ميوه ممنوعه» عشقي بر حاج يونس مقدر مي‌شود. او نمي‌خواهد عاشق شود و زن بگيرد؛ كما اين كه ابتدا كه هستي را مي‌بيند نگاهي به عكس دخترش مي‌اندازند و در صحنه‌اي حتي عصباني مي‌شود و دختر را بيرون مي‌كند.

علي نصيريان تاكيد كرد: در «ميوه ممنوعه»، عشقي به عنوان آزمايش و مشيت الهي بر حاج يونس نازل مي‌شود؛ اين عشق، «مقدر» است كه براي آزمايش بر حاج يونس رسوخ مي‌كند و تمام نكته از زماني شروع مي‌شود كه كشمكش دروني حاج يونس ميان ايمان و عشقش شكل مي‌گيرد.

بازيگر نقش حاج يونس در پاسخ به اين پرسش كه چرا در مواردي كشمكش دروني اين شخصيت براي تماشاگر ملموس نبوده است و به نظر مي‌رسد بسترسازي اوليه براي كنش دروني اين شخصيت كمرنگ است، ‌گفت: يك بخش‌هايي از سريال حذف شده بود؛ وگرنه احساسات حاج يونس در صحنه‌هايي ابراز مي‌شود، بخش‌هايي در صحنه‌هايي حاج يونس حتي درباره حس و عشقش صحبت مي‌كند كه اين صحنه‌ها را حذف كرده بودند.

به اعتقاد علي نصيريان، حذف برخي صحنه‌هاي «ميوه ممنوعه» كه احساسات حاج يونس فتوحي را به تصوير مي‌كشيد، به اين مساله منجر شده بود كه درگيري و تضاد كه در درون وي به وجود آمده بود، كم رنگ شود.

حسن فتحي ـ كارگردان ـ در ادامه اين نشست ايسنا در پاسخ به اين پرسش كه گناه حاج يونس چه بوده است؟ ابتدا به رسانه‌ها متذكر شد: از شما رسانه‌ها مي‌خواهم كه كارها را با هم مقايسه كنيد. ايراد رسانه‌ها اين است كه از زاويه ديد بسيار ايده‌آليستي كارها را بررسي مي‌كنند. توصيه من اين است كه گاه از اين كجاوه كمال‌گرايي پياده و با ما در اين جاده خاكي همراه شويد تا بتوانيم راحت‌تر گفت‌وگو كنيم.

وي با تاكيد بر اين كه «ميوه ممنوعه» بايد با سريال‌هاي مناسبتي سال‌هاي اخير تلويزيون مقايسه شود، ادامه داد: موضع كمال‌ گرايانه ما هم كاملا متفاوت است با آن چه در اين سريال ديده شد. اما نگاه از موضع كمال‌گرايانه در خصوص كارهاي مناسبي، مشكلي را حل نمي‌كند.

بايد مقداري نسبت‌ها را سنجيد و در متن نسبت‌هاي واقعي، پرسش‌ها را مطرح كرد. گاه بازيگر براي بازي در يك سريال، يك سال و نيم وقت داشته و در جلسات متعدد با كارگردان و تهيه‌كننده شخصيت را آناليز كرده‌اند، اما در سريال‌هاي مناسبتي بازيگر تنها دو تا سه ماه وقت دارد.

به گفته حسن فتحي، در كارهاي مناسبتي موقعيت تراژيكي پيش مي‌آيد كه وقتي دقيق مي‌شويد مي‌بينيد، هيچ كس مقصد نيست.

اسماعيل عفيفه ـ تهيه‌كننده ـ به ابتداي بحث برگشته و به اين كه «گناه حاج يونس چه بوده؟» پاسخ گفت و اظهار كرد: به لحاظ فقه، حاج يونس اگر ازدواج مي‌كرد هم گناهي نكرده بود. اما تلقي شخصي قهرمان نسبت به موقعيت خودش و ارتباطي كه با خالقش داشت، وضعيتي دقيق‌تر را طلب مي‌كرد كه خودش براي خودش تعريف مي‌كند. قرار نيست اين ايمان تحت شعاع عشق زميني قرار گيرد. نمونه‌هايي از اين دست هم در ادبيات خودمان و هم در ادبيات اگزيستانسياليسم مذهبي مطرح مي‌شود.

وي ادامه داد: نوع بازي آقاي نصيريان و شوريدگي كه از خود نشان مي‌دهد نزديك به همين موارد است. شايد اگر از اين زاويه ديد، به اين مساله نگاه شود، بسياري مشكلات را حل شده ببينيم.

***

حسن فتحي، درباره همذات پنداري مخاطب با شخصيت حاج يونس و اين كه به نظر مي‌رسد مخاطب در تمام طول كار شخصيت حاج يونس را دوست دارد و با گناه او همراه نمي‌شود و بر او خورده نمي‌گيرد؟ گفت: دوست داشتني شدن حاج يونس وضعيتي بود كه اقتضاء متن و نوع نگاه ما بود. حاج يونس مظهر هر انساني مي‌تواند باشد. در موقعيتي كه او با اعتقادات خود در كشمكش قرار مي‌گيرد، ما ديگر حاج يونس را نمي‌بينيم؛ بلكه هر انساني مي‌تواند در اين موقعيت قرار گيرد.

وي درباره استنباط‌هاي غلطي كه در خصوص توهين به گروهي خاص مطرح شده بود، تصريح كرد: سطحي‌ترين برداشتي كه مي‌توان از اين كار داشت، توهين به عده‌اي خاص است؛ قصد ما توهين به گروهي خاص نبوده است.

اين كارگردان با تاكيد بر اين كه «مي‌دانيد چرا تماشاگر حاج يونس را دوست دارد؟!» گفت: او مظهر هر انساني است كه در زندگي‌اش دچار موقعيت تراژيك مي‌شود.

علي نصيريان نيز در ادامه صحبت‌هاي حسن فتحي، توضيح داد: قهرمانان تراژيك نيز همين وضعيت را دارند. تماشاي تراژدي لذت بخش است. ما «هملت» و «اتللو» را واقعا دوست داريم. حتي «پدر خوانده» را با وجود اين كه آدم بدي است را دوست داريم.

اين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون ادامه داد: حاج يونس كار خلافي انجام نداده كه او را دوست نداشته باشند. اتفاقا به خاطر موقعيت دردناكي كه پيدا كرده، دوست داشتني‌تر شده است. اين عشق، مقدر است و همان سرنوشتي است كه «اديپ» را وادار مي‌كند پدرش را بكشد و با مادرش ازدواج كند. مگر «اديپ» اين موقعيت را دوست دارد؟! اما اين موقعيت‌ها بر قهرمانان تراژدي مقدر شده است؛ چرا كه بايد، آزمايشي الهي صورت گيرد.

علي نصيريان با اشاره به كدورتي كه در تمثيل شيخ صنعان ميان شيخ و خدا وجود داشته است، ادامه داد: اين كدورت ميان حاج يونس و خدا هم وجود داشت. بر اين اساس پسرش به او مي‌گويد تو بارها كارهاي اشتباه كرده و بعد استغفار كرده‌اي.

اين بازيگر تاكيد كرد: حاج يونس يك شخصيت تراژيك لذت بخش است و ديدن تراژدي يك آدم لذت بخش است چرا كه به تزكيه نفس منجر مي‌شود.

علي نصيريان با اشاره به كمشكش‌هايي كه در درون شخصيت حاج يونس در صحنه‌هايي ديده شد، يادآور شد: آيا صحنه‌اي كه حاج يونس قصد طلاق قدسي را دارد، به ياد داريد؟! حاج يونس پس از فرصت 10 روزه كه محضردار لحاظ مي‌كند، خوشحال مي‌شود؛ اين به علت همان كشمكش دروني اين شخصيت است. اين درگيري را حتي تماشاگر ساده تلويزيون هم درك مي‌كند. اما اشكال ما اين است كه بلافاصله پس از طرح يك قضيه، جواب مي‌خواهيم. اما بايد ظرفيت تحمل وجود داشته باشد تا جلو برويم و ببينيم يك قصه به كجا مي‌انجامد.

***

حسن فتحي در پاسخ به پرسش ايسنا درباره كالبد شكافي خلاء‌هايي كه يك زن ممكن است در زندگي همسرش ايجاد كند و لغزيدن دل يك مرد بر اثر اين خلاء‌ها ونگراني‌هايي كه از طرح چنين مسائلي ممكن بود در سازندگان ايجاد شود، گفت: برخلاف نگراني‌هايي كه برخي‌ها دارند، من مي فكر مي‌كنم ما مردم باشعوري داريم. يادتان نرود اين تماشاگر تلويزيون هر هفته چند فيلم و سريال خوب سينمايي را از تلويزيون شاهد است كه اغلب ممكن است ايراني نباشند؛ و حسن اين مساله هم بالا بردن ذائقه مخاطب است.

اين كارگردان درباره‌ درگيري‌هايي كه كشمكش دروني شخصيت اصلي ممكن بود در مخاطب هم ايجاد كند،‌ گفت: كاركرد بزرگ در امر ايجادچالش نه به قصد تخريب است. ايجاد چالش در مخاطبان مهم است؛ چرا كه باعث مي‌شود به نكاتي كه از آن‌ها غافل شده‌اند دوباره توجه كنند. اگر از اين منظره نگاه كنيم هنرمندان عرصه نمايش در واقع مصلحان جامعه خود هستند.

***

حسن فتحي در بررسي سريال «ميوه ممنوعه» از منظر انسان‌شناسي فلسفي، گفت: در اين نگاه، كشمكش‌هاي دروني انسان مطرح مي‌شود. بر اين اساس اغلب افراد جامعه با شخصيت حاج يونس فتوحي همذات پنداري كردند؛ چرا كه اين شخصيت آيينه‌اي است كه مخاطبان در برابر خود گرفته‌اند. در نگاه به اين آيينه، واكنش‌ها متفاوت است. ما گاه خود را با دقت مي‌بينيم و گاه چشمان را مي‌بنديم و گاه شايد به حدي عصبي مي‌شويم كه آيينه را بشكنيم. چنين واكنش‌هايي در سطح جامعه نسبت به «ميوه ممنوعه» مطرح شد.

كارگردان در بررسي «ميوه ممنوعه» از منظر اجتماعي خاطرنشان كرد: در اين كار ما با قشري روبه‌رو هستيم كه مومن و مسلمان هستند و حاج يونس فتوحي نيز به اين قشر تعلق دارد. اگر به كلام قرآن توجه كنيم، مي‌بينيم قرآن تنها به كافرين تذكر نمي‌دهد، بلكه نمازگزاران را هم خطاب قرار مي‌دهد. قرآن براي همه مسلمانان با ضريب تدين متفاوت نازل شده است.

وي ادامه داد: قرآن اگر به كافران و منافقان نسبت به تبعات اعمال آنان هشدار مي‌دهد، نسبت به اعمال غلط نمازگزاران هم هشدار مي‌دهد. خصوصا نمازگزاراني كه گاه دين را چماق مي‌كنند و بر سر ديگران مي‌كوبند و به اسم دين خدا اميال نفساني خود را مطرح مي‌كنند.

فتحي ادامه داد: دقت كنيد، خواهيد ديد كه بسياري از جنگ و دعواهاي جوامع امروزي، جنگ و دعواي دين‌داري و بي‌ديني نيست، بلكه جنگ و دعواي ميان اميال نفساني است.

اين نويسنده و كارگردان معتقد است: نگاه مثبت طيف‌هاي مختلف جامعه به «ميوه ممنوعه» نشان مي‌دهد كه اين سريال در نقد اجتماعي زبان حال اكثر مردم جامعه بوده است.

***

به گفته وي «ميوه ممنوعه» ازعلاوه بر منظر انسان شناسي (فلسفي) و اجتماعي، از بعد خانوادگي نيز حرفي براي گفتن داشت.

كارگردان «ميوه ممنوعه» در بررسي اين سريال از بعد خانوادگي، گفت: «ميوه ممنوعه» از منظر خانوادگي نيز هشدارهايي را مطرح كرده است. ما در كلان شهر زندگي مي‌كنيم. شاخصه زندگي در كلان شهرها، تنهايي انسان‌هاست. در جامعه ما نيز همين اتفاق در حال رخ دادن است. خانواده‌ها نسبت به 30 سال قبل كمتر دور هم جمع مي‌شوند. در نتيجه آدم‌ها تنهاتر مي‌شوند و خلاء روحي عاطفي آنان بيشتر مي‌شود.

حسن فتحي در ادامه صحبت‌هايش خاطرنشان كرد: هر چند سخت است؛ اما بايد بين بيرون كار كردن و زندگي خانوادگي تعادل برقرار كرد.اين مساله زن و مرد نمي‌شناسند، اي بسا مرداني هم وجود دارند كه درست همين مشكل «قدسي» را دارند و به خانواده‌شان توجه نشان نمي‌دهند.

***

علي نصيريان در بخش ديگر نشست «ميوه ممنوعه» در خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در پاسخ به اين پرسش كه آيا نقد «ميوه ممنوعه» بدون در نظر گرفتن تفكر شرقي و مذهبي امكان پذير است، گفت:‌ آن چه اهميت دارد تصوير كردن يك شخصيت ايراني است. اگر چه اصول بازيگري يكي است. اما نمي‌توانيم بازي يك بازيگر ايراني و فرنگي را يكي بدانيم.

وي ادامه داد: بحث و گفت‌وگوي بسياري در خصوص ساختار شخصيت و نوع ارائه تصوير كردن و بازي يك شخصيت مطرح است. ما فيلم‌هاي غربي بسياري ديده‌ايم و با آن‌ها در ارتباط هستيم. اما آن خونسردي و حس شخصيت غربي با ما متفاوت است.

اين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون در پاسخ به خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، ادامه داد:‌اگر ما دراما را اقتباس كرديم، اين اقتباس بايد از آن خودمان باشد. بنابراين بايد شخصيت‌هاي دراما با نگاه شرقي‌مان تلفيق شود. ما در خصوص بسياري از لغات و كلمات حاج يونس با آقاي فتحي(كارگردان) صحبت مي‌كرديم. با وجود اين كه نويسندگان بسيار خوبي داشتيم. اما گاه احساس مي‌كردم ممكن است يك كلمه به شخصيت من نخورد و آن را مطرح مي‌كردم.

علي نصيريان تاكيد كرد: ارائه و تصوير يك شخصيت ايراني در هر سن و سال نبايد تقليدي از فرنگي‌ها باشد. بلكه بايد روانشناسي رفتار و احساسات شرقي ـ ايراني خود ما تصوير شود. سعي من بر اين بوده كه به جايي برسم كه از تمام تكنيك‌هاي دراما استفاده كرده و آن را با حس خودي تلفيق كنم و در نهايت نقشي را كه بازي كنم كه شرقي و ايراني باشد.

***

اين بازيگر در پاسخ به اين كه گفته مي‌شود بازي او با شخصيت «حاج يونس فتوحي» درباره زنده شد، خاطرنشان كرد:‌ عواملي چون متن، كارگردان، موقعيت، شانس و شخصيت پردازي بر روي احياء كردن بازي يك بازيگر تاثير دارد. خود چارچوب نقش نيز اهميت بسيار دارد. من به تمثيل شيخ صنعان از سال‌ها قبل علاقه داشتم و دوست داشتم حتي آن را روي صحنه اجرا كنم.

وي ادامه داد: آن چه باعث موفقيت «ميوه ممنوعه» شد، تحليل درست آقاي فتحي از اين شخصيت بود.

***

نصيريان در پاسخ به اين پرسش كه پس از بازي در «ميوه ممنوعه» باز هم به فكر اجراي تمثيل شيخ صنعان بر روي صحنه تئاتر است، پاسخ منفي داد و گفت: با بازي در «ميوه ممنوعه» لذتم را از اين شخصيت بردم و ديگر دنبال ايفا كردن نقش شيخ صنعان نيستم. اين قصه براي بازيگر بسيار امكان كار فراهم مي‌كرد.

علي نصيريان در پاسخ به برجسته شدن بازي تئاتري در سكان خداحافظي از هستي شايگان زير باران و دايره‌اي زرد رنگ اسفالت بيمارستان، گفت: نماي دور دوربين (لانگ شات)مي‌طلبيد كه كمي تحرك و جنبش بيشتري در بازي وجود داشته باشد تا بازي به چشم بخورد. در واقع بعد از خداحافظي از «هستي شايگان»، همه چيز براي اين شخصيت «حاج يونس» به پايان مي‌رسد.

***

به گزارش ايسنا، حسن فتحي ، كارگردان در بخش ديگري از اين نشست در پاسخ به اين پرسش كه تلويزيون تا چه اندازه در مقابل فشارهاي وارد آمده بر اين سريال، از عوامل حمايت كرده است گفت: به نظر مي رسد اين فشارها از سوي گروه‌هايي در بيرون از سازمان صدا وسيما بوده است و سازمان تا حدودي حتي جلوي اين فشارها ايستاد. برخي از اين گروه‌هاي معترض حتي اصرار داشتند كه پخش «ميوه ممنوعه» متوقف شود. اما سازمان صدا و سيما در مقابل اين فشارها مقاومت كرد و ساخت و پخش ادامه يافت.

وي ادامه داد: شايد حمايت مديران سيما، به اين علت بوده است كه ما در جلسه‌اي قصه را با جزييات براي آنان تعريف كرديم و ما چيزي بيش از آن چه در اين جلسه مطرح كرديم، نساختيم.

كارگردان «ميوه ممنوعه» از اين كه بسياري از خط قرمزهاي تلويزيون كه بسياري از آن‌ها توهمي بيش نبوده، برداشته شده است، ابراز خرسندي كرد و گفت: هر چه در اين زمينه‌ها صادقانه‌تر كار شود، مردم با رغبت بيشتر برنامه‌هاي صدا و سيما را دنبال مي‌كنند.

به گفته وي درصد بالاي مخاطبان «ميوه ممنوعه» به مديران صدا و سيما پيام داد كه اگر سريالي آيينه تمام نماي جامعه باشد، از آن بسياري استقبال خواهند كرد.

حسن فتحي، رويكرد جديد سازمان صدا و سيما كه يك بازتاب آن ساخت «ميوه ممنوعه» بوده است را مبارك خواند و ابراز اميدواري كرد كه اين رويكرد پس از اين نهادينه و به شكل جريان مستمر در برنامه‌سازي تلويزيون ادامه يابد.

وي ادامه داد: اگر اين رويكرد ادامه يابد آحاد بيشتري از مردم به جاي تماشاي ماهواره از شبكه‌هاي داخلي استقبال خواهند كرد.

***

اين كارگردان به اين پرسش كه آيا نياز است هنرمندان و مديران تلويزيون، با گفت‌وگو با افرادي كه بر صدا و سيما فشار وارد مي‌كنند آن‌ها را توجيه كنند، پاسخ مثبت داد و گفت: برگزاري جلسات گفت وگو با اين دوستان بسيار موثر خواهد بود. آنان نيز بخشي از جامعه هستند. همان طور كه ما هنرمندان دوست داريم مردم به تماشاي كارهايمان بنشينند، بايد انتظار داشته باشيم كه برخي هم به ما انتقاد كنند.

وي يكي از مشكلات فرهنگي جامعه ما را عدم انتقاد پذيري دانست و افزود: اين ويژگي منفي به گروهي خاص تعلق ندارد. بلكه در بين تمام اقشار جامعه ديده مي‌شود.

فتحي با اعتقاد به معجزه گفت‌وگو تاكيد كرد: حل مشكلات دنياي امروز و رسيدن به حس احترام متقابل،تنها از طريق گفت و گو ممكن مي‌شود. در سال‌هايي زندگي مي‌كنيم كه بايد به فرهنگ گفت‌وگوي متقابل اهميت دهيم و هنرمندان نيز بايد از اين فرهنگ استقبال كنند.

كارگردان «ميوه ممنوعه» با قائل شدن احترام براي همان اقليتي كه «ميوه ممنوعه» را مورد انتقاد قرار دادند، ادامه داد: ‌معتقدم به علت برخي دلسوزي‌ها اين نقدها مطرح شد. اما بايد ياد بگيريم كه از طريق رسانه مي‌توان برخي معضلات اجتماعي را مطرح كرد. امروز ديگر با فرستادن مشكلات به سايه اجتماعي، نمي‌توان آ‌ن‌ها را حل كرد. بلكه با اين كار مشكلات بيشتر مي‌شود. بايد به جامعه‌مان اعتماد كنيم و بدانيم اين جامعه تحمل بحث در خصوص مشكلات را دارد.

***

تهيه‌كننده«ميوه ممنوعه» نيز درباره تلاش‌هايي كه مدير شبكه دو سيما براي حمايت از «ميوه ممنوعه» انجام داد، اظهار كرد: آقاي فرجي تا آخرين لحظات توليد ميوه ممنوعه حضور داشتند و حتي آخرين نوار را خودشان از اتاق مونتاژ برداشته و به پخش رساندند. مدير شبكه دو مقابل بسياري از مشكلات به همين ترتيب ايستادند. كار ما بالغ بر 950 دقيقه است و از اين مدت شايد بيش از 5 دقيقه برنداشتند.

وي ادامه داد: من بسيار خوشحالم كه آقايان فرجي و فتحي با فشارهايي كه كما بيش اعمال شد مدارا كردند و معتقدم پس از پخش «ميوه ممنوعه» اتفاقي جديد در تلويزيون رخ داد.

***

اسماعيل عفيفه در نشست «ميوه ممنوعه» در ايسنا، با اعتقاد بر اين كه فرهنگ تصويري مخاطب هر روز در حال رشد كردن است. گفت: در نتيجه ما همواره بايد به فكر ايده‌هاي نو باشيم و تلاش كنيم دايره سوژه‌هاي تلويزيون را گسترش دهيم. «ميوه ممنوعه» هم با چنين طرز تفكري شكل گرفت.

اين تهيه‌كننده ادامه داد: در صحبت‌هاي اوليه‌اي كه با آقاي كاظمي‌پور (نويسنده) داشتيم بر آن شديم كه وارد بخشي از جامعه شويم كه تا به حال در تلويزيون شاهد نبوده‌ايم.

به گزارش ايسنا، وي درباره‌ي اهميت تسهيل روند برنامه‌سازي از سوي تهيه كننده، خاطرنشان كرد: برخورد سرسري با سوژه‌ها و تكرار موضوعات در تلويزيون بسيار راحت است و طي چند سال اخير اين اتفاق تا حدودي در تلويزيون رخ داد كه به از دست دادن مخاطب نيز منجر شد.

تهيه‌كننده ميوه ممنوعه با تاكيد بر لزوم پژوهش و تحقيق براي ساخت سريال‌هاي تلويزيوني در پاسخ به اين پرسش كه پاسخ آنتن را چگونه بايد داد، گفت: مگر ميوه ممنوعه چگونه ساخته شد؟! اين سريال داراي پارامترهايي بود كه آن را باورپذير مي‌كرد. اگر به مردم دروغ نگوييم مردم به تماشاي سريال‌ها خواهند نشست.

***

اسماعيل عفيفه، بخشي از مشكلات سريال‌سازي را به هنرمندان مربوط دانست و تصريح كرد: برخورد سطحي با كارها به ساخت سوژه‌هاي تكراري منجر مي‌شود. ما بايد به عنوان اهرم فشار قصه‌هاي جديد را به مديران عرضه كنيم؛ اگر قصه‌ها خوب باشد مديران هم مي‌پذيرند.

اسماعيل عفيفه در پاسخ به اين پرسش كه چه توصيه‌اي به همكارانش براي تهيه كارهاي مناسبتي دارد، گفت: پارامترهاي مختلف «ميوه ممنوعه» به خوبي در كنار هم قرار گرفت. ما نويسنده بسيار صبوري داشتيم كه بارها كار را بازنويسي كرد. نگارش ديالوگها را هم به يكي از نمايشنامه‌نويسان مطرح كشور سپرديم. من و آقاي فتحي 10 سال قبل با هم همكاري داشتيم. ايشان از آن زمان خيلي تغيير كردند. آقاي فتحي در حال حاضر به يكي از كارگردانان 6 دانگ كشور بدل شده‌اند. در ميوه ممنوعه ضرباهنگ و زمان اجراي سكانسها به خوبي از سوي كارگردان رعايت شد.

وي ادامه داد:‌تيم بسيار منسجم و خوبي، پشت اين كار بوده و صميميتي ويژه تيم ايجاد شد. از همان روزهاي اول كار به يقين رسيديم كه در حال ساخت كار خوبي هستيم. چنين تيمي دوباره كنار هم جمع شوند و حمايت‌هاي مدير شبكه هم باشد باز هم ساخت سريالي مانند ميوه ممنوعه ممكن مي‌شود.

***

حسن فتحي هم‌چنين در پاسخ به پرسش ديگري درباره همكاري با پيمان ابدي به عنوان سرپرست گروه بدلكاران كه در صحنه تصادف از آن‌ها استفاده شد، گفت: از كار ايشان و همكارانشان بسيار راضي بوديم آقاي ابدي بسيار شخصيت متيني دارند و فتح بابي كرده‌اند كه به كار بدلكاري به صورت حرفه‌اي نگاه شود.

اسماعيل عفيفه نيز درباره همكاري با پيمان ابدي گفت: 80درصد از آن چه توسط گروه بدلكاري اجرا شد بر اساس خواسته آقاي فتحي بود و در يك برداشت اين سكانس را تصويربرداري كرديم.

***

اين كارگردان در پاسخ به پرسش ايسنا درباره استفاده از دو دوربين در سريال «ميوه ممنوعه»، اظهار كرد: از همان ابتدا به اين نتيجه رسيديم كه براي رساندن كار به پخش بايد از دو دوربين استفاده شود. البته استفاده از يك دوربين به كارگردان اجازه مي‌دهد كه زواياي دلخواهش را بيشتر بگيرد. اما در «ميوه ممنوعه» احساس كردم بايد وسواس را كنار گذاشت تا كار به پخش برسد.

كارگردان «ميوه ممنوعه» در ادامه گفت: رويكرد ما به استفاده از دو دوربين همان اندازه اجتناب ناپذير بود كه در كار از دو نويسنده استفاده شد. اين شرايط اجباري بود. اما در نهايت اتفاق خوبي افتاد. الان حتي فكر مي‌كنم كه در سريال‌هايي كه شرايط معمول برخوردارند مي‌توان از چنين سيستمي استفاده كرد.

***

فتحي درباره روند نگارش فيلمنامه «ميوه ممنوعه» يادآور شد: ما در هفته 2 تا 3 بار جلسه داشتيم. نتيجه گفت‌وگوها توسط آقاي كاظمي‌پور نوشته مي‌شد و گاه ايشان مجبور مي‌شدند متن را چند بار بازنويسي كنند. پس از اين كه به اين نتيجه مي‌رسيديم كه سكانس مشكلي ندارد متن به آقاي نادري تحويل داده مي شد و گاه ديالوگ‌ها نيز بار ديگر توسط ايشان بازنويسي مي شد.

وي درباره مطالبي كه تحت عنوان نگارش ديالوگهايي از جنس حسن فتحي در خصوص سريال «ميوه ممنوعه» مطرح شده بود، متذكر شد: تمامي ديالوگ‌ها متعلق به آقاي نادري بود؛ اما اين شباهت چندان عجيب نيست. اين ديالوگ‌ها نتيجه جلسات بسيار بوده است. ضمن اين كه من و آقاي نادري طبيعت نزديكي با هم داريم. البته گاه اتفاق مي‌افتاد كه با هم اختلاف سليقه هم داشته باشيم.

كارگردان «ميوه ممنموعه» در عين حال گفت:‌موردي پيش مي‌آمد كه وقت كم بود و ما دستي در متن مي‌برديم.

وي با قائل شدن سهمي براي بداهه در كارهايش خاطرنشان كرد كه گاه لحظات زيبايي هم در اين بداهه شكل مي‌گيرد.

حسن فتحي به اين پرسش كه آيا بخشي از ديالوگ‌هاي امير جعفري توسط خود وي به صورت بداهه گفته مي شد پاسخ منفي داد و گفت: ديالوگ‌هاي جلال فتوحي عين به عين فيلمنامه توسط امير جعفري گفته شد. من از همان ابتدا از آقاي جعفري خواستم كه جمله‌اي را به صورت بداهه اضافه نكند.

كارگردان «ميوه ممنوعه» در عين حال اذعان داشت: اين فضا گاه پديد مي‌آمد كه در صحنه، ديالوگ‌هايي را به كار اضافه كنيم، بازيگران اصلي پيشنهاداتي را مطرح مي‌كردند كه پيشنهادها ديالوگ‌ها عوض مي شد.

***

فتحي ادامه داد:‌ آقاي عفيفه ابتدا پيشنهاد كرد خود من اين فيلمنامه را بنويسم؛ اما من ذهنم به شدت به خاطر «مدار صفر درجه» خسته بود. بنابراين قرار بر اين شد كه فيلمنامه نوشته شود و اگر لازم بود من دوباره فيلمنامه را بازنويسي كنم. اما نويسندگان ما به حدي خوب فيلمنامه را نوشتند كه من تنها 4- 5 درصد در فيلمنامه دخالت كردم.

وي در پاسخ به اين پرسش كه در مواردي ردپاي نويسنده در صحنه‌ها به وضوح ديده مي‌شد و توجه مخاطب را بيش از تصاوير جلب مي‌كرد، گفت: يك اثر هنري قرار است استرليزه شده واقعيت باشد. اگر اين مساله را نپذيريم بايد بسياري از كارهاي شكسپير را رد كنيم. اشكالي كه برخي به ديالوگ‌هاي «ميوه ممنوعه» گرفتند، اشكالي بود كه در خصوص «شب دهم» هم مطرح شد. اماچه عيبي دارد كه ديال‌گوها شعرگونه باشند؟!

حسن فتحي ادامه داد: در «ميوه ممنوعه» گاه عين به عين ديالوگ‌هاي جامعه مطرح نشده است بلكه در مورادي به نثر سعدي، ادبيات گذشته و تمثيل‌هاي تهران قديم تنه زده است. اين‌ها عيار «ميوه ممنوعه» است. وگرنه نوشتن از روي دست ديگران براي كسي كه اهل پژوهش باشد، بسيار ساده است.

***

حسن فتحي در پاسخ به اين پرسش كه چگونه فيلمسازان مي‌توانند در عين رعايت خط قرمزها، به زندگي واقعي آدم‌ها نزديك شوند و سريال‌هايي موفق را توليد كند؟‌ گفت: بد نيست سريال سازان ميوه ممنوعه را به عنوان يك پديده به تماشا بنشينند و اگر پرسشي داشتند ما در حد توان مي‌توانيم به آن پاسخ دهيم. ما بقي به تلاش‌هايي برمي‌گردد كه خود كارگردان و تهيه‌كننده انجام مي‌دهد.هر اندازه انگيزه دروني برنامه‌ساز بالاتر باشد، طبيعتا با ضريب انرژي بيشتري سعي مي‌كند آن كار بهتر شود. اما اگر به حرفه سريال‌سازي به عنوان يك شغل نگاه شود. كار خوبي را شاهد نخواهيم بود.

اين كارگردان سينما و تلويزيون ادامه داد: اين تفكر اشتباه ايجاد شده كه سينما ژانر درجه يك است و سريال ژانر درجه دو؛ اگر كار ما با توفيق همراه بود به اين علت بوده كه هيچ كدام از ما به عنوان شغل و ژانر درجه دو به اين كار نگاه نكرديم و تلاش كرديم تمام امكاناتمان را به كار گيريم.

***

كارگردان «ميوه ممنوعه» با اشاره به نقش مثبت تهيه‌كننده در ساخت اين سريال خاطرنشان كرد: آقاي عفيفه با ايجاد آرامش در گروه كه توسط بسياري تهيه‌كنندگان فراموش شده است، به موفقيت اين كار بسيار كمك كردند. ضمن اين كه ايشان براي خود در اين سريال كيسه ندوختند. براين اساس هر جا كه پيشنهادي از سوي من مطرح شد كه احساس كرديم به موفقيت كار مي‌انجامد، از آن استقبال كردند.

وي در ادامه اظهار كرد: نويسندگان ما با انگيزه كار كردند؛ علي‌رغم وسواس‌هاي من صبورانه ايستادند؛ بازيگران ما از آقاي نصيريان گرفته به عنوان مسن‌ترين تا بقيه با عشق و علاقه كار خود را انجام دادند.

***

حسن فتحي در نشست ايسنا مطرح كرد: توصيه‌ام به افراد اين است كه با عشق و علاقه وارد سريال سازي شوند؛ كسي بازيگران «ميوه ممنوعه» را وادار به ايفاي نقش در اين مجموعه نكرد. آنان مزد تلاش‌هاي خود را گرفتند.

وي در اين بخش به بازي هانيه توسلي به عنوان يكي از بهترين بازي‌هايش اشاره كرد و گفت: او با وجود اين كه يك چهره‌ي سينمايي است اما اين كار را جدي گرفت و مدام پيگير فيلمنامه بود.

***

حسن فتحي در پاسخ به پرسش ديگر درباره استفاده از خواننده سريال «ميوه ممنوعه» در يكي از پلان‌ها به عنوان بازيگر، خاطرنشان كرد: اين پلان در يك برداشت ضبط شده چرا كه قرار بود احسان خواجه اميري خودش را بازي كند. به نظرم بد نيامد چرا كه بخش مهمي از مخاطبان سريال «ميوه ممنوعه» جوانان بودند كه به موسيقي پاپ هم علاقه دارند. فكر كردم اين پلان شايد باعث به وجود آوردن جوانان شود. اگر مي‌توان به شكل سالمي جوانان را به وجود بياوريم چرا نبايد اين كار را بكنيم؟‌

***

وي در پاسخ به پرسشي درباره نمايش ساز در سريال ميوه ممنوعه، خاطرنشان كرد: اين حركتي است كه از سال‌ها پيش در تلويزيون آغاز كرده‌ام. ازسريال «پهلوانان نمي‌ميرند » تا ميوه ممنوعه همواره در قصه‌هايم جاي پايي براي موسيقي، ترانه، حركات موزون و فولكلورهاي ايراني قائل شده‌ام تا شايد از اين طريق صداي مردم به كساني كه قصد تصميم‌گيري‌هاي فقهي دارند برسد و شايد برخي مسائل حل شود.

كارگردان «ميوه ممنوعه» درباره ساخت موسيقي اين سريال اظهار كرد: ما آقاي خواجه اميري را همواره به عنوان يك خواننده مي‌شناختيم.دكتر يدالهي ايشان را به عنوان آهنگساز پيشنهاد دادند و ابتدا در انتخاب او ترديد داشتيم. اما در نهايت از اين انتخاب بسيار خوشحال شديم چرا كه در آهنگسازي بسياري سرعت عمل داشت.

اسماعيل عفيفه نيز در تاييد صحبت‌هاي حسن فتحي گفت:‌ از همان ابتدا تلاشمان بر اين بود كه از يكي از خوانندگان محبوب جوانان استفاده شود. بايد به جوانان فرصت شعف و شادي داد و يكي از وظايف رسانه‌ همين است.وقتي احسان خواجه اميري انتخاب شد از همان ابتدا مي‌دانستيم كه بايد «ميوه ممنوعه» دو – سه ترانه داشته باشد.

حسن فتحي نيز در پايان خاطرنشان كرد: موسيقي پاپ بخشي از زندگي است؛ هم‌چنان كه فلسفه بخشي از زندگي است. بايد ياد بگيريم كه اين‌ها را در كنار هم ببينيم. شايد داستان شيخ صنعان و موسيقي پاپ با هم تناقض داشته باشند اما اين تناقض‌ها لازم بود.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 13:32 |

بر اساس دو شاخص ميزان بيننده و ميزان رضايت از سريال‌ها، «ميوه‌ي ممنوعه»،«يك وجب خاك» و«اغماء» رتبه‌هاي اول تا سوم سريال‌هاي تلويزيوني را به دست آورده‌اند.

هم‌چنين سريال تركي «گمگشته» تنها با حدود 14 درصد مخاطب، توانسته 92 و 2 دهم درصد بيشترين رضايت بينندگان را تا پايان هفته‌ي دوم مهرماه به دست آورد.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) بر اساس نظرسنجي مركز مطالعات و تحقيقات صدا و سيما، ميزان رضايت بينندگان از اين سريال تركي كه از شبكه اول سيما پخش مي‌شود بيش از 92 درصد بوده و بيش از 27 قسمت از آن روي آنتن رفته است.

پس از اين سريال، «ميوه ممنوعه»، توانسته است كه رضايت 91 درصد از بينندگان را به دست آورد و بر اساس اين آمار پس از پخش 22 قسمت، 83 و 8 دهم درصد بيننده داشته است.

«شكرانه» كه از شبكه‌ي تهران پخش مي‌شد، 62 و 9 دهم درصد از بينندگان از ديدن آن راضي بودند و اين سريال پس از پخش 22 قسمت، 59 و 6 دهم درصد بيننده داشته است.

بر اساس اين گزارش، مجموعه‌ي«اغماء» كه روي آنتن شبكه‌ي اول مي‌رفت، تا پايان هفته‌ي دوم مهرماه، با 83 و 9 دهم درصد، بالاترين درصد بيننده را كسب كرده است و 78 و 2 دهم درصد از بينندگان پس از پخش 21 قسمت از آن از ديدن «اغماء» ابراز رضايت كرده‌اند.

«يك وجب خاك» سريال شبكه سه سيما با كسب 81 و 7 دهم درصد ميزان رضايت بينندگان، پس از «ميوه ممنوعه» در رتبه‌ي دوم قرار مي‌گيرد. اين سريال بعد از گذشت 23 قسمت از پخش آن توانسته است 81 و 3 دهم درصد بيننده كسب كند.

گفتني است در اين نظرسنجي كه از مردم تهران درباره‌ي هشت سريال پخش شده در ماه مبارك رمضان انجام شده است، «عطر سيب» با 5 و 8 دهم درصد، كمترين درصد بيننده را داشته است. اين سريال با جلب رضايت 71 و 4 دهم درصد از بينندگان، پس از «شكرانه» كمتر از ساير سريال‌ها توانسته رضايت مخاطبان را به دست آورد.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 13:28 |



گوهر خیراندیش :حاضر نيستم اين تجربه را تكرار كنم

ساناز ساسانی نیا:گروه فرهنگ و هنر- در روزهايي كه «ميوه ممنوعه» در حال پخش بود، تمام كساني كه مشتاقانه سريال را دنبال مي‌كردند، از ته دل برايش دل مي‌سوزاندند، اميدوار بودندكه در پايان داستان عاقبت خوشي براي قدسي و بچه‌ها و حتي همسرش رقم بخورد و...



البته وقتي حرف از دلسوزي مي‌شود، خودش مي‌گويد: «من بيشتر از اينكه بخواهم براي قدسي دلسوزي كنم، آنقدر غرق تماشاي سرنوشت نقش آقاي نصيريان شده بودم كه در خيلي مواقع دلم براي حاج يونس مي‌سوخت». گوهر خيرانديش تا آخرين روزهاي پخش اين سريال مشغول بازي در نقش قدسي بود، وقتي ساعت دوازده و نيم شب او را براي ضبط سكانس «كنسرت مصطفي» در فرهنگسراي ارسباران ديديم، آنقدر خسته بود كه مي‌شد خستگي تمام شب‌هاي كاري را در چهره‌اش ديد. گفت‌وگوي پيش رو در حدفاصل ضبط پلان‌هاي مختلف آخرين قسمت سريال «ميوه ممنوعه» در فرهنگسراي ارسباران انجام شد.


 تجربه بازي در يك مجموعه روتين چطوربود ؟

صرف‌نظر از اينكه مجموعه موفقي بود، احساس مي‌كنم به هيچ عنوان حاضر نيستم اين تجربه را تكرار كنم، آن هم به جهت خستگي اين كار و عجله‌اي كه براي توليد وجود داشت. روزانه رساندن متن‌ها، طاقت‌فرسا بودن ساعت كار،‌اينكه بيست و پنج، شش ساعت به طور مداوم سر صحنه باشيم، بي‌خوابي‌هايي كه براي اين مجموعه كشيديم، خستگي در تن همه ما باقي مانده است. با اين توصيف، واقعا ديگر تصميم ندارم، چنين تجربه‌اي را تكرار كنم.

   از نوع شخصيت‌پردازي‌ «قدسي» بگوييد.

قدسي زني است كه از همان دوران تحصيل، تدريس مي‌كرده، معلمي بوده زحمتكش كه به كمك همسرش كه در گذشته كار آنچناني نداشته در واقع شاگرد بازار و جواني كوشا بوده و به كمك هم يك زندگي را مي‌سازند. قدسي در طي مراحل زندگي‌اش پس از دوران معلمي به سمت مدير يك دبيرستان و از مدير دبيرستان به رئيس ناحيه ارتقا پيدا مي‌كند. زني روشنفكر و مومنه كه در زمينه كار خودش داراي تحصيلات آكادميك است و... . او سعي داشته در دامانش فرزنداني خوب و صالحي رشد كنند.

 پس چرا  جلال به خلاف كشيده شده است؟

جلال با رشدي ناكافي در بستر خانواده وارد بازار كار شده و به مرور آلوده مسائل اقتصادي مي‌شود. مي‌توان گفت كه شكل‌گيري تربيت و شخصيت او از دست خانواده خارج مي‌شود و مسائل بيمارگونه بازار و اقتصاد اين فرزند را به ورطه نابودي مي‌رساند.

 ولي قدسي يك مدير امروزي است. اوكه سعي در كنترل فرزندان سركش خانواده‌ها دارد، يعني آنقدر ساده است كه نمي‌داند يا اينكه نمي‌خواهد بداند كه پشت ظاهر انسان‌دوستانه پسرش چه چيز ديگري نهفته است؟

ببينيد، قدسي مثل پدر خانواده آشكارا در جريان معاملات پسرش قرار نمي‌گيرد. براي همين از كارهاي جلال كاملا بي‌اطلاع بوده. همان‌طور كه گفتم جلال فردي است كه قبل از شكل‌گيري درست شخصيتي وارد بازار مي‌شود و با روبه‌رو شدن با پول‌هاي هنگفت و مسائل اقتصادي به دامان دزدي و احتكار و...مي‌افتد. براي همين مي‌شود گفت كه جلال در اين جامعه دچار لغزشي شده، بدون اينكه خانواده متوجه‌اش شوند.

 در صحنه‌اي كه قدسي خبر طلاق عروس‌اش را مي‌شنود با توجه به اينكه فردي امروزي است، نوع بي‌تابي‌هايي كه از خودش نشان مي‌دهد  سنتي است. آيا خود شما تصميم گرفتيد كه اين‌گونه اين صحنه را به نمايش بگذاريد يا خواست كارگردان بود؟

در مورد آن صحنه، قدسي مي‌فهمد زن پسرش در كشوري ديگر طلاق گرفته و اين وسط بچه كوچكش دربه‌در شده است. پسرش را مي‌بيند كه بي‌قراري و گريه مي‌كند بعد قضیه حاج یونس و ...گويي به نوعي دچار مرگ و عزا شده است. در اين شرايط ديگر نمي‌تواند يك گوشه بنشيند و فقط مات و مبهوت به اطرافش نگاه كند يا كمتر تألماتش را نشان دهد. در آن صحنه من به خواست آقاي فتحي عمل كردم كه مي‌خواست بيشتر در بازي‌ام گريه، ناراحتي و خودزني را نشان بدهم، من دستور كارگردان را در شرايطي كه مي‌دانم ايشان حتما به كليات كار هم فكر مي‌كنند، اجرا كردم.

 چرا وقتي قدسي متوجه موضوع عشق حاج يونس به هستي مي‌شود،‌چندان به دنبال راه‌حل نيست و خيلي بي‌تفاوت، به اتفاقي كه  افتاده تن مي‌دهد؟

قدسي شخصيتي است كه از ابتدا محكم زندگي‌اش را اداره كرده است. هيچ‌وقت فكر نمي‌كرد كه مرد زندگي‌اش، كسي را به جاي او جايگزين كند. آن‌قدر در اين ناباوري فرو رفته كه وقتي اين اتفاق مي‌افتد، فكر مي‌كند كه حتما انتخاب نشده است. پس ترجيح مي‌دهد بي‌خودي سعي نكند كه خودش را به زندگي مردش تحميل كند. در واقع بيشتر اين غرورش است كه اجازه نمي‌دهد و فكر مي‌كند وقتي مردش او را لايق ندانسته و كس ديگري را انتخاب كرده است، پس چه بهتر كه از زندگي او آرام‌آرام كنار برود و فقط به فكر فرزندش كه هنوز به ثمر نرسيده و مشغول تحصيل است، باشد. به او كمك كند و با تنهايي‌هايش بسازد.

   ولي اين طوري به نظر مي‌رسد كه به عنوان يك زن آگاه و تحصيل‌كرده خيلي زود تسليم خواسته شوهرش مي‌شود كه...

 قصه به من مي‌گويد زود تسليم شو يا نه. ضمن اينكه از ابتدا با نويسندگان هم صحبت كرده بودم كه دوست ندارم اين زن پس از اينكه شوهرش انتخاب نمي‌كند، وبال او باشد. درست است كه در وهله نخست سرخورده مي‌شود، اما از آنجا كه تحصيلكرده است، آگاهانه زندگي‌اش را مهار مي‌كند تا بتواند در آينده حتي الگو شود و...  بعد از مدتي مي‌بينيم كه هم خودش و هم بچه‌هايش قانع مي‌شوند كه يك زندگي 38 ساله را نمي‌شود به راحتي از بين برد. در واقع قدسي در ابتدا و به‌طور طبيعي از اتفاقي كه افتاده ناراحت و شوكه مي‌شود اما بعد از مدتي به فكر نجات زندگي‌اش مي‌افتد. به هر حال قدسي در قصه زني است كه با همه ذكاوت و درايت خودش توانسته مشكلات شاگردان و اطرافيانش را به خوبي حل كند، بالطبع چنين آدمي نمي‌تواند عكس‌العملش خنثي باشد. ما مي‌خواستيم در روند قصه اين لحظات بحراني را در زندگي آدم‌ها محك بزنيم و در قصه مي‌بينيم كه حاج يونس تا انتها در اين عشق پيش مي‌رود و زن هم كمي غصه‌دار و مريض مي‌شود، اما در پايان اين زن هست كه به فكر نجات زندگي‌اش مي‌افتد و مردش را با همه اتفاقاتي كه افتاده، مي‌پذيرد و حتي بچه‌ها را قانع مي‌كند كه آنها هم سعي كنند مشكل پدرشان را درك كنند و يادشان باشد كه قبل از اينكه پدر عاشق شود، پدر خانواده و مدير خانواده بوده است. مدير احترامش واجب است. هرچند كه دچار لغزش شده بود.

 هنگام بازي لحظاتي بود كه در طول كار آنقدر غرق در نقشتان شويد كه براي قدسي دلسوزي كنيد؟

شايد باور نكنيد اما بيشتر از اينكه بخواهم براي قدسي دلسوزي كنم، آنقدر غرق در نقش آقاي نصيريان شدم كه در خيلي از سكانس‌ها براي حاج‌يونس دلسوزي مي‌كردم.

  مواردي بود كه به پيشنهاد شما، نكته‌اي در مورد قدسي يا ساير كاراكترها دستخوش تغيير شود؟

بله، بارها پيش آمد. كارگردان و نويسنده‌ها از هر كدام از اين پيشنهادات كه به كار نزديك بود، استقبال مي‌كردند و آنهايي هم كه كاربرد نداشت، كنار گذاشته مي‌شد.  مخصوصاً در مورد زندگي و محل كار قدسي كه من پيشنهاد دادم محل كار قدسي را هم در قصه داشته باشيم و اينكه ببينيم كه قدسي در مقابل مسائل و مشكلات زندگي‌اش چگونه خودش هدايت‌‌كننده زندگي خودش مي‌شود. پيشنهادهاي من در جهت تعالی و رشد شخصيت قدسي و در جهت درك بهتر قصه از طرف مخاطب بود.

 در مورد ساير نقش‌ها هم اين اتفاق افتاد. منظورم تغييراتي است كه با نظر شما صورت گرفته باشد؟

بله، مثلاً‌ در فيلمنامه اوليه، هستي مادري داشت كه در خانه بود. مادر فلج بود و تقريباً هيچ كاري انجام نمي‌داد. پيشنهاد من به نويسندگان اين بود كه اين چه مادري است كه نمي‌داند شوهر و دخترش دارند چه كار مي‌كنند و از مسائل اطرافش بي‌خبر است. آيا بهتر نيست كه به جاي مادر، يك مادربزرگي كه سال‌هاست با اين خانواده زندگي مي‌كند و حضورش هم به روند طبيعي قصه لطمه وارد نمي‌كند را جايگزين كنيم. خوشبختانه دوستان هم از اين پيشنهاد استقبال كردند و آن قسمت از قصه را تغيير دادند.

 طراح گريم اين مجموعه، خانم مهين نويدي، معتقد است كه طراحي گريم يك بازيگر بايد به نوعي باشد كه وقتي بازيگر بعد از گريم در اولين لحظه خود را در آينه ديد، در قالب نقشش فرو رود. آيا اين اتفاق براي شما هم افتاد؟

بله، من علاوه بر سريال «ميوه ممنوعه» پيش از اين در چندين پروژه در خدمت خانم نويدي بوده‌ام و مي‌توانم اين را بگويم كه ايشان يكي از نادرترين گريمورهايي هستند كه به كاراكتر يا شخصيت بسيار اهميت مي‌دهند. ابعاد مختلف شخصيتي به لحاظ گريم برايشان خيلي اهميت دارد. ايشان بارها و بارها با من كار كرده است. ويژگي صورت من را مي‌شناسد. شخصيت‌هايي را كه من بازي كردم، مي‌شناسد و در مورد اين نقش هم سعي كرده كه نوع گريم قدسي نسبت به نقش‌هاي قبلي‌ام متفاوت باشد. در طول روند كار معمولاً‌به كمك كارگردان مي‌آيد و با بازيگران همفكري مي‌كند و سعي مي‌كند ايده‌هايي مطرح كند كه براي نزديك شدن بازيگر به نقش كمك دهنده باشد. ما تا حالا اجراهاي درخشاني از ايشان را شاهد بوده‌ايم.

 شباهت‌هاي خيلي زيادي بود بين نقش قدسي، زن حاج يونس و زن حاجي در فيلم سينمايي دنيا. انگيزه‌تان درباره انتخاب مجدد اين نقش چه بود؟

اين روزها اين قضيه را خيلي‌ها مطرح كردند. خط قصه اينكه يك مرد بازاري عاشق يك زن جوان شده است، شايد شبيه فيلم «دنيا» باشد ولي نوع پرداختن به قصه زندگي قدسي و حاجي در بستري كه مطرح شد، به هيچ‌وجه شبيه فيلم «دنيا» نيست. بلكه در اينجا مسائل گوناگوني در چارچوب قصه ما مطرح مي‌شود كه به ما گوشزد مي‌كند يادمان باشد كه زلزله‌اي بود، بمي بود كه نابود شد و يادمان باشد  احترام بين پدر و مادر، فرزند و خانواده و مساله عشق و اینکه اگر  اقتصادي  زير بنايش درست و اصولي و الهي نباشد، چگونه و تا چه حد مي‌تواند آدم‌ها را به ورطه نابودي بكشاند. گنجاندن اين مسائل در قصه مي‌خواهد بگويد كه واقعاً‌ مي‌توانيم در جريان مشكلات خودمان را محك بزنيم. يعني تا اين مشكلات دامنگيرمان نشود، جوهر وجود هر كس آشكار نخواهد شد. به نظر من تك‌تك مسائلي كه در اين سريال مطرح شد، آنقدر ابعادش وسيع و روانشناسانه است كه به‌راحتي نمي‌شود گفت كه قصه ساده فيلم «دنيا» را دارد بلكه كاملاً مي‌شود جاي‌جاي اين قصه را تحليل كرد و به نتايج درستي از يك قصه‌اي كه از پس همه اين موارد توانسته بربيايد رسيد.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 و ساعت 16:19 |

 

گبرلو: «ميوه ممنوعه» نقبي است به جامعه معاصر ايران

خبرگزاري فارس: يك منتقد سينما گفت: مجموعه «ميوه ممنوعه» در نگاه كلي نقبي است به جامعه معاصر ايران با همه معضلاتي كه با آن دست و پنجه نرم مي‌كند.

محمود گبرلو در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: حكايت كهن شيخ صنعان و دخترترسا حكايتي بارها آزموده و امتحان پس داده در عرصه هنرهاي نمايشي است. آنگونه كه در سالهاي اخير نمونه هاي متعددي فيلم، نمايش و مجموعه تلويزيون با الهام از درون مايه «عشق پيرانه سر» ساخته شده كه برخي ميان مايه و برخي موفق‌تر بوده‌اند. «مارال» با مضموني درام و «دنيا» با حال و هواي كميك از جمله نمونه‌هاي مطرح‌تر محسوب مي‌شوند.
وي افزود: حقيقت اين است كه اين حكايت بيش از اين كه داستاني عاشقانه باشد نمايانگر سستي ايمان و لغزش‌هايي است كه ممكن است به قيمت از دست رفتن سال‌ها زهد و عبادت و رياضت منجر شود و همچنان كه شعر ترانه آخر مجموعه «ميوه ممنوعه» مي‌گويد: هفت سال عبادت يك شبه به باد مي‌رود. اما رويكرد اين مجموعه در واقع ملغمه‌اي از وجود انبوه مشكلات روانشناختي و شخصيتي كه بيش از آنكه ناشي از مثلاً پيش زمينه سنتي و مذهبي و هوس‌هاي پيرانه سر يك فرد شناخته شده به ايمان و اعمال نيك باشد به سوءتفاهم‌هاي اجتماعي و بعضاً خانوادگي يا حب و بغض‌هاي معمول بازمي‌گردد.
وي در ادامه گفت: مجموعه «ميوه ممنوعه» در نگاه كلي نقبي است به جامعه معاصر ايران با همه معضلاتي كه با آن دست و پنجه نرم مي‌كند. بيننده اثر انگار لرزندگي خود يا اطرافيان و دوستان و بستگانش را در آن مي‌بيند.«ميوه ممنوعه» به لذاتي در زندگي انسان اشاره دارد كه از سوي خدا ممنوعه اعلام شده و اين ممنوعيت بدل به سنگ محك ايمان آدم‌ها شده است. هبوط آدم به زمين ناشي از سستي ايمان و وسوسه شيطان بود. در صحنه‌اي از مجموعه، حاجي پس از وداع با هستي سيبي را به دست مي‌گيرد و قصد خوردن آن را دارد كه تمثيلي است از ميوه ممنوعه و سيب سرخ حوا.
وي تصريح كرد: داستانك‌هاي متعددي چون ازدواج بدون رضايت پدر و مادر، عاق والدين، كتك كاري زن و شوهري، اختلافات خانوادگي، اختلاف سليقه‌ها و عدم تحمل يكديگر، بخل و حسد، فساد اقتصادي، تمارض، سوءاستفاده از ايثارگران و جانبازان، سطحي‌نگري در برخي امور اقتصادي، فرصت طلبي و انباشتگي ثروت توسط زالوها، دشمني در حد ارتكاب قتل و غارت اموال جلوي چشم قانون و ديگران،شكست حرمت‌ها و داغ حرمان و فقدان و انتقام و ... همگي مضامين فرعي مجموعه را تشكيل مي‌دهند. تازه از قسمت‌هاي مياني است كه عشق حاج يونس فتوحي به دختر شريكش به نوعي ساير داستانك‌ها را تحت الشعاع قرار مي‌دهد، ‌هر چند پيامدهاي اين چرخش دراماتيك در ساير اجزا و پيرنگ‌ها تاثير خود را مي‌گذارد.
گبرلو در ادامه گفت: نخست بايد گفت چنين قصه‌اي براي رسيدن به چنين عشقي (يا هوس يا دام يا هر اسم ديگري كه مي‌شود برايش گذاشت) به دلايل متعدد درست و دراماتيك طرح ريزي نشده و به نظر مي‌رسد لازم بود قدري بيشتر روي رابطه حاج يونس و هستي شايگان كار مي‌شد تا اين برون ريزي احساسات ناباورانه جلوه نكند چون به رغم تلاش‌هاي بازيگر چنين روند سريعي براي از كف دادن ايمان 70 ساله طبيعي جلوه نمي‌كند. يعني آيا زمينه‌اي وجود داشته تا حاج يونس با آمادگي قبلي وارد اين دام شده باشد؟ نكته ديگر اينكه ايمان ((با حرف و سخن پديد نمي‌آيد كه با غمزه‌اي به يغما برود)) بايد در مسير درام اين استحاله – خواه مثبت خواه منفي – را باورپذير از كار درآورد. چرا كه باورپذيري پلي است ميان تماشاگر و اثر هنري.
وي افزود: در حالت فعلي، تماشاگر بيشتر همچون يك قرارداد مي‌پذيرد كه حاجي عاشق شده و نه در اثر تاثير و تاثر حسي و دراماتيك.
اما جدا از اين «ميوه ممنوعه» فيلمنامه حساب شده‌اي دارد و اجزاي آن، هر چند پيچيده و متعدد به دقت چيده شده‌اند(برخلاف يكي دو تا ديگر از مجموعه‌هاي ماه رمضان كه واقعاً فاقد قصه‌اي جذاب و طرحي صحيح بودند) شخصيت‌ها، حوادث و روابط متقابل آدم‌ها در محدوده‌اي طراحي شده‌اند كه كش مكش‌ها، پيرنگ‌ها و داستان كلي را سرپا نگاه مي‌دارند.
گبر لو اضافه كرد: مهمترين دستاورد حسن فتحي، جدا از جذابيت‌هاي نمايش، بازي‌هاي قوي و قدرت دراماتيك و تطابق روح قصه با زندگي روزمره آدم‌هاي واقعي همين جامعه است.
وي تصريح كرد: مهمترين شخصيت‌ها، حاجي يونس، هستي، فرزاد، جلال و قدسي هستند كه دايره درام اثر را شكل مي‌دهند و همچنان كه گفتيم درگيري‌هاي آدم‌ها با آن پس زمينه‌ها از آنجا كه با روح واقع گراي اثر همخون است با تماشاگر ارتباط برقرار مي‌كند و بيدار كردن آدم‌هايي است كه با شروع انقلاب اسلامي تدين را پيشه كردند و هر لحظه ممكن است به غفلت بيافتند و خود بي‌خبرند و يا آگاهانه به اين سو غلطيده‌اند، آدم‌هايي كه مردم نسبت به آنان حساسيت‌هايي دارند و شايد هم نمونه‌هاي آن را به چشم ديده‌اند و جز حرص خوردن كار ديگري نمي‌توانند بكنند. از اين جهت بايد قدردان فتحي بود و به جسارت و شهامت توليدكنندگان اين اثر آفرين گفت

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 14:11 |

در آخرين نظر سنجي سيما؛

مجموعه «ميوه ممنوعه» پر اقبال‌ترين سريال مناسبتي شد

خبرگزاري فارس: بر اساس تاز‌ه‌ترين نظر سنجي مركز تحقيقات صدا و سيما مجموعه مناسبتي «ميوه ممنوعه» با 2/91درصد رضايت پر اقبال‌ترين مجموعه مناسبتي امسال در ماه رمضان شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، مجموعه «ميوه ممنوعه» به كارگرداني «حسن فتحي» با 4/76درصد بيننده مقام اول در ميزان رضايت‌مندي مخاطبان را كسب كرده و سريال «اغماء» به كارگرداني «سيروس مقدم» توانسته است با 1/82درصد بيننده، پر بيننده‌ترين مجموعه سيما شود.طبق اين نظرسنجي مجموعه مذكور توانسته است 1/81درصد رضايت بينندگان تلويزيون را به خود جذب كند.
بنابر اين گزارش، سريال «يك وجب خاك» به كارگرداني «علي عبدالعلي‌زاده» مقام سوم و مجموعه «شكرانه» به كارگرداني «سعيد سلطاني مقام چهارم در ميزان بيننده را به خود اختصاص داده‌اند.
مجموعه «ميوه ممنوعه» كه بالاترين درصد رضايت‌مندي را به خود اختصاص داده است در ايام ماه مبارك رمضان ساعت 21:30 از شبكه دوم سيما پخش شد و بازيگراني چون علي نصيريان، امير جعفري، گوهر خير انديش، هانيه توسلي، عمار تفتي و طناز طباطبايي در آن حضور دارند

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 14:10 |

نقد سريال‌هاي ماه رمضان از نگاه رسانه ملي

خبرگزاري فارس: معاون سيماي سازمان صدا و سيما در گفت‌وگويي رسانه‌اي به برخي نقدها و شبهات مطرح شده درباره مجموعه هاي تلويزيوني ماه رمضان پاسخ گفت.

به گزارش خبرگزاري فارس، «داوود ميرباقري» در اين گفت‌وگو با اشاره به افزايش شمار مخاطبان مجموعه هاي تلويزيوني رمضان امسال در مقايسه با سال هاي قبل گفت: تعدد و تنوع ديدگاه ها و نظرات درباره سريال هاي رمضاني سيما كه اين روزها در رسانه ها و محافل فرهنگي – اجتماعي ارائه مي شود نيز نشانگر موفقيت سيما در جذب مخاطبان عام و خاص است.
وي فضاي معنوي ايجاد شده در ماه مبارك رمضان را فرصتي براي انتقال پيام ها و مفاهيم عميق ديني دانست و افزود: به كارگيري شيوه ها و قالب هاي جديد براي انتقال مفاهيم و آموزه هاي قرآني در مجموعه هاي تلويزيوني رمضان، رويكردي هدفمند است.
معاون سيماي سازمان صدا و سيما با رد شتابزدگي در تهيه و توليد سريال هاي مناسبتي سيما گفت: هماهنگي موجود در محور اصلي مجموعه هاي تلويزيوني ماه رمضان كه امسال بر تبيين موضوع آزمون و ابتلاء‌ الهي براساس آموزه هاي قرآني تمركز دارد نيز نشان دهنده برنامه ريزي و هدفمندي در توليد اين مجموعه هاست.
وي با اشاره به اين كه: در يك سريال پول، محل امتحان و ابتلاء ‌است، در سريالي ديگر زن و در سريالي ديگر مقام و عنوان؛ در سريال «اغماء» پزشك پنجه طلايي به نام «طاها‌پژوهان» كه بالاترين عنوان و مقام پزشكي را در جراحي دارد مورد ابتلاء‌ قرار مي‌گيرد گفت؛ در سريال ميوة ممنوعه هم «حاج فتوحي» متديني متمول و ساده‌دل در مواجهة با يك زن مورد امتحان قرار مي‌گيرد و در سريال «يك وجب خاك» آقاي افشاري فقير با به دست آوردن يك سرماية ميلياردي مورد ابتلاء‌ قرار مي‌گيرد و در سريال «شكرانه» نيز يك رئيس شركت متمول با وسوسه بازپرداخت يا عدم بازپرداخت سرماية ميلياردي برادر شهيدش روبرو مي شود. پس چنين نيست كه سريال ها محور و موضوع روشن و از پيش تعيين شده اي نداشته باشند.
ميرباقري خاطرنشان كرد در مجموعه هاي تلويزيوني كه به صورت مناسبتي توليد و پخش مي شود تلاش بر اين است كه در هر مناسبت با توجه به حال و هوا، ويژگي هاي آن پيام اصلي پيرامون موضوعي خاص متمركز شود.
وي افزود با اشاره به اين كه براساس اين رويكرد، در مجموعه هاي تلويزيوني ماه محرم بيشتر به موضوعات قرآني و اخلاقي و در دهه مبارك فجر به موضوعات انقلابي و سياسي توجه مي شود و در مناسبت‌هايي مانند نوروز هم هدف اصلي مجموعه هاي تلويزيوني ايجاد فضايي شاد و مفرح براي مردم است.
ميرباقري تأكيد كرد: نبايد توقع داشت كه در يك مناسبت تمامي موضوعات مطرح شود چون ما فرصت كافي در طول سال داريم كه در يك جدول كامل به موضوعات مختلف بپردازيم.
وي در پاسخ به برخي انتقادات به داستان مجموعه تلويزيوني پرمخاطب ميوه ممنوعه گفت: نگراني برخي از شخصيت «حاج فتوحي» در سريال «ميوة ممنوعه» بي مورد است چرا كه حاج فتوحي فردي متدين و متمول معمولي است كه در معرض لغزشي انساني قرار مي گيرد، از اين قشر افراد در جامعة ما كم نيستند و همين امر هم‌ذات‌پنداري بيشتري را به وجود آورده و تأثير گذاري معنايي داستان را افزايش داده است و البته چهره روشني مانند روحاني سريال نيز نقش خود را به خوبي ايفا كرده است.
وي دربارة مشابهت قصة «شيخ صنعان» با داستان «ميوة ممنوعه» هم گفت اين مشابهت تام و كامل نيست يعني چنين نيست كه «حاج فتوحي» همانند شيخ‌صنعان بي‌محابا شيفته و سينه‌چاك عشق زني شود بلكه اين علاقه را يك لغزش مي‌داند و سريعاً اين موضوع را با همسرش در ميان مي گذارد و در ادامه سريال خواهيم ديد كه بدون اين كه «حاج فتوحي» سقوط كند همين لغزش را دستماية تبديل ايمان ساده‌دلانه خود به ايمان روشن‌بينانه مي گرداند.
معاون سيماي رسانه ملي همچنين در پاسخ به نظر برخي منتقدين سريال اغماء‌ درباره خرافه‌پردازي در داستان اين سريال به اهميت موضوع شيطان و شيطان شناسي در درك داستان خلقت انسان گفت: خداوند پس از خلق بدن آدم (ع)‌ از مرحلة طين «وَ لَقَد خَلَقنَا الاِنسانَ مِن صَلصالٍ مِن حَمَاٍ مَسنُونٍ» «و ما آدمي را از گل خشك، از لجن بدبو آفريديم» (سوره حجر، آيه 26) نهايتاً «روح» خود را در او دميد ... «فَاِذا سَوَّيتُهُ وَ‌نَفَختَُ فيهِ مِن رُوحي فَقَعُوالَهُ ساجِدينَ» «چون آفرينش را به پايان بردم و از روح خود در آن دميدم، در برابر او به سجده بيفتيد» (سوره حجر، آيه 29)؛ پس از دميده شدن روح الهي در انسان خداوند از عبادت كنندگان خود خواست كه بر انسان سجده نمايند؛ ملائك اين امر را تمكين كرده اما ابليس مخالفت نمود ابليس به دليل مخالفت با دستور الهي ملعون گرديد و از صف فرشتگان اخراج شد. به همين دليل ابليس كينة انسان را به دل گرفته و درصدد گمراه كردن انسان بر مي‌آيد. «قَالَ اَرَأَيتَكَ‌ هَذَا الذَي كَرَمّتَ‌ عَلَيّ اَخَّرتَنِ اِلَي يومُ القِيمهِ لاَحَتِنكَنَّ ذُرِّيَتَهُ اِلاّ قَليلاً» «شيطان مي گويد به خاطر اين انساني كه تو او را بر من كرامت و برتري دادي چنانچه تا روز قيامت به من فرصتي دهي» (سوره اسراء‌، آيه 62) بنابر تأكيدات خداوند در قرآن عزيز شيطان دشمن انسانيت و دشمني بسيار روشن و آشكار است و خداوند از انسان خواسته است كه شيطان را دشمن خود بشمارد.
وي افزود ابليس نيز قسم ياد كرده است كه تمامي انسان ها را منحرف و گمراه سازد و بر همين اساس براساس آموزه هاي قرآني و ديني ما «شيطان دشمن قسم خوردة انسان هاست» هم خداوند اين موضوع را گوشزد كرده است و هم خود ابليس با تأكيدات مؤكّد اين امر را اذعان كرده است.
ميرباقري خاطرنشان كرد دليل عمدة ما در پرداختن به موضوع شيطان اين گونه مطالب است و فكر مي كنيم شيطاني كه بتواند آدم و حواي بهشتي را كه فضيلت، ملكة آنها بوده، فريب دهد امكان فريب ساير انسان ها – بجز مخلصين – كه فضيلت براي آنها «حال» است نه ملكه بسيار ساده تر و ممكن تر مي‌باشد و دائماً‌ بايد به انسان ها تذكر داده شود تا غافل از شيطان نشوند.
وي با اشاره به اين كه تأكيد سريال اغماء‌ بر ترسيم چهره انساني براي شيطان، انتقاداتي را برانگيخته است، در پاسخ به اين انتقادات گفت: قرآن مجيد صراحتاً از شيطان انسي نام برده است. مثلاً آيه 112 سورة انعام كه مي فرمايد:
«وَ كَذلكَ‌ جَعَلنا لِكُلِّ نَبيٍِّ عَدُوّاً شَياطِينَ الاِنسِ وَ الجِنّ يُوحي بَعضُهُم اِلي بَعضٍ زُخرُفَ‌ القَولِ غُروُراً وَ لَوشآءَ‌ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرهُم وَ ما يَفتَرُونَ» «و همچنين براي هر پيامبري، دشمناني از شياطين انس و جن قرار داديم. براي فريب يكديگر، سخنان آراسته القاء‌ مي كنند. اگر پروردگارت مي‌خواست، چنين نمي كردند، پس با افترايي كه مي زنند رهايشان ساز» يا در سورة بقره آية 14 مي‌فرمايد:
«وَ‌ اِذا لَقُوا الَّذيَن ءامَنوا قالُوا ءامَنّا وَ اِذا خَلَوا اِلي شَياطينِهِم قالُوا اِنّا مَعَكُم اِنَّما نَحنُ مَستَهزِءُونَ» «و چون به مؤمنان مي‌رسند، مي‌گويند: ايمان آورده‌ايم و چون با شيطان‌هاي خويش خلوت مي‌كنند، مي‌گويند: ما با شما هستيم، ما استهزايشان مي‌كنيم» و يا در آخرين سورة قرآن سورة ناس دربارة خناسان و شياطين مي فرمايد:
«قُل اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ مَلِكِ النّاسِ اِلهِ النّاسِ مِن شَرِّالوَسواسِ الخَنّاسِ اَلَّذي يُوَسوِسُ في صُدُورِ النّاسِ مِنَ الجِنَّهِ وَالنّاسِ» «بگو: به پروردگار مردم پناه مي برم. فرمانرواي مردم، خداي مردم، از شرّ وسوسة وسوسه‌گر نهاني. آن كه در دل هاي مردم وسوسه مي كند. خواه از جنيان باشد يا از آدميان» و اين آيات صراحتاً اعلان مي نمايد كه شيطان انسي هم وجود دارد.
ميرباقري افزود براساس آموزه‌هاي قرآني ابليس اولين سرپيچي كننده در مقابل دستورات الهي بود و به خاطر همين گمراهي و ضلالت شيطان ناميده مي شود، ابليس قسم خورده كه منكر خدا را معروف و معروف خدا را منكر نشان دهد و به همين دليل در مقابل راهبرد الهي «امر به معروف و نهي از منكر»، «نهي از معروف و امر به منكر» مي‌نمايد و در مقابل «اِنّما يَأمُر بالعدل و الاحسان»، ابليس «يَأمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالفَحشاءِ» «او (شيطان) شما را به بدي و زشتي فرمان مي دهد» (سوره بقره، آيه 169) و « يَأمُرُ بِالفَحشاءِ وَالمُنكَرِ» «او (شيطان) شما را به زشتي و منكر فرمان مي دهد» (سوره نور، آيه 21) مي نمايد. هر يك از طوايف جن و انس كه تابع تام و تمام دستورات ابليس شوند و ولايت ابليس را بپذيرند قرآن آنها را شيطان مي نامد لذا همانگونه كه در بين «جن ها» شيطان و غير شيطان وجود دارد در بين «انس» نيز شيطان و غيرشيطان وجود دارد. و همانگونه كه واقعاً برخي از «جن ها» شيطان مي شوند، همانگونه برخي از «انس‌ها» نيز شيطان مي گردند و چنين نيست كه شيطان ها فقط از طايفة «جن ها» باشند.
ميرباقري خاطرنشان كرد: به دليل عدم توجه به اين آموزه قرآني بسياري از افراد فكر مي كنند شياطين فقط از «اجنه» هستند در حالي كه آيات الهي شياطين انسي را نيز تأييد مي نمايد و بنابر همين آموزه هاي قرآني مي توانيم امكان وجود شياطين انسي را قطعي بدانيم.
وي افزود: اين نكته هم بايد دقت شود كه طبق آموزه هاي قرآني و تفسير علامه طباطبايي شيطان‌هاي جنّي به وسيله وسوسه به شيطان هاي انسي وحي مي كنند و شيطان هاي انسي نيز آن وحي را به طور مكرر و تسويل پنهاني براي اين كه فريب دهند به همديگر مي رسانند. (ترجمة تفسير الميزان، جلد هفتم، صفحة 442، از مجموعة بيست جلدي)
ميرباقري در ادامه گفت: علاوه بر اين كه آموزه هاي ديني و قرآني ما وجود شيطان انسي را تأييد مي‌نمايد، آموزه‌هاي حكمت متعاليه نيز اين امر را تأييد مي‌كند. از جمله ملاصدرا در حكمت متعاليه مي‌فرمايد: فلاسفة پيشين فكر مي‌كردند كه تعريف انسان «حيوان ناطق» است. آن‌ها فكر مي‌كردند «ناطق بودن» فصل اخير انسان است و انسان نوع الانواع است كه در ذيل آن افراد انسان وجود دارد؛ درحالي كه بنابر حكمت متعاليه انسان نوع متوسط است و در ذيل آن انواع قرار مي‌گيرد و به عبارت ديگر «نطق» آخرين فصل يا فصل اخير انسان نيست بلكه فصل اخير انسان يكي از چهار صفت «مكاريت»، «سبعيت»، «بهميت» يا «فرشته‌خويي» است يعني يا ما «حيوان ناطق مكار» داريم يا «حيوان ناطق سبع» يا «حيوان ناطق بهيم» يا «حيوان ناطق مَلَك» كه «حيوان ناطق مكار» همان شيطان است.
وي با استناد به سخنان آيت الله جوادي آملي گفت: ايشان اين تعبير رايج كه از انسان را «حيوان ناطق» شمرده مي شود تعبيري صوري مي دانند و تأكيد مي كنند: «انسان هويتي بسيار دقيق تر دارد و تعبير ياد شده از آن روست كه اكثر افراد حيات ظاهري دارند و سخن مي گويند؛ اما بهيمي، سَبُعي، شيطاني يا مَلَكي بودن آن حيات،‌ مشخص نيست؛ برخي بهيمة ناطق، بعضي سبع ناطق، گروهي شيطان ناطق، عده‌اي انسان ناطق و بعضي فرشتة ناطق اند. اين مطلب كه عده اي واقعاً شيطان و گروهي واقعاً حيوان و برخي روحاً‌ فرشته اند هم براي اهل شهود روشن است و هم اهل استدلال آن را برهاني كرده اند.»
ميرباقري تأكيد كرد با استناد به اين اموزه هاي و دلايل روشن مي توانيم بگوييم نمايش شيطان انسي نه تنها توهم و خرافه پردازي نيست بلكه يكي از آموزه‌هاي ديني را از فراموشي خارج كردن است، متأسفانه برخي فكر مي كنند كه فقط يك شيطان داريم كه همان ابليس است و برخي ديگر فكر مي كنند كه اگر شياطين ديگري وجود داشته باشند براي ما قابل رؤيت نيست چون آن ها از طايفه جن اند و بر همين اساس جامعه و متدينين را از شياطين انسي كه در منظر و مرئي انسان هاي ديگر است غافل مي‌كنند.
وي در پاسخ به ديگر شبهات مطرح شده درباره داستان سريال اغماء‌ گفت: برخي تذكر دادند قلمرو تصرفات شيطان هاست و آيا تسلط شيطان ها بر انسان‌ها مخالف سلطنت تام خداوند نيست؟‌ اما بايد در پاسخ گفت: در برابر دعوت شيطان ها – چه انسي و چه جنّي – انسان ها چند نوع واكنش نشان مي دهند:
برخي دعوت شياطين را نپذيرفته اند و در مبارزة با شياطين سعي مي كنند كه شياطين را در بند و اسير نمايند و فاتحين اين عرصه همان مخلصين اند، برخي ديگر دائماً‌ دعوت شياطين را پس زده و با آن مبارزه مي نمايند، البته گاهي نيز شكست خورده‌اند اما دوباره روي پاي خود ايستاده و مبارزه مي كنند. اين دسته چنانچه بميرند، شهيد از دنيا رفته اند؛ اما دسته آخر كساني هستند كه دعوت شياطين را مي‌پذيرند، سپس مجاري ادراكي و تحريكي خود را براي منحرف كردن ديگران به كار مي برند به گونه اي كه مكر و حيله و خدعه فصل اخير آنها مي شود. اين افراد از اولياء‌ شيطان شده و ابليس و شياطين بر آنها مسلط مي‌شوند و در نهايت خودشان نيز شيطان مي شوند.
ميرباقري افزود: پس چنين نيست كه شيطان بر كسي ولايت نداشته و فقط دعوت كننده باشد. اولين مرحلة كار شيطان دعوت است،‌ سپس وسوسه، سپس تزئين، سپس تسويل، سپس تسويف، سپس تطويع و در نهايت انسان هايي كه در تمامي مراحل با شيطان همراهي نمايند شيطان هم ولي آنها و هم مسلط بر آنها مي شود چنانكه قرآن كريم در آيه 27 سوره اعراف مي فرمايد:
«يا بَني ءادَمَ لايَفتِنَنَّكُمُ‌ الشَّيطانُ كَما اَخرَجَ‌ اَبَوَيكُم مِنَ‌ الجَنَّهِ يَنزِعُ عَنهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوءتِهِما اِنَّهُ يَراكُم هُوَ‌ وَ‌ قَبيلُهُ‌ مِن حَيثُ لاتَرَونَهُم اِنّا جَعَلنَا الشَّياطينَ‌ اَولياءَ لِلَّذينَ‌ لايُؤمِنُونَ» «اي فرزندان آدم، شيطان شما را نفريبد، همچنان كه پدر و مادرتان را از بهشت بيرون راند، لباس از تنشان كَند تا شرمگاهشان را به ايشان بنماياند، او و قبيله اش از جايي كه آنها را نمي بينيد شما را مي بينند. ما شيطان ها را دوستان كساني قرار داديم كه ايمان نمي‌آوردند»
يا در سوره نحل آيه 100 مي فرمايد:
«اِنَّما سُلطانُهُ‌ عَلَي الَّذينَ يَتَوَلَّونَهُ وَالَّذينَ‌ هُم بِه مُشرِكُونَ‌» «تسلط او (شيطان) تنها بر كساني است كه دوستش مي دارند و به خدا شرك مي آورند»
وي در پاسخ به سؤال ديگر درباره علم شيطان گفت: ابليس از عالمان برجسته بوده است و وقتي كه با خلقت انسان مواجه مي شود مي داند كه اين انسان از قواهاي مختلف برخوردار است و بناست در زمين مستقر شود و براي او انبيايي نيز فرستاده خواهد شد كه آن انبياء‌ از مخلصين خواهند بود. لذا از خداوند براي منحرف‌كردن انسان‌ها مهلت مي‌خواهد و خداوند نيز به او مهلت مي‌دهد. لذا مي‌توان گفت كه ابليس موجودي عالِم است. البته سقف دانش وي تا مرحلة عالَم مثال است نه عالَم مجردات و عقول محض. شياطين نيز در عالَم حس و مثال مطالبشان را با يكديگر مبادله مي نمايند. چنانچه قرآن در آيه 121 سوره انعام مي‌فرمايد:
«وَ لا تَاكُلُوا مِمّا لَم يُذكَرِ اسمُ اللهِ عَلَيهِ وَ‌ اِنَّهُ لَفِسقٌ وَ اِنَّ الشَّياطينَ لَيوُحوُنَ‌ اِلي اَوليائِهم لِيُجادِلُوكُم وَ‌ اِن اَطَعتُمُوهُم اِنَّكُم لَمُشرِكوُنَ» «از ذبحي كه نام خدا بر آن ياد نشده است نخوريد كه خود نافرماني است و شياطين به دوستان خود اتكاء‌ مي كنند كه با شما مجادله كنند، اگر از ايشان پيروي كنيد از مشركانيد»
معاون سيماي سازمان صدا و سيما با بيان اين كه هدف از به كارگيري قالب هاي جديد،‌ احياي آموزه هاي فراموش شده قرآن كريم و تعميق اذهان و آگاهي عمومي دربارة مضامين ديني است گفت: رسانه ملي با تكيه بر آثار بزرگان خصوصاً‌ اصحاب حكمت متعاليه همانند ملاصدرا و علامه طباطبايي و آيت ا... جوادي آملي و ارائه مطالب اين بزرگان به نويسندگان و فيلمنامه نويسان برجسته، اصحاب هنر و نمايش براي تبيين آموزه هاي عميق قرآني تلاش مي كند گفت:
ميرباقري وجود برخي نقايص و كاستي ها را در اين تجربه جديد طبيعي دانست و خاطرنشان كرد رسانه ملي از نقد صاحب نظران و طرح ديدگاه هاي كارشناسي براي رفع نقايص موجود استقبال مي كند.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 14:8 |

ساناز ساساني‌نيا: گروه فرهنگ و هنرـ «ميوه ممنوعه» را يكي از مذهبي‌ترين سريال‌هاي بعد از انقلاب مي‌داند.



 معتقد است شيوه نگارش فيلمنامه آن مبتني بر ساختار داستان‌گويي قرآني و داستان‌گويي شرقي است. احترام به سنت‌ها، حس همدردي و نوع دوستي، توجه به امر به معروف و نهي از منكر، خلق آدم‌هاي خاكستري و توجه به اصل معجزه‌گر گفت‌وگو را از جمله ويژگي‌هاي اين سريال مي‌داند. سريالي كه شخصيت‌هايش از دل همين مردم هستند و ايراني بودن در جزء جزء زندگي‌شان ديده مي‌شود.حسن فتحي با چنين ذهنيتي «ميوه ممنوعه» را به سرانجام رسانده، او معتقد است: وظيفه هنرمند قدم زدن در سايه روشن زندگي است و براي اينكه حاصل كارش اثري خلاقانه باشد بايد مديران ضريب امنيت و آرامش كارش را بالا ببرند. فتحي در گفت‌وگو با «تهران امروز» با نظر به روندي كه در توليد ميوه ممنوعه پشت‌سر گذاشته است از مشكلات توليد اين مجموعه گفت‌ و از توقعاتي كه از مديران تلويزيون دارد.
  چرا اين همه حواشي و واكنش‌هاي متفاوت متوجه «ميوه ممنوعه» شد؟ اين خاصيت هنر است. در همه دنيا هم همين‌طور است.وقتي فيلمي ساخته مي‌شود حواشي و شايعه به دنبال دارد، ما هم از اين قاعده مستثني نيستيم.
 موضوع «ميوه ممنوعه» درصدي از پرونده دادگاه خانواده را به خود مشغول كرده است، موضوعي كه وقتي قرار است در يك مجموعه داستاني مطرح شود، با خط قرمزهاي بسياري مواجه مي‌شود و... اين وظيفه هنرمندان است كه نه با زمختي بلكه با ظرافت، نه با خصومت بلكه با يك نوع احساس همدردي نسبت به همه آحاد جامعه به مشكلات و مسائل قابل بحث مردم نزديك شوند. وظيفه هنر قدم زدن در سايه روشن زندگي مردم است. در واقع هنر كارش اين است كه در تاريكي‌ها چراغ بيندازد و مسائلي كه در سايه‌روشن‌ها قرار دارد را به بحث بگذارد، نه براي اينكه كسي را آزار دهد، نه براي تسويه حساب و نه براي انتقام گرفتن از كسي، براي اينكه موضوع به يك معنايي دوستانه مطرح شده و به بحث گذاشته شود و از دل اين بحث‌ها راه‌حل‌هايي بيرون بيايد كه ما در حوزه كلانشهري، اسم آن را فرهنگ پيشگيري مي‌گذاريم.  و راهكاري كه «ميوه ممنوعه» پيشنهاد مي‌كند؟ يكي از معضلات امروز ما، به اعتقاد سازندگان «ميوه ممنوعه» اين است كه در جامعه ما خانواده‌ها كمتر با هم صحبت مي‌كنند. ما به عنوان سازندگان «ميوه ممنوعه» به اصل معجزه گفت‌وگو اعتقاد داريم.در همه جامعه چه در حوزه سياست، چه در حوزه اقتصاد، چه در حوزه فرهنگ و ادبيات و ... در تمام اين حوزه‌ها سريال «ميوه ممنوعه» به نوعي اصل معجزه‌گر گفت‌وگو را به همه پيشنهاد مي‌كند. بزرگ‌ترين هديه‌اي كه خداوند به انسان عطا كرده تعقل كردن است.عقلانيت جمعي به عقلانيت فردي ترجيح دارد. عقلانيت جمعي در يك جامعه حاصل تامل و تعمق است. در كنار هم نشستن، چشم در چشم هم دوختن، گوش به زبان هم سپردن و حرف‌هاي همديگر را شنيدن است. در جامعه ما به دليل معضلات زندگي شهري كم‌كم يك سري كاركردهايي كه مي‌تواند باعث دوام و قوام خانواده‌ها باشد، در حال فراموشي است. هنرمند امروز از اين وضعيت معترض است. بخشي از سنت‌هاست كه در روزگار مدرنيته هم مي‌تواند كارايي‌هاي معنوي فراواني داشته باشد، بايد آنها را شناساند.در ميوه ممنوعه اين نكته به بحث گذاشته شده است كه بايد دوباره برگرديم به اصل پسنديده گفت‌وگو و رودررو نشستن و با هم صحبت كردن.
 با توجه به همين اصل بود كه اولين شريك راز حاج يونس را همسرش قرار داديد؟ در بعضي از سكانس‌ها مي‌بينيم كه حاج يونس به همسرش مي‌گويد كه ما ديگر مدت‌هاست دور هم نمي‌نشينيم، اين ميز و صندلي‌ها مدت‌هاست از آدم‌هايي كه مي‌نشستند و با هم گفت‌وگو مي‌كردند، خالي است و... بعد صراحتا به او مي‌گويد: «قدسي منو ببين، زندگيمو نو ببين، خانواده تو ببين و...» بنابراين «ميوه ممنوعه» در عين حال كه سعي كرده است يك داستان جذاب را تعريف كند، می خواهد به شكل محترمانه و از موضع احساس مسووليت و حس نوعدوستي راجع به جامعه و همه اقشار آن، هشدار دهد، كه اگر مسائل گوناگون زندگي‌تان را جدي نگيريد، به چه تراژدي‌هاي دردآوري مي‌تواند منجر شود. شما قصه‌هاي قرآني را ببينيد، مگر غير از اين است كه دائم هشدار مي‌دهد.
  يعني مي‌خواهيد بگوييد «ميوه ممنوعه» وام گرفته از شيوه داستان‌گويي قرآني است؟ «ميوه ممنوعه» از يك منظر به شدت تحت تاثير سنت داستان‌گويي قرآني است. در سنت داستان‌گويي قرآني «بشارت و انذار» را داريم. خداوند از خوانندگان مي‌خواهد كه تعمق كنند.به خاطر همين است كه قصه‌هاي قرآني از يك منظر بسيار دراماتيك و جذاب و سرگرم‌كننده و از جهتي هشداردهنده و عبرت‌آموز است.گروهي كه «ميوه ممنوعه» را نوشت و در مرحله ساخت آن حضور داشت، در سبك و سياق داستان‌گويي‌اش تا حدود بسيار زيادي تحت تاثير ساختار قصه‌هاي قرآني است و از منظر ديگر تحت تاثير ساختار داستان‌گويي شرقي. به اعتقاد من يكي از دلايل موفقيت اين سريال اين است كه به شدت ايراني است و من روي اين نكته به شدت تاكيد دارم و مي‌توانيم ادعا كنيم كه سازندگان اين سريال يكي از مذهبي‌ترين سريال‌هاي بعد از انقلاب را ساختند.
  از حواشي اين سريال پرسيدم، ببينيد، ما يك جامعه سنتي داريم، فكر نمي‌كنيد رك‌گويي كه در نحوه روايت اثر لحاظ كرده‌ايد باعث اين همه واكنش شده است؟ طبيعت بشر اين‌گونه است كه از انتقاد خوشش نمي‌آيد. اگر به خودش واگذار شود، دوست دارد، بيشتر تعريف بشنود تا انتقاد. در قرآن دائم از ذكر صحبت مي‌شود و مي‌گويد كه حقيقت قرآن چيزي جز ذكر نيست. دائم مومنان را به ذكر دعوت مي‌كند چون معتقد است اين يادآوري و امر به معروف و نهي از منكر كردن، انسان‌ها را از غفلت نجات مي‌دهد. اگر از اين منظر به اين سريال نگاه كنيد، مي‌بينيد كه «ميوه ممنوعه» كارش را درست انجام مي‌دهد. يعني باب انتقاد را به اميد اصلاح و نه به نيت تخريب باز مي‌كند و نگاهش بسيار دلسوزانه است.
  اگر در نوع شخصيت‌پردازي‌ها دقت شود، مي‌بينيم كه در عين حال كه بعضي از رفتارها نقد شده از زواياي ديگر اشخاص چقدر خوب جلوه داده شده‌اند. نمونه‌اش حاج يونس. مگر غير از اين است كه حتي آدم‌هاي خوب هم يك جاهايي در زندگي‌شان ممكن است خطا داشته باشند. یك نگاه دلسوزانه و از موضع همدردي نسبت به تك‌تك شخصيت‌هاي سريال مي‌بينيد. شخصيت‌هاي اين سريال نه بد بد هستند و نه خوب خوب، نه سياه، نه سفيد. شخصيت‌هاي «ميوه ممنوعه» درست مانند آن چيزي است كه خداوند در قرآن راجع‌به انسان مي‌گويد: انسان‌ها موجوداتي هستند كه به همان اندازه كه استعداد رفتن به سمت تقوا را دارند، به همان اندازه هم ممكن است به سمت گناه و مصيبت بروند.به اين موضوع اشاره مي‌كنم كه نگاه سازندگان سريال به شخصيت‌هاي اين قصه از موضع همدردي و نوع‌دوستي است. آدم‌هاي «ميوه ممنوعه» اصلاً با زندگي مردم جامعه ما بيگانه نيستند. بنابراين در نزديك شدن به يكسري مسائل و لايه‌هاي سنتي جامعه سعي كرديم به ديده احترام و نوع‌دوستي حركت كنيم و نگاهمان هم به آن بخش از جامعه بسيار محترمانه است. يادمان نرود اين سريال را كسي مي‌سازد كه سال‌هاست به عنوان كارگردان به سنت، تاريخ، آيين‌ها و آداب و رسوم جامعه‌اش علاقه‌مند است و همواره در آثارش نوعي احترام و تحسين به سنت‌ها بوده است.
  تا پيش از اين، پايبندي به سنت‌ها را در ژانر تاريخي از شما مي‌ديديم. چه اتفاقي افتاد که تصميم گرفتيد اين بار به موضوعات اجتماعي بپردازيد؟ به دو دليل. آقاي فرجي مدير شبكه 2 كه از دوستان قديمي بنده است، خيلي اصرار داشت اين سريال را بسازم. ابتدا امتناع كردم چون فكر مي‌كردم به‌خاطر سختي‌هايي كه سريال‌هاي مناسبتي دارد، اين كار را نكنم اما در ادامه با اصرارهاي ايشان و دوستي كه بين ما بود، پذيرفتم. ديگر اينكه در همه اين سال‌ها سريال‌هاي تاريخي ساخته‌ام. منتقدان وقتي قرار است راجع‌به آثارم بنويسند، از حسن فتحي صرفاً به عنوان كارگردان تاريخي‌ساز ياد مي‌كنند. كم‌كم خودم هم باورم شده بود كه من فقط مي‌توانم سريال تاريخي بسازم، به همين دليل خواستم خودم را محك بزنم. اين را هم اضافه كنم كه با هيچ كارگردان ديگري احساس رقابت ندارم و در واقع فكر مي‌كنم كه بزرگ‌ترين رقيبم، خودم هستم. بنابراين، اين تنها نوعي محك‌زدن بود كه ببينم آيا مي‌توانم سريال موفق روز بسازم يا نه. در كنار اينها جاي هيچ ترديدي نيست كه اگر من مولفه‌ها و دغدغه‌هايي را كه در ساير آثارم وجود دارد، در اين كار نمي‌ديدم قطعاً ساخت آن را نمي‌پذيرفتم.
  باز هم تصميم داريد در ژانر اجتماعي خودتان را محك بزنيد؟ مترصد فرصتي هستم كه براي يك دوره زماني چند ساله تلويزيون را كنار بگذارم. فكر مي‌كنم الان زمانش رسيده است. البته خودم را مديون تلويزيون مي‌‌دانم. در تلويزيون خيلي چيزها ياد گرفتم. همانطور كه در تئاتر خيلي چيزها ياد گرفتم. قطعاً جزو آن گروه از كارگردان‌هايي نيستم و نخواهم بود كه وقتي پا به عرصه سينما مي‌گذارند، به تلويزيون به عنوان جايگاهي براي ارائه آثار دست دومشان نگاه كنند. اما الان مدتي است كه قصه‌ها و داستان‌هايي كه به سراغم مي‌آيند را در قالب سينما مي‌بينم نه تلويزيون.
  در يكي از نشريات خواندم قبل از پذيرفتن كارگرداني اين مجموعه، براي شبكه شرايطي گذاشتيد. اينكه قبل از پخش سريال هرگونه اعمال نظري كه لازم مي‌دانند را روي راش‌ها انجام دهند اما در زمان پخش هيچ‌گونه حذف و اعمال نظري صورت نگيرد اما گويا به شرايط خودشان عمل نكردند و ... هنرمند براي اينكه بتواند يك اثري را خلاقانه بسازد، بايد از يك ضريب امنيتي برخوردار باشد. يعني اينكه يك حداقل آرامشي وجود داشته باشد كه در آن آرامش بشود با خيال راحت توليد كرد. به خاطر همين هميشه زماني كه كاري را شروع مي‌كنم سعي مي‌كنم از همان ابتدا اين قرار را با مديران بگذارم كه هر بحثي كه هست تا قبل از شروع تصويربرداري انجام شود. حتي اگر نپذيرم خودم را متعهد مي‌دانم به نوعي موارد ذكر شده را رعايت كنم. وقتي هم تصويربرداري شروع مي‌شود، توقع‌ام از مديران اين است كه ديگر اتفاق تازه‌اي نيفتد. يعني قصه‌اي را كه طرح كرديم و راجع به آن گفت‌وگو كرديم و به نتيجه رسانديم، ساخته و بعد پخش شود. فكر نمي‌كنم توقع زيادي باشد. آن هم براي كسي كه حدود 20 سال در اندازه خودش سعي كرده براي فرهنگ اين مملكت موثر باشد. من با موضوعات گذشته ايران، زبان از ياد رفته فارسي قديم و اوضاع تهران قديم و ... كار كرده‌ام و هميشه سعي داشته‌ام آثاري خلق كنم كه در قلب مردم رسوخ كند. به نمايندگي از طرف همه كارگردان‌هاي هم‌نسل خودم مي‌گويم كه ما زندگي و عمر و بهترين سال‌هاي عمرمان را صرف ساختن آثاري كرديم كه براي مردم جذاب و مفيد باشد، حداقل كاري كه مي‌شود براي اين گروه از هنرمندان انجام داد، اين است كه برايشان آرامش و امنيت فراهم كنيم تا بتوانند با خلاقيت بيشتر آثارشان را بسازند. در غير اين صورت هر لحظه دغدغه اين را دارند كه ممكن است حكم جديدي صادر شود.
 مشكل از كجاست؟ ما نيازمند يك فكر ساختاري در سطح نهادهاي فرهنگي جامعه از جمله وزارت ارشاد و بعد رسانه سينما و تلويزيون هستيم. به شخصه براي بالا بردن اين ضريب آرامش در كارهايم اين روال را دنبال مي‌كنم حالا شايد در «ميوه ممنوعه» بيشتر صدايش درآمده است.سعي مي‌كنم با مديراني كه طرف گفت‌وگوي من هستند اين بحث‌ها را به‌طور كامل انجام دهم و بعد شروع به ساخت كنم از اين مرحله به بعد توقع‌ام از مديران اين است كه حمايت كامل داشته باشند. طبيعي است كه عده‌اي هم اعتراض خواهند كرد اما به صرف اينكه عده‌اي اعتراض مي‌كنند آيا معني‌اش اين است كه كار ساخته نشود، اگر هميشه به اين‌گونه اعتراضات ترتيب اثر بدهيم كه ديگر نمي‌توانيم كار كنيم.اگر قرار باشد دست روي هر قشري كه مي‌گذاريم اعم از دكتر و مهندس و... با اعتراض آنها مواجه شويم چه بايد كرد.در خلا كه نمي‌شود كار كرد. بايد راجع به انسان‌هايي بسازيم كه بتوانيم دركشان كنيم.ترتيب اثر دادن به هر اعتراضي، نتيجه‌اش اين مي‌شود كه در روال سريال‌سازي و فيلمسازي‌مان متوقف مي‌شويم و درجا مي‌زنيم.توقع زيادي نيست كه هنرمندان انتظار دارند وقتي براي ساخت يك فيلم سينمايي يا سريال تلويزيوني با مديران فرهنگي به توافق رسيدند، تا زمان پخش حمايت شوند البته بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه اين گروه از مسوولان و مديران از دوستان ما هستند. آقاي فرجي، مدير شبكه دو از دوستان قديمي ما هستند، ايشان با دلسوزي تمام تلاش كردند سريال به آنتن برسد، هر چند به هر حال يك سري مشكلات هم وجود دارد.
 پس اين قضيه صحت دارد كه پلان‌هايي از اين مجموعه سانسور شده است؟ اجازه بدهيد در اين مورد صحبتي نكنم.
 سريال‌هاي مناسبتي به‌خصوص سريال‌هاي ماه رمضان هميشه در آخرين لحظات كليد مي‌خورد آيا اين نوع برنامه‌ريزي كه صدا و سيما براي اين‌گونه توليدات دارد براي اعمال‌نظر و كنترل بيشتر اثر در زمان پخش است يا... به‌نظر من براي اعمال نظر نيست اين قضيه بيشتر جنبه مادي دارد. بودجه‌اي كه سازمان براي مجموعه‌هاي ماه رمضان اختصاص مي‌دهد با بودجه‌اي كه مثلاً به سريال‌هاي «الف» مي‌دهند فرق مي‌كند، به‌خاطر همين دست‌اندركاران و سازندگان اين مجموعه ترجيح مي‌دهند كه اين آثار برحسب بودجه‌اي كه به آنها پرداخت مي‌شود كه به‌نظر من اصلاً بودجه خوبي نيست. در همان 3ـ 2 ماه آخر توليد شود كه مقرون به صرفه باشد.
 به عقب برگرديم، از روزي برايمان بگوييد كه تصميم گرفتيد «ميوه ممنوعه‌» را كارگرداني كنيد. اسفند سال گذشته آقاي عفيفه پيشنهاد دادند سريالي براي ماه رمضان كارگرداني كنم. اول امتناع كردم اين تماس‌ها ادامه پيدا كرد و بعد مدير شبكه تماس گرفتند و... نهايتاً گفت‌وگوهاي ما شروع شد كم‌كم تركيبي شكل گرفت از من و آقايان عفيفه، كاظمي‌پور و آقاي نادري كه از نمايشنامه‌نويس‌هاي خوب تئاتر هستند. اين تيم 4 نفره به مدت نزديك به 3 ماه هفته‌اي 4ـ 3 بار جلساتی به مدت 2 تا 4 ساعت برگزار كرديم. در همين نشست‌ها بود كه من ايده وام‌گيري الگوي شاه لير و شيخ صنعان را مطرح كردم و از آن استقبال شد. در مقاطعي از كار با مدير شبكه و معاونت سيما هم جلساتي داشتيم و قصه در گفت‌‌وگو با آنها هم عنوان مي‌شد و نتيجه اين گفت‌و‌گوها منجر شد به نوشتن فيلمنامه «ميوه ممنوعه». حسن بزرگ اين كار خصلت جمعي كار كردن آن بود گروهي كه درگير اين كار شده بود، فرديت‌هاي خودشان را كنار گذاشتند، فرديت‌هايي كه چه‌بسا موجب موفقيتي هم مي‌شد اما آن را كنار گذاشتيم اگر اين خصلت جمعي نبود شايد اصلاً اين سريال به نتيجه نمي‌رسيد.
 چرا خودتان نوشتن فيلمنامه را برعهده نگرفتيد؟ زماني كه مشغول اين كار شدم، هنوز درگير دوبله و صداگذاري سريال «مدار صفر درجه» بودم، ذهن آماده‌اي براي نوشتن نداشتم، بنابراين در عين حال كه راجع به سير تحول داستان ايده طرح مي‌دادم، احساس كردم كه يك ذهن با نشاط و سرزنده و در عين حال مجرب مثل ذهن و قلم «عليرضا نادري» بايد به اين كار بپيوندد.
 آيا باز هم حاضريد دست به كارگرداني توليدات روتين بزنيد؟ فكر مي‌كنم تجربه خيلي خوشايندي نيست چون در اين شتابزدگي و تعجيل از ظرافت‌ها و لطافت‌هاي كار كاسته مي‌شود. تجربه‌اي نيست كه از نظر توليدي بخواهيم دوباره تكرارش كنيم.
 چقدر نقدهايي كه اين مدت براي «ميوه ممنوعه» نوشته شد را دنبال كرديد؟ صاحبان قلم و جرايد، رسانه‌ها، حمايت خيلي خوبي از اين سريال كردند. قطعا حمايت رسانه‌اي و مطبوعاتي از اثري كه مورد توجه مردم قرار دارد، باعث مي‌شود مردم با دقت و تامل بيشتر لايه‌هاي مختلف اثر را مورد توجه قرار بدهند

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 13:22 |


يك متخصص فلسفه‌ي ديني معتقد است: نبايد در آموزش‌ها و تربيت ديني چنان رفتاري ارائه دهيم كه گويا براي انسان‌هاي ويژه است و ارتباطي با زندگي متعارف مردم نداشته باشد.

حجت‌الاسلام مسعود اديب در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا در ارزيابي خود از سريال‌هاي ماه مبارك رمضان، اظهار كرد: بدون شك پرداختن به فيلم‌هاي مذهبي و آموزنده فرصتي مغتنم است و از اين جهت جاي تقدير و تشكر از صدا و سيما وجود دارد.

وي گفت: البته اين نكته مهم است كه اگر اين فيلم‌ها و سريال‌ها با دقت تهيه نشوند، تاثير دراز مدت آن، بدآموزي اغلب آموزش‌هاي نيكوست.

اديب با اشاره به سريال «اغماء» گفت: اين سريال در ابتدا ديالوگ‌هاي قوي و مناسبي را داشت. ولي وقتي مضمون سريال را پيگيري كردم، اين پرسش برايم پيش آمد كه چرا اين قدر به مسائل ديني و اخلاقي جنبه خيالي داده مي‌شود؟

وي ابراز داشت: در سال‌هاي قبل نيز تقريبا چنين مضموني در برنامه‌ها وجود داشت؛ يك فرد ديگران را در صورت‌هاي مختلف حيواني مشاهده مي‌كرد. اين كه در مضامين ديني ما آمده است كه هر كس گناهي مرتكب شود، صورت باطني آن عوض مي‌شود، صحيح است. ولي چنين چهره باطني در عالم ملكوت است كه قابل مشاهده است و قرار نيست در عالم ملك افرادي كه داراي ظرفيت پايين هستند، چنين چيزي‌هايي را مشاهده كنند.

وي هدف سازندگان «اغماء» را خيرخواهانه خواند و گفت: قصد عوامل توليد اين بوده است كه راههاي فريب شيطان و اشكال آن را به تصوير بكشند. اما مطلبي كه جاي بحث دارد حالت غيرعادي و غير طبيعي آن است.

استاد دانشگاه مفيد قم يادآور شد: متاسفانه در بسياري موارد از آموزش‌هاي اخلاقي و ديني خود به اين روش نادرست مبتلا هستيم. روش‌هاي تربيتي ما به مسيري رفته است كه از زندگي متعارف انسان فاصله گرفته است و آموزش‌هايي ارائه مي‌شود كه گويا براي يك سري انسان‌هاي ويژه است. حتي ما در زندگي‌نامه‌اي كه از اولياي خدا ارائه مي‌دهيم، به اين مسير حركت مي‌كنيم.

وي تصريح كرد: آموزش‌هاي اخلاقي بايد انس بيشتري با زندگي انسان داشته باشند و ناظر به جريان متعارف زندگي انسان باشند. شايد لازم نباشد كه به شيطان جني كه هر روز به شكلي در مي‌آيد پرداخت و به نظر مي‌آيد مشكل عمده مردم در همين شياطين انسي است كه گريبان‌گير آن‌ها شده است. ولي در سريال‌ها نظري به اين مورد نيست.

اين متخصص فلسفه ديني در ادامه با اشاره به سريال «ميوه ممنوعه» گفت: از اين جهت كه مضمون اين سريال با جريان متعارف انسان سنخيت بيشتري دارد، به نظرم بهتر از سريال‌ «اغماء» مي‌تواند باشد.

وي اضافه كرد: اما در اين سريال يك اشكال عمده نيز وجود دارد و آن اين است كه ناكامي‌ها و شكست در اين سريال غلبه دارد. روان‌شناسان معتقدند وقتي مي‌خواهيد ارزش‌هاي اخلاقي و توفيقات اجتماعي را ترويج دهيد، بايد مدل‌هايي از موفقيت نشان دهيد. اگر قرار باشد پيوسته افراد شكست خورده مثلا معتادان نمايش داده شوند، قبح گناه و يا عمل خلاف اجتماعي به تدريج از ذهن‌ها زدوده مي‌شود.

وي با بيان اين كه يك اشكال عمده ديگر نيز تقريبا در بيشتر سريال‌هاي ما به طور مشترك وجود دارد،‌ گفت: غالبا در رفتارهاي ديني و اجتماعي به سياه يا سفيدها نظاره مي‌شود و پرداختن به منطقه خاكستري كمتر ديده مي‌شود. در حالي كه بيشتر انسان‌ها در منطقه خاكستري هستند؛ يعني اين كه نقاط مثبت و برخي ارزش‌هاي اخلاقي داريم و در عين حال ضعف‌هايي نيز داريم.

اديب هم‌چنين در رويكردي كلي در مورد پخش سريال‌هاي مذهبي در ماه رمضان گفت: اين كه مردم در يك ماه به طور ناگهاني رويكردي مذهبي در صدا و سيما را مشاهده كنند، مناسب به نظر نمي‌رسد، البته درست است كه ماه رمضان، ماه عبادت است ولي برنامه‌ها نبايد هم چون جزيره كوچكي در اقيانوس ماه‌هاي ديگر باشد.

اين كارشناس مذهبي اديب هم‌چنين افزود: ماه رمضان، ماه به خود آمدن و فكر كردن در احوال خويشتن است. هم چنين در اين ماه حضور در مجالس و محافل ديني و مذهبي جزو اولويت‌هاست. اما به دليل تعدد سريال‌ها و جذابيت آنان، اين جذابيت آنان اين فرصت از مردم گرفته شده است.

اين كارشناس مذهبي در پايان تاكيد كرد: اثراتي كه در محافل مذهبي به دست مي‌آيد هرگز در صدا و سيما نمود پيدا نمي‌كند. در صدا و سيما صرفا مسائل ديني با قالب‌هاي گوناگون بازگو مي‌شود. ولي در مجالس مذهبي زمينه‌هاي ارتباط با ديگران و هم‌دلي و وحدت نيز علاوه بر آموزش مسائل ديني فراهم مي‌شود

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 13:16 |

حاجي‌مشهدي: روند توليد مجموعه‌هاي مناسبتي بايد تغيير كند

خبرگزاري فارس: يك منتقد سينما و تلويزيون گفت: روند توليد مجموعه‌هايي مناسبتي به طور جدي بايد تغيير كند تا كارها فارغ از هرگونه فشار و دغدغه‌‌فكري ناشي از شتابزدگي در توليد، آماده‌پخش شود.

عزيز‌الله حاجي مشهدي در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: در تحليل نهايي، به ويژه در ارزيابي ميزان اثرگذاري و ثمربخشي توليدات مناسبتي، به اين واقعيت تلخ پي مي‌بريم كه به دليل چرخه نامتعال اين نوع توليدات _ كه عموما با نوعي شتابزدگي و سهل‌انگاري‌ها و آسان‌پسند‌ي‌هايي همراه مي‌شود _ نتيجه‌كار به توليد آثار متوسط و ضعيف منجر مي‌شود.
وي افزود: در ساخت مجموعه‌هاي مناسبتي، گاه سازندگان، ناخواسته به نوعي كليشه‌سازي مكرر تشويق مي‌شوند، چرا كه مي‌خواهند خاطره‌ خوش موفقيت نسبي برخي بازيگران را در بعضي از مجموعه‌هاي موفق سال‌هاي گذشته، تكرار كنند، اما در عمل، ممكن است، تكرار برخي همجواري‌ بازيگران، به دليل قرار گرفتن در فضا و بافت داستان پردازانه‌‌تازه‌، با موفقيت همراه نشود و به شكست يك مجموعه منجر شود.
وي با بيان اينكه در ماه رمضان امسال نيز، شاهد پخش چهار مجموعه‌ تلويزيوني متفاوت با نام‌هاي «اغماء»، «يك وجب خاك»، «شكرانه» و «ميوه‌ ممنوعه» هستيم، كه البته به طور طبيعي هر يك از آنان، به لحاظ نوع پرداخت و كيفيت هنري اثر، با يكديگر تفاوت‌هاي محسوسي داشته و در درجات مختلفي از ارزيابي قرار مي‌گيرند تصريح كرد: «شكرانه»، مي‌توانست بهتر از آنچه كه هست باشد، و در مجموع كار سرگرم‌كننده و متوسطي است كه البته بيننده‌هاي خاص خودش را هم دارد و به ويژه به دليل تنوع مكاني و كار در خارج از مرزها، وجهه‌ خاصي به اين مجموعه داده است.
وي ادامه داد: مجموعه «يك وجب خاك»، با شباهت‌هاي بسياري كه به لحاظ فضاسازي كار و به كارگيري بازيگران و همجواري آنان در كنار هم دارد (ابوالفضل پورعرب و رامتين خداپناهي و ...) به فضاي مجموعه‌ «زيرزمين» خيلي نزديك شده است و از ميان اين مجموعه‌ها، دو كار «ميوه‌ ممنوعه» ساخته حسن فتحي و «اغماء»ساخته‌ سيروس مقدم بسيار حرفه‌اي‌تر و جذاب‌تر به نظر مي‌رسند.
حاجي مشهدي اظهار داشت: مجموعه «اغماء» به دليل تكيه بر برخي مباني علمي و پزشكي، از يك طرف و پا در مياني «شيطان» در هياتي انساني و با ظاهري موجه و كمي تا قسمتي عارف مسلك به معناي اوج فريبندگي به لحاظ نوع تظاهر و تاثيرگذاري بر انسان‌ها، از طرف ديگر، جذابيت ويژه‌اي به كار داده است كه بخش عمده‌اي از اين جذابيت را بايد به حساب نوع بيان و لحن غيركليشه‌اي چنين اثري گذاشت. دكتر پژوهان (امين تارخ) در هياتي كاملا تازه، حضوري پر رنگ در مجموعه دارد و اين مجموعه اگر به ورطه‌ تكرار فضاها و حادثه‌هاي مشابه را در موقعيت‌هاي مكرر و آشنا، نشان دادن نيافتد، كار قابل قبولي به حساب مي‌آيد.
وي افزود: سريال «ميوه ممنوعه» ساخته‌ حسن فتحي كه در سالهاي اخير مجموعه‌ تلويزيوني «شب دهم» او، از كارهاي به ياد ماندني تلويزيوني ماست از ديگر مجموعه‌هاي قابل اعتنايي است كه در مقايسه با مجموعه‌هاي ديگر امسال، با اقبال خوب تماشاگران رو به رو شده است.همجواري بازيگراني چون علي نصيريان در نقش حاج فتوحي و گوهر خيرانديش در نقش همسر حاجي فتوحي و «هانيه توسلي» در نقش «هستي» بسيار گرم و گيرا از كار در آمده است.
او در ادامه گفت:بازي هوشمندانه و كاملا حسي و در عين حال لحظه به لحظه كنترل شده‌ «نصيريان» در جاي جاي مجموعه، نشان مي دهد كه چنين بازيگراني به ويژه با تكيه بر پشتوانه‌هاي تجربه‌ بازيگري در تئاتر به خوبي مي‌توانند، در هر صحنه از فيلم، متناسب با حال و هواي اثر، حس و حال‌هاي متفاوتي را _ شاد يا ناشاد _ به خوبي به تماشاگر مجموعه، انتقال دهند و بر ميزان اثرگذاري مجموعه، بيافزايند.
وي در پايان گفت: در مجموع مي‌توان برآيند تلاش‌هاي مجموعه سازمان صدا و سيما را در ماه رمضان امسال مثبت ارزيابي كرد و شايد دست كم يكي دو مجموعه‌اش «اغماء و ميوه‌ ممنوعه» از كارهاي سال گذشته نيز كيفي‌تر به نظر برسند، اما ترديدي نبايد داشت كه روند توليد چنين مجموعه‌هايي _ كه به لحاظ تقويمي، با رويدادهاي مشخص و ثابت و تغيير ناپذيري در آنها سر و كار داريم _ به طور جدي بايد تغيير كند تا كارها فارغ از هرگونه فشار و دغدغه‌‌فكري ناشي از شتابزدگي در توليد، آماده‌پخش شود.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 13:14 |
ارتباط قلبی با نقش مصطفی برقرار کردم
به نویسندگان مجموعه "میوه ممنوعه" اطمینان کامل داشتم و حضور حسن فتحی به عنوان یکی از کارگردانان فرهیخته و برقراری ارتباط قلبی با نقش مصطفی هم در پذیرفتن نقش موثر بود.

نیما رئیسی درباره دلایل پذیرش نقش مصطفی در مجموعه "میوه ممنوعه" به خبرنگار مهر گفت: "وقتی از طرف حسن فتحی و اسماعیل عفیفه برای بازی در این مجموعه دعوت شدم و فیلمنامه را خواندم، نقش مصطفی برایم جذاب بود. از سوی دیگر به علیرضا کاظمی‌پور و علیرضا نادری به عنوان نویسندگان مجموعه اطمینان کامل داشتم و حضور فتحی به عنوان یکی از کارگردانان فرهیخته و ارتباط قلبی که با این نقش پیدا کردم هم در پذیرفتن نقش بی‌تاثیر نبود."

وی در ادامه افزود: "مصطفی فردی متظاهری نیست. او کسی است که تمام اتفاقات در درون‌اش می‌افتد و باید سعی می‌کردم در بازی لحظات درونی مصطفی را نشان بدهم، بدون اینکه رو باشد. در واقع انگیزه‌های درونی مصطفی برایم خیلی جذابیت داشت، چرا که احساس کردم حریم‌هایی برای خودش دارد که خیلی عمیق است و باید این ریزه‌کاری و ظرافت‌ها را در بازی داشته باشم تا او را این گونه به مخاطب معرفی کنم."

بازیگر نقش مصطفی خاطرنشان ساخت: "تلاش من این بود که این اتفاق بیفتد. در بازیگری هم معتقدم تماشاگر نباید تلاش بازیگر را ببیند، بلکه باید برآیند تلاش را شاهد باشد. به هر حال هر هنرمندی برای رسیدن به نقش زحمتی را می‌کشد. این تلاش نباید به رخ تماشاگر کشیده شود، بلکه مخاطب باید یک زندگی واقعی را ببیند."

رئیسی درباره اینکه آیا آماده نبودن فیلمنامه شما را در پیدا کردن حس‌های نقش مصطفی دچار مشکل نکرد، گفت: "وقتی سیناپس و چند قسمت از فیلمنامه را خواندم، متوجه ویژگی‌های کاراکتر مصطفی شدم. به نظرم آماده نبودن بخشی از قصه تاثیر منفی بر بازی نمی‌گذارد. شما در زندگی واقعی هم از چند دقیقه بعد خودتان اطلاعی ندارید، مسلماً این مسئله اختلالی در شخصیت شما به وجود نمی‌آورد."

وی اشاره کرد: "وقتی هم نقش مصطفی پیشنهاد شد فضای کلی را پیدا کردم، حال ممکن است در طول کار دیالوگ‌ها تغییر کنند یا به لحظه مواردی اضافه شود و این به بکری بازی شما هم کمک می‌کند، حتی بازیگران بزرگی همچون مارلون براندو نیز دوست داشت در لحظه دیالوگ‌ها را دریافت کند و بعد در بازی ارائه دهد. بنابراین لازم نیست که شما تمام لحظات قصه را بدانید."

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 16:32 |
"میوه ممنوعه" داستانی واقعی و باورپذیر دارد
هرمز هدایت یکی از دلایل اصلی پذیرفتن پیشنهاد بازی در مجموعه تلویزیونی "میوه ممنوعه" را واقعی و باورپذیر بودن قصه عنوان کرد.

بازیگر نقش شایگان درباره پذیرش بازی در مجموعه "میوه ممنوعه" به خبرنگار مهر گفت: "بار اولم است که با توجه به آماده نبودن فیلمنامه کاری را پذیرفتم. طبیعی است این گروه ماجرایش فرق می‌کرد. البته قبلاً با حسن فتحی کار کرده بودم و از سوابق او شناخت داشتم. وقتی طرح قصه را خواندم جذبم کرد، چرا که قصه متفاوت و کار واقعی و باورپذیر بود."

هرمز هدایت در ادامه افزود: "گرچه نقش شایگان کم حجم است، اما خیلی تاثیرگذار است و برایم جالب بود تا بازتاب مردم را برای این مجموعه که همزمان با تولید پخش می‌شود، متوجه شوم. به هر حال پذیرش این نوع کارها ریسک است، به ویژه اینکه ما وسواس هم برای انتخاب نقش داریم."

بازیگر نقش شایگان درباره اینکه آیا این کاراکتر جای پرداخت بیشتر هم داشت، گفت: "بله، البته نه اینکه کاراکتر شایگان کامل نیست، ولی چون خودم نویسندگی و کارگردانی می کنم، ممکن است طور دیگری نگاه کنم. شخصیت شایگان می‌توانست بیشتر از این باز شود، ولی آنچه بیشتر من را برای "میوه ممنوعه" جذب کار کرد، پرداختن به معضل کلی اجتماعی بود."

وی خاطرنشان ساخت: "جایگاه این نقش سوای اتفاقات خانواده خود، یک تولیدگر نه چندان بزرگ را نشان می‌دهد که زیر چرخ مسائل دلالی واردات له می‌شود. این معضل اجتماعی مهمی است که می توانست بیشتر به آن پرداخته شود. علاوه بر آن تراژدی این ماجرا هم جای پرداخت بیشتر داشت. تعلیق جذاب و دوست‌داشتنی هم برای کاراکتر شایگان شکل گرفته که جذاب است، چرا که این کاراکتر زیر ذره‌بین است. از سوی دیگر من هرگز دنبال حجم قصه نیستم، بلکه ماهیت قصه برایم اهمیت دارد."

هدایت درباره حضور بازیگر مقابل برای ایفای نقش‌های حسی گفت: "بازیگر مقابل یکی از عناصری است که در حس ما تاثیر دارد و علاوه بر آن حضور کارگردان، متن و ... هم موثر است. برای رسیدن به حس شایگان، مسلماً فتحی نقشی عمده داشت، اما تجربه طولانی‌ مدتم در تئاتر، تلویزیون و سینما نیز کمکم کرد، چرا که فقط بازیگری نمی‌کنم. یکی از مهمترین عنصر کار نمایشی متن است که باید به اصول درام و گره‌ها آشنا باشید."

بازیگر نقش شایگان ارزیابی خود را از مجموعه "میوه ممنوعه" اینگونه بیان کرد: "متاسفانه وقتی مارک مناسبتی بودن می‌خورد، یک مقدار پیش‌داوری به وجود می‌آید، ولی متن مجموعه "میوه ممنوعه" این طور نبود. با توجه به اینکه بازی در چنین مجموعه‌ای تجربه اولم بود یکسری محسنات همچون بازتاب مخاطبان و یکسری ضعف‌ها چون تنگی وقت وجود داشت. شخصاً چنین کارهایی را نمی‌پذیرفتم و بارها که در گروه کودک مجموعه می‌ساختم، چنین پیشنهادی که داده می‌شد، نمی‌پذیرفتم."

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 16:31 |

در حضور «نصيريان» و «فتحي» نمي‌توان بد بازي كرد

خبرگزاري فارس: امير جعفري گفت: وقتي تهيه كننده اسماعيل عفيفه و كارگردان حسن فتحي باشد و بازيگران رو به رويت هم علي نصيريان و گوهرخيرانديش باشند بازيگري كه بد بازي كند بايد اين حرفه را ببوسد و كنار بگذارد و به دنبال شغل ديگري بگردد.

بازيگر نقش جلال فتوحي در مجموعه «ميوه ممنوعه» در گفت و گو با خبرنگار راديو وتلويزيون فارس گفت:اين شخصيت كار منفي انجام نمي‌دهد و هر فردي با توجه به شرايط و موقعيتي كه در آن قرار مي‌گيرد مجبور به انجام كارهايي مي شود وگرنه هيچ كس در ذات خود منفي نيست.
وي ادامه داد:بازي متفاوتي در اين مجموعه از خود نشان نداده‌ام چون بازيگر همان بازيگر است و اين نقش متفاوت است كه چهره او را متفاوت نشان مي‌دهد.
وي افزود:همه متنها و بازيها با هدايت كارگردان بوده است و من هيچ كار اضافه‌اي انجام نداده ام. هرچه بوده جلوي دوربين انجام داده‌ايم و جراحي مغز هم نكرده‌ايم. وقتي تهيه كننده اسماعيل عفيفه و كارگردان حسن فتحي باشد و بازيگران رو به رويت هم علي نصيريان و گوهرخيرانديش باشند بازيگري كه بد بازي كند بايد اين حرفه را ببوسد و كنار بگذارد و به دنبال شغل ديگري بگردد.
وي با بيان اينكه همه عوامل وقتي دست به دست هم مي دهنديك كار خوب از آب در مي‌آيد درباره ديالوگهايي كه در اين مجموعه استفاده مي‌كند گفت: شما فكر مي كنيد بازيگري قدرت دارد چنين ديالوگ‌هايي بگويد؟ صد در صد كار آقاي عليرضا نادري بوده و من در اين كار مديون آقاي فتحي و نادري هستم. فتحي به دليل اينكه اين نقش را به من داد و آقاي نادري هم به دليل نوشتن چنين ديالوگ‌هايي كه نظير آن را در سال هاي اخير در چنين كارهاي اجتماعي نداشته و كمتر ديده‌ايم.
وي تصريح كرد: وقتي ديالوگي خوب نوشته شود،بازيگر لازم نيست خيلي زحمت بكشد و خود متن خوب كار را هدايت مي‌كند و درست مانند يك رمان خوب مي‌ماند كه وقتي تا آخر آن را مي‌خواني تمامش در ذهنت باقي مي‌ماند.آقاي نادري تك تك اين ديالوگها را با دقت و وسواس نوشته و در دهان بازيگران قرار داده است. ما كاري انجام نداده‌ايم كار اصلي را كارگردان و نويسنده انجام داده‌اند

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 16:29 |

عبدالعلي‌زاده: «ميوه ممنوعه» نتيجه مديريت نظام‌مند تلويزيون نيست

خبرگزاري فارس: يك منتقد سينما و تلويزيون گفت: «ميوه ممنوعه» نتيجه يك مديريت و ساختار نظام مند از سوي سيما نيست بلكه حاصل تعهد گروه توليد اين مجموعه است.

اكبر عبدالعلي زاده در گفت و گو با خبرنگار راديو وتلويزيون فارس گفت: توليدات تلويزيون در سالهاي اخير از يك جهت سيرتكاملي و مسير قابل اعتنايي را سپري مي‌كند و از جهاتي هم ما خطاهاي گذشته را مشاهده مي‌كنيم.
وي افزود: امسال در اين مجموعه‌ها تنوع‌گونه و ساختار قابل مشاهده است كه نتيجه تجربه سالهاي گذشته و استقبال مخاطبان از اين توليدات است.اما در ساختار شاهد نوسانات زيادي هستيم. مثلا در گونه كمدي، سال گذشته اثر درخوري داشتيم و استقبال زيادي از آن شد و به بهترين مجموعه تبديل شد ولي امسال در گونه كمدي اثر قابل اعتنايي عرضه نشده و در حد سرگرمي گذرايي با آن برخورد شده و نتيجه آن چنان مطلوبي در اين ژانر نمي‌بينيم در صورتيكه مخاطب انتظار دارد كه آن موفقيتهاي سال قبل پله‌اي باشد براي حركت رو به رشد در سالهاي بعدي.
وي در ادامه گفت: گونه‌هايي كه شكل ماورايي دارند نيز به همين گونه است و ساختار درام و شخصيت‌پردازي و ارائه موضوع و مضمون و گونه پرداخت خير و شر در سالهاي قبل تجربه‌ قابل قبول‌تري بود. امسال گرچه مجموعه «اغماء» رضايت بخشي از مخاطبان را تامين كرد اما نتيجه سير تكاملي نداشت.
وي تصريح كرد: آنچه كه بيش از همه در جهات مختلف قابل توجه است مجموعه «ميوه ممنوعه» است. چون علاوه بر مضمون جسارت آميز، كاربردهاي اجتماعي روز آمدي دارد و توانسته مخاطب را با خود همراه كند و سعي كرده شخصيتها را سياه و سفيد عرضه نكند.
به گفته وي مجموعه «ميوه ممنوعه» نتيجه يك مديريت و ساختار نظام مند از سوي سيما نيست بلكه حاصل گروه توليد اين مجموعه است و گروه توليد اين مجموعه به لحاظ تعهد و اهميتي كه كيفيت برايشان دارد به نتيجه رسيده‌اند. گرچه اگر مديريت بستر‌هاي مناسب را ايجاد نكند، همان نتيجه شخصي و گروهي نيز بدست نمي‌آيد.
عبدالعلي‌زاده ادامه داد: رسانه ملي بايد بتواند مسائل روز را با جسارت بيشتري مطرح كند. متاسفانه اين مجموعه با عوامل در خور و قابل توجهي كه دارد در روزهاي نخست مورد اعتماد واقع نشد و از سوي رسانه‌ها با كمي غرض‌ورزي روبرو شد.
وي در ادامه درباره مجموعه «يك وجب خاك» نيز گفت: توليد «يك وجب خاك» برآيند ايده‌آلي نيست و روي محور برخي از بازيگران مي‌چرخد و برخي از مخاطبان به دليل حضور آنها سريال را دنبال مي‌كنند.
اين منتقد درباره مجموعه «اغماء» معتقد است: ما در اين مجموعه از ديدگاه اسلامي نسبت به خير و شر دور مي‌شويم و اين اتفاق در مجموعه «او يك فرشته بود» نيزافتاد. حضور شيطان به صورت مجسم و تاثير آن به اين شكل بر افراد خيلي منطبق با ديدگاههاي اسلامي نيست .
وي در پايان درباره مجموعه «شكرانه» گفت: اين مجموعه با توجه به امكاناتي كه در اختيار داشت فرصت سوزي كرد چون ما نه روايت قابل اعتنايي در آن مي‌بينيم و نه اتفاق معنايي به مفهوم آنچه كه در سريالهاي مناسبي ديده مي‌شود.سفر به تاجيكستان نيز كاربردي در جذب مخاطبان نداشت

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 16:28 |
طناز طباطبایی معتقد است غزاله بر اساس قانون و شرع رفتار کرده و واکنش او در قبال برخوردهای خانواده منطقی و قابل دفاع است.

بازیگر نقش غزاله در مجموعه تلویزیونی "میوه ممنوعه" درباره این نقش و ویژگی های آن به خبرنگار مهر گفت: "برخلاف تصور بعضی ها که غزاله را دختری سرکش و نافرمان می دانند، او عاقل تر از سایر اعضا خانواده است. حتی مادر خانواده هم اشتباه می کند. او نباید کارهای مدرسه را وارد خانه می کرد، چرا که با این کار به زندگی اش لطمه زده است."

طباطبایی در ادامه افزود: "غزاله دختری ساختارشکن است و بر اساس منطق خود عمل می کند. او هم عاشق است هم عاقل. می داند که اگر دست روی دست بگذارد و تابع محض پدرش باشد، برای همیشه خانه نشین می شود. او بارها به پدرش تذکر می دهد و با او درد دل می کند، اما لجاجت پدر وی را به این تصمیم وامی دارد. در واقع در این ماجرا پدر مقصر است نه غزاله."

این بازیگر درباره تلاش خود برای باورپذیرکردن نقش غزاله در "میوه ممنوعه" تصریح کرد: "من سعی کردم زجری را که غزاله از شرایط موجود می کشد بیش از حد متعارف نشان دهم تا مردم بتوانند با او همذات پنداری کنند و تصمیم او را احساسی و عجولانه نپندارند."

وی ادامه داد: "باید تلاش می کردم نقش غزاله را به گونه ای بازی کنم که مردم او را یک دختر فراری ندانند، بلکه قبول کنند او از روی ناچاری و سختی شرایط چنین کاری را البته بر اساس قانون انجام داده است. نامهربانی های خانواده غزاله شاید در قسمت های اول ملموس نبود، ولی در قسمت های میانی و پس از برخوردهای ناشایست خانواده برای مردم مشخص شد که غزاله چقدر در رنج  و عذاب بوده است."

بازی در "میوه ممنوعه" نخستین تجربه طباطبایی در تلویزیون است . او در این باره گفت: "من در فاز دوم سریال "در چشم باد" هم بازی کرده ام و "میوه ممنوعه" اولین تجربه حرفه ای و رسمی من در تلویزیون است. البته دوست دارم حرفه ام را در سینما ادامه دهم."

این بازیگر در پایان تصریح کرد: "مجموعه "میوه ممنوعه" تجربه ای خوب برای من بود ولی اگر زمان بیشتری داشتیم قطعا نتیجه کار بهتر می شد. به هر حال بازی در سریال تلویزیونی به دلیل حجم کار به مراتب سخت تر از سینماست."

طناز طباطبایی در حال حاضر فیلم های سینمایی "چهارانگشتی" ساخته سعید سهیلی و "جعبه موسیقی" اثر فرزاد موتمن را در نوبت اکران دارد

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 16:27 |
تهیه‌کننده مجموعه تلویزیونی "میوه ممنوعه" معتقد است فیلمنامه ابتدایی مجموعه جذابیت فراوانی داشت، ولی حسن فتحی با تغییرات حین کار جانی دوباره به آن بخشید.

اسماعیل عفیفه در این باره به خبرنگار مهر گفت: "من همیشه دوست دارم با کارگردان‌هایی کار کنم که در طول فیلمبرداری به بهتر شدن فیلمنامه کمک می‌کنند. حسن فتحی از بهترین کارگردان‌های تلویزیون است که همزمان با اجرا، توانایی فوق‌العاده در تغییر فیلمنامه دارد و همین ذکاوت او باعث جذابتر شدن "میوه ممنوعه" شد."

وی که پیشتر در مجموعه های تلویزیونی "همسایه‌ها" و "فردا دیر است" با فتحی همکاری داشته، درباره همکاری مجدد با وی در مجموعه "میوه ممنوعه" گفت: "آقای فتحی ابتدا به دلیل مشغله زیاد قصد همکاری با این پروژه را نداشت. ولی پس از مطالعه فیملنامه حاضر به همکاری شدند. امیدوارم این همکاری باز هم ادامه داشته باشد."

جعفری و خیراندیش در نمایی از "میوه ممنوعه"

تهیه‌کننده مجموعه "میوه ممنوعه" در ادامه افزود: "به نظر من "میوه ممنوعه" یکی از بهترین کارهای آقای فتحی است. او در اجرای سکانس‌ها، بازی بازیگرها و طراحی یکدست فیلم نقشی بارز دارد. در مجموع کار با او همکاری شیرین و موفقی بود."

عفیفه درباره طرح اولیه سریال "میوه ممنوعه" تصریح کرد: "طرح این سریال از سوی شبکه دو پیشنهاد شد. من هم بلافاصله با آقای علیرضا کاظمی‌پور برای نوشتن قصه به توافق رسیدم. بعد هم آقای علیرضا نادری برای نگارش دیالوگ‌های سریال به گروه اضافه شدند و سوم تیرماه کار را کلید زدیم."

وی درباره ترکیب فعلی بازیگران سریال گفت: "ما برای تولید با بازیگران مختلفی گفتگو کردیم در نهایت به این ترکیب رسیدیم. وقتی با آقای علی نصیریان به توافق رسیدیم نیمی از فیلمنامه نوشته شده بود. به همین خاطر آقای نادری تصمیم گرفت دیالوگ‌ها را بر اساس خصوصیات ایشان بنویسد. در ادامه این اتفاق برای سایر بازیگران نیز رخ داد."

عفیفه معتقد است عوامل فراوانی دست به دست هم می دهند تا یک سریال موفق شود و بتواند رضایت مخاطب را جلب کند. او هماهنگی همه عوامل پشت و جلو دوربین در مجموعه "میوه ممنوعه" و فیلمنامه خوب این سریال را عامل موفقیت آن می داند.

تهیه‌کننده این مجموعه در پایان با ابراز خرسندی از فیلمنامه خوب "میوه ممنوعه " گفت: "آقای نادری از بهترین نویسندگان تئاتر است که تاکنون فیلمنامه‌های او برای تلویزیون ساخته شده اند. این سریال نشان داد او چقدر در نوشتن فیلمنامه توانمند و قوی است."

فیلمبرداری مجموعه تلویزیونی "میوه ممنوعه" اواسط این هفته به پایان می‌رسد. این مجموعه در ماه رمضان هر شب از شبکه دو سیما روی آنتن می‌رود و امیر جعفری، گوهر خیراندیش، هانیه توسلی، نیما رئیسی، هرمز هدایت، عمار تفتی، طناز طباطبایی و ... دیگر بازیگران آن هستند

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 11:12 |
هانیه توسلی حضور حسن فتحی را به عنوان کارگردان مجموعه تلویزیونی "میوه ممنوعه" از دلایل پذیرفتن پیشنهاد بازی در این مجموعه دانست.

این بازیگر درباره پذیرش نقش هستی در مجموعه "میوه ممنوعه" به خبرنگار مهر گفت: "ابتدا که این نقش را پذیرفتم کمی نگران بودم، چرا که مجموعه مناسبتی بود، اما حضور حسن فتحی به عنوان کارگردان باعث شد نگرانی ام برطرف شود. از سوی دیگر فتحی را نمی‌توان با دیگر کارگردانان تلویزیون مقایسه کرد. به نظرم او یک سر و گردن از دیگر کارگردانان تلویزیون بالاتر است و کارهای خوب او این مسئله را به وضوح نشان می‌دهد."

توسلی در ادامه خاطرنشان ساخت: "من مجموعه‌های "مدار صفر درجه" و "شب دهم" را خیلی دوست دارم. به هر حال در پذیرش هر نقش کارگردان خیلی مهم است. وقتی هم سیناپس قصه را خواندم، احساس کردم نقش هستی جای کار دارد و در روند فیلمنامه هم این نقش شکل گرفت. الان احساس می‌کنم نقش هستی نقص‌هایی دارد و شاید می‌توانست بهتر از این باشد، ولی با در نظر گرفتن همه چیز کاراکتر هستی جذابیت دارد."

بازیگر نقش هستی درباره اینکه آیا نقص‌های این شخصیت مربوط به زمان کم تولید می‌شود، توضیح داد: "قطعاً اگر برای فیلمنامه وقت بیشتری گذاشته شود، خیلی از نقص‌ها برطرف می‌شود. اگر به جای دو ماه برای نگارش، نویسندگان مجموعه شش ماه وقت داشتند، مسلماً کار بهتر می‌شد. نقص کاراکتر هستی مربوط به ریزه‌کاری‌ها و جزئیات است و نه کلیت مجموعه."

وی ادامه داد: "قصه مجموعه "میوه ممنوعه" را خیلی دوست دارم، چرا که اتفاقات جالبی در آن می‌افتد، اما یکسری ریزه‌کاری‌ها وجود دارد که اگر قشار کار نبود، می‌توانست در همه چیز از جمله بازی، کارگردانی، تصویربرداری، طراحی صحنه و ... تاثیر بگذارد، ولی ویژگی بارز و مهم این مجموعه این است که حسن فتحی از هیچ چیز در کار نمی‌گذرد و آنچه می‌خواهد با وسواس می‌گیرد، حتی اگر وقت کم باشد کار خود را به نحو مطلوبی انجام می‌دهد و این مسئله خیلی مهم است."

توسلی درباره دلایل تردید خود پیش از پذیرش نقش هستی گفت: "من به کارگردان اعتماد داشتم و سیناپس را هم خوانده بودم و دوست داشتم. با توجه به اینکه کار مناسبتی بود و من قبلاً هم یکبار تجربه آن را داشتم، این مسئله به ذات من برمی‌گردد و آن هم مربوط به تناقض درونی‌ام می‌شود که برای بازیگری دارم. در واقع  یک ذره از مخاطب زیاد می‌ترسم در مجموعه "وفا" هم این اتفاق افتاده بود."

وی درباره تاثیر بازتاب‌های پس از پخش بر بازی‌اش با توجه به همزمانی تولید و پخش گفت: "ضبط و پخش همزمان بر بازی‌ام تاثیر می‌گذارد. مثلاً متوجه نکته‌ای در بازی‌ام شدم و احساس کردم اگر این کار را نکنم، بهتر است. سعی می‌کنم مجموعه را ببینم، حتی سر صحنه هم که هستیم، می‌بینم. اگر هم سر ضبط باشم، تکرار مجموعه را در خانه تماشا می‌کنم."

بازیگر نقش هستی در ادامه افزود: "البته وقتی پخش مجموعه "میوه ممنوعه" شروع شد، خیلی از بخش‌های نقش هستی گرفته شده بود، اما چند تا از صحنه‌های مهم باقی مانده بود که حالا سعی می‌کنم ریزه‌کاری‌هایی که متوجه شدم را پیاده کنم. اتفاقاً شیوه جالبی است و همزمانی پخش و تولید بر بازی تاثیر می‌گذارد."

توسلی درباره تاثیر بازی بازیگر نقش مقابل به ویژه شخصیت حاج یونس بر بازی خود گفت: "بازیگر نقش مقابل خیلی مهم است. به نظرم همه بازیگران این مجموعه خیلی خوب بازی کرده اند. به ویژه علی نصیریان که خیلی فوق‌العاده نقش را بازی کرده و حتی من از بازی او حیرت می‌کنم. در این کار به گونه‌ای دیگر بازی کرده است. شانسی که ما در این مجموعه آوردیم این بود که کار را دو دوربین گرفتیم و این در تداوم حس خیلی کمک می‌کرد."

این بازیگر در پایان گفت: "مجموعه "میوه ممنوعه" را خیلی دوست دارم. شاید آن نقصی هم که درباره نقش هستی به آن اشاره کردم به خاطر این است که همزمان پخش می‌شود. جزئیاتی را می‌بینم که بهتر بود اتفاق می‌افتد. قطعاً هیچ کاری کامل نیست و این را به خاطر این می‌گویم که کمالگرا هستم. در مجموع عوامل این مجموعه از کارگردان گرفته تا بازیگران و ...خیلی خوب هستند و من خستگی احساس نمی‌کنم

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 11:10 |
حسن فتحی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره نگارش فیلمنامه مجموعه "میوه ممنوعه"، انتخاب علیرضا نادری به عنوان دیالوگ‌نویس مجموعه، انتخاب علی نصیریان و سایر بازیگران صحبت کرده است.

* خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و هنر: شما در دراماتیزه کردن قصه‌های قدیمی تبحر خاصی پیدا کرده‌اید و این را در مجموعه‌های "شب دهم"، "مدار صفر درجه" و حالا "میوه ممنوعه" می‌بینی. چطور تصیم گرفتید از تلفیق دو قصه قدیمی شیخ صنعان و شاه لیر در "میوه ممنوعه" بهره ببرید؟

ـ حسن فتحی، کارگردان مجموعه "میوه ممنوعه": یکی از وظایف مهم هنرمندان روزگار ما بازخوانی و بازسازی متون مربوط به روزگارهای سپری شده است. فرقی نمی‌کند این متون یا کهن الگوها به فرهنگ مغرب زمین یا مشرق زمین تعلق داشته باشد. گو اینکه عرق شرقی باعث می‌شود نسبت به الگوهای مشرق زمین سمپاتی و علاقه بیشتری نشان دهیم.

بنابراین اعتقاد من این است که کهن الگوها یک ذخیره عظیم داستانی هستند که می‌توانند مورد استخراج، بازسازی و بازپردازی نویسندگان و کارگردانان امروز ما قرار بگیرند و از متن کهن الگوها شاید صدها فیلم سینمایی و هزاران مجموعه تلویزیونی تولید شود.

فتحی و نصیریان پشت صحنه "میوه ممنوعه"

این تبحری که اشاره کردید، لطف شماست. خودم خیلی این احساس را درباره خودم ندارم. در کمال خضوع عرض می کنم که خیلی چیزها را در این حرفه نمی دانم و باید سعی کنم در عمر باقیمانده یاد بگیرم. این احساسی است که شخصاً دارم، اما این مقدار اندک هم که در این باره می‌دانم، حاصل سه عنصر عشق و علاقه، پشتکار در استفاده دراماتیزه از این موضوع و تحقیق و پژوهش است.

ترکیب این سه مورد به اضافه تجربه زیستی خود منجر به این شده است. شما باید قصه‌ای را بسازید که با قلبت دوستش داشته باشید. خیلی قصه‌ها هستند که ما با عقل آن را دوست داریم. عقلاً قصه را ارزیابی می کنیم، اما یک کارگردان در اثری می‌تواند به توفیق برسد که به مفاهیم و موضوعات آن اثر با قلبش نزدیک شود، دوستش داشته باشد و در تجربه زیستی شخصی خودش این مفاهیم حضور داشته باشند. یعنی نسبت غم و اندوه و شادی و سرور را در این مفاهیم برقرار کرده باشد تا مفاهیم بخشی از قلبش شوند و در غیر این صورت کار موفق نمی‌شود.

* چطور در "میوه ممنوعه" به تلفیق کهن‌الگوهای شیخ صنعان و شاه لیر رسیدید و آیا اینها هم مورد علاقه شما بود؟

ـ یک دلیل‌اش این بود که شاه لیر و شیخ صنعان کهن الگوهایی هستند که همیشه مورد علاقه من بوده اند و فکر می‌کنم بر مبنای این دو کهن الگو می‌توان دهها فیلم و مجموعه تولید کرد. این دو مبین بخش مهمی از تجربه‌های عاطفی و احساسی زندگی بشر هستند. در این دو کهن الگو یک فصل مشترک وجود دارد و آن هم عشق است. در شاه لیر عشق پدر به دختر که یکی از شالوده‌های اساسی عشق در روی زمین عشق پدر به فرزند است و در شیخ صنعان عشق یک مرد به زن است.

 بنابراین فصل مشترک این دو کهن الگو پرداختن به آن تجربه‌ای از زندگی بشر است که جزو مهمترین بخش تجربه‌های زندگی بشری یعنی عشق است. به همین دلیل در بسیاری از مکان‌ها و زمان‌ها شرایط قابل تطبیق به موضوعاتی در آن دوره و شرایط وجود دارد که قابل اجرا در تئاتر، سینما و تلویزیون است. البته این طور نیست که چون "میوه ممنوعه" را ساختم، دیگر این کهن الگوها را کنار بگذارم. یک جایی دیگر به شکلی دیگر این کهن الگوها به سراغ من می‌آیند.

* در داستان شیخ صنعان اغواگری دختر منجر به عشق صنعان به دختر ترسا می‌شود، اما در مجموعه "میوه ممنوعه" نقش اغواگری دختر کمرنگ است. آیا در این باره با محدودیت رو به رو بودید؟

ـ وقتی شما در تلویزیون که یک رسانه همگانی است کار می‌کنید، برای میلیون‌ها نفر برنامه می‌سازید. بنابراین باید سعی کنید جامع الاطراف عمل کند. سلایق و علائق تمام اقشار را در نظر بگیرید. این تلاش برای توجه به همه آحاد مردم خواه ناخواه شما را دچار یکسری محدودیت‌ها می‌کند. شما در تئاتر خیلی راحت تر عمل می‌کنید. محدودیت‌ها کمتر است، چرا که جماعت تئاتری یک گروه خاص هستند. در سینما باز هم محدودیت‌ها کمتر است، چرا که همه به سینما نمی روند، اما در تلویزیون شما با یک رسانه همگانی رو به رو هستید که بخشی از زندگی شماست.

همان قدر دیدن تلویزیون صبح، ظهر و شب برایتان عادی شده که دیدن برادرتان یا مادرتان در خانه. بنابراین وقتی برای رسانه تلویزیون برنامه می‌سازید با احتساب علائق و سلایق میلیونی مردم باید ساخته شود و محدودیت‌هایی در ساختار پدید می‌آید. شیخ صنعان به همان شکلی که هست، قابل ساخته شدن در شرایط امروز ما نیست، حتی در سینما. در حالی که یکی از آثار فاخر و گرانقدر ادب و عرفان ماست.

با احتساب محدودیت‌هایی که وجود دارد متناسب با شرایط خاص، قصه هم تغییراتی می‌کند. البته این تغییراتی که شما در قصه نسبت به منبع اقتباس انجام می‌دهید، همیشه دلیلش محدودیت نیست. گاه آگاهانه و انتخاب شده این کار را انجام می‌دهید. به عنوان نمونه در "شب دهم" فکر کردم به جای شخصیت شیخ صنعان که یک پیرمرد است و فقط یک گروه سنی خاص می‌توانند با آن همذات پنداری کنند باید یک جوان پرخاشگر را بگذارم که یک بخش وسیعی از جامعه ایرانی که جامعه جوان است با آن همذات پنداری کنند. بنابراین بخشی از تغییرات به سلیقه کارگردان دیدگاه و تحلیل او برمی‌گردد.

* در "میوه ممنوعه" چطور؟

ـ در این مجموعه سراغ فضایی رفتیم که فکر می‌کنم تا به حال به آن پرداخت نشده بود. بنابراین فضا با مقتضات خاص است و باید با احتیاط به این فضا نزدیک می‌شدیم، نه به دلیل محافظه کاری، بلکه به دلیل اینکه حساسیت و سوء تفاهم به وجود نیاید. وقتی به فضایی نزدیک می‌شوید که تا به حال کار نشده و احساس می‌کنید ضرورت هم دارد تا به این فضا پرداخته شود، سعی می کنید جوری نزدیک شوید که سوء تفاهم نشود، چرا که سوء تفاهم مخل ارتباط مخاطب با یک اثر می شود.

برای اینکه سوء تفاهم پیش نیاید، آن وقت نویسندگان ناگریزند یک محدودیت هایی را لحاظ کند. کارگردان هم در نوع کارگردانی، بازی گرفتن و تصویر اینها را باید لحاظ کند و ما سعی کردیم یک اثری بسازیم که در عین حال درباره مسائل روز صحبت می کند و پیشگیری‌ها را در مسائل خانوادگی مطرح کند و اینکه چگونه می‌توان پیشگیری کرد تا یکسری بحران‌های خانوادگی به اوج خود نرسد.

در ضمن تلاش کردیم سوء تفاهمی به وجود نیاید. اعتقاد دارم سریال "میوه ممنوعه" از مذهبی‌ترین سریال‌های بعد از انقلاب است. این تحلیل من به عنوان کارگردان این اثر است. بسیاری از مولفه‌های دینی، مذهبی و عرفانی به شکل ظریف در این سریال گنجانده شده است.

* شبکه دو محدودیتی برای مجموعه "میوه ممنوعه" ایجاد نکرد؟ اصلا چه دلایلی باعث شد "میوه ممنوعه" را برای تلویزیون بسازید؟

ـ واقعیت‌اش را بگویم من قرار نبود کار مناسبتی بسازم، حتی قبل از اینکه به من پیشنهاد شود از شبکه‌های دیگر تهیه‌کنندگان برای ساخت کارهای مناسبتی سراغم آمده بودند و من بدون تردید رد کرده بودم. شاید تنها دو دلیل باعث شد این کار را قبول کنم. در ابتدا دوستی و رفاقتی بود که با مهدی فرجی مدیر شبکه دو دارم. البته این رفاقت ارتباطی به مدیریت ایشان در شبکه ندارد.

حدود 15 سال می‌شود که من با فرجی رفیق هستم و در خیلی از سربزنگاهها ایشان همراه من بودند. یادم نمی رود وقتی مجموعه "روشن‌تر از خاموشی" پخش می شد، در آن زمان او مدیر فیلم و سریال بود و تلاش کرد تا جایی که امکان دارد کار با کمترین سانسور پخش شود.

حتی وقتی فیلمنامه "شب دهم" را نوشته بودم در شورای طرح و برنامه به شدت درباره محتوای مجموعه دچار تردید شده بودند. در مجموع در مواردی او به من کمک کرد تا آثاری که ساختم با کمترین مشکل پخش شود. ما هم یاد گرفتیم لطف دوستان را فراموش نکنیم. ساخت "میوه ممنوعه" نوعی جبران لطفی بود که آقای فرجی همیشه به من داشتند.

نکته دوم این بود که منتقدان مرتب می‌گفتند من کارگردان تاریخی ساز است و می توانم مجموعه‌های تاریخی را خوب بسازم و نه سریال های روز را، حتی خودم کم کم داشت باورم می‌شد. به همین دلیل دوست داشتم یکبار خودم را برای خودم محک بزنم که چقدر درست می‌گویند. در واقع یک انگیزه من این بود که غیر از سریال های تاریخی یک سریال خوب به روز بسازم.

* بخش دیالوگ‌های این مجموعه را علیرضا نادری نوشته. چطور شد او را که بیشتر در تئاتر فعال است برای این کار انتخاب کردید؟

ـ علیرضا نادری پیشنهاد خودم بود. واقعیت این است که من هر چه در سینما و تلویزیون کار کنم، همیشه یک دلم توی تئاتر است و به خاطر این است که سال‌های جوانی‌ام را در تئاتر گذراندم در تئاتر بزرگ شدم و پرورش پیدا کردم. از همه حیث خود را وامدار فرهنگ تئاتر کشور می دانم. هر موقع فکر می کنم کار خوب می‌سازم، مطمئنم بچه‌های تئاتری در ساختن کار خوب می‌توانند کمک کنند.

در مجموعه "در مدار صفر درجه" خیلی از بازیگران تئاتری هستند. برای مجموعه "میوه ممنوعه" هم فکر کردم علیرضا کاظمی‌پور به شدت مشغول است. بنابراین باید کسی را بیاوریم که دیالوگ‌نویسی کند. بلافاصله ذهنم به سمت علیرضا نادری رفت. البته اولین بار نبود که نادری را برای کاری پیشنهاد می‌کردم و قبلا هم او را برای مجموعه‌های دیگر پیشنهاد داده بودم. در واقع اولین بار بود که او را برای کار خودم می‌آوردم. او فیلمنامه‌های خوبی نوشته است.

* ولی ما از علیرضا نادری دیالوگ‌نویس مجموعه "میوه ممنوعه"، کاری در تلویزیون ندیده‌ایم.

ـ حسن فتحی، کارگردان مجموعه "میوه ممنوعه": او چند مجموعه نوشته، اما بداقبالی آورده که یا پخش نشده یا به تولید نرسیده است. او یکی از نمایشنامه‌نویس‌های خیلی خوب است و خوشحالم که به این گروه پیوست. بعد از پیوستن نادری به گروه یک تیم چهار نفری شامل اسماعیل عفیفه، علیرضا نادری، علیرضا کاظمی‌پور و من شکل گرفت و دائم درباره قصه صحبت می‌کردیم.

* با توجه به موضوع "میوه ممنوعه"، آیا صحبت‌هایی که برای فیلمنامه می‌کردید با مدیر شبکه دو هم در میان می‌گذاشتید؟

ـ بله، ماحصل صحبت‌های ما با مدیر شبکه دو و حتی با معاونت سیما به گفتگو گذاشته می‌شد. بر اساس این صحبت‌های چهار نفری کاظمی‌پور سکانس‌ها را می‌نوشت. بعدها سکانس‌ها را خودم می‌خواندم و اگر نکته‌ای به ذهنم می‌رسید، ممکن بود سکانس‌ها را به او برگردانم تا نکاتی را تصحیح کند. بعد از اینکه من و اسماعیل عفیفه نظر خود را درباره سکانس می‌دادیم. آن متن به دست نادری سپرده می‌شد و او دیالوگ‌ها را می‌نوشت. یکبار دیگر ما کار را می‌خواندیم و اگر نکاتی درباره دیالوگ‌ها لازم به اصلاح بود با نادری در میان می‌گذاشتیم و او اصلاحات را انجام می‌داد و در نهایت کار به مدیر شبکه داده می‌شد.

* چرا تولید مجموعه "میوه ممنوعه" نسبت به دیگر مجموعه‌های ماه رمضان دیرتر شروع شد؟

ـ همان طور که اشاره کردم فیلمنامه در این مدت کوتاه دو ماه یک فرآیند چندمرحله‌ای را سپری می‌کرد تا به تولید برسد، حتی تولید را یک ماه دیرتر از بقیه مجموعه‌ها شروع کردیم. سه سریال دیگر زودتر از ما شروع کرده بودند. دلیل آن وسواس‌هایی بود که اعمال می‌کردیم تا فیلمنامه بهتر شود. هنوز هم فکر می‌کنم این فیلمنامه حتی در اجرا اگر در شرایط عادی‌تر و خالی از تعجیل اتفاق می‌افتد، می‌توانست بهتر شود. کار خیلی فشرده و سنگین بود.

* شما از کارگردانانی هستید که با مدیوم تلویزیون آشنایی دارید و ممیزی‌ها و چارچوب‌ها را می‌شناسید، در حین اجرا هم پیش آمد که خودتان دستی به فیلمنامه ببرید؟

ـ مواردی پیش می‌آمد که چون فرصت نمی‌شد به نویسنده‌های کار اطلاع بدهم، خودم در فیلمنامه و دیالوگ‌ها دست می‌بردم، حتی ممکن بود سکانس‌هایی نباشد، اما احساس می‌کردم وجود این سکانس‌ها در فیلمنامه‌ لازم است. سکانس‌ها را اضافه می‌کردم، دلیل این مسئله کمبود وقت است. اگر وقت زیاد بود، مسلماً آن را به نویسندگان کار می‌دادم تا خودشان آن را انجام دهند.

* روایت "میوه ممنوعه" مثل روایت هزار و یکشب است، در برخی قسمت‌ها به بعضی شخصیت‌ها پرداخته می‌شود و بعد دیگر خبری از آنها نیست تا جایی دیگر که پررنگ می‌شوند. چطور به این چینش رسیدید؟

ـ این ماحصل بی‌شمار جلساتی است که با نویسندگان داشتیم. هفته‌ای سه تا چهار جلسه شش تا هفت ساعتی. آن قدر نوشتیم، خط زدیم، پیشنهاد دادیم تا به نتیجه دلخواه برسیم. در واقع در این دو ماه با آزمون و خطا جلو رفتیم تا به این نتیجه رسیدیم. طبیعی است که هر کدام از ما با دیدگاههای خاص به جلسه می‌رفتیم. دیدگاههایی هم که من درباره فیلمنامه به جلسات می‌بردم، بی‌ارتباط با کارهایی نبود که نوشتم. در واقع دغدغه‌ها و نگاههایی که در مجموعه‌های "پهلوانان نمی‌میرند"، "شب دهم" و "مدار صفر درجه" داشتم، این مولفه‌ها در پیشنهادهایم برای مجموعه "میوه ممنوعه" وجود داشت. به روشنی می‌توانم بگویم در این وقت کم مجموعه‌ "میوه ممنوعه" را که ساختم به دور از مولفه‌های سایر آثارم نیست.

* یک مسئله‌ای در تمام آثار شما مثل "شب دهم"، "مدار صفر درجه" و "میوه ممنوعه" دیده می‌شود. در چند قسمت اول روی مفاهیم خیلی تامل می‌کنید و همین باعث می‌شود مخاطب بعد از گذشت چند قسمت دیدن مجموعه برایش جذاب شود و بعد  با خودش بگوید چرا قسمت‌های اول را ندیده است. این مسئله به ویژه در مجموعه "مدار صفر درجه" پررنگ‌تر است. آیا این تامل برای بالا بردن سلیقه مخاطب است؟

ـ قطعاً همین طور است. هر هنرمند یکی از آرزوهایش ارتقا فرهنگ جامعه‌اش است. شاید بگویم بزرگترین رسالت هر هنرمند قدم برداشتن برای ارتقا فرهنگ جامعه است. من هم مانند هنرمندان دیگر از این آرزو جدا نیستم. بهترین و قشنگ‌ترین لحظه زندگی ام لحظه‌ای است که قدمی برای ارتقا فرهنگ جامعه برداشته باشم. من در تلویزیون دنبال این هستم که در حد بضاعت ذائقه نمایشی مخاطبانم را بالا ببرم.

وقتی دو نفر سه کارگردان تلاش می‌کنند این ذائقه را بالا ببرنند، طبیعی است مخاطبی که همزمان با این تلاش در حال دیدن سریالی راحت الحلقوم، سهل الهضم و دم دستی است تا بخواهد از این فضا کم کم به فضایی بیاید که کمی پیچیده‌تر و انتزاعی تر است باید صبر و حوصله داشته باشد. ببینید با "مدار صفر درچه" روزهای اول چطور برخورد می شد و حالا چطور؟ یعنی مجموعه‌ای که روزهای اول بلافاصله برخی منتقدان ما دستپاچه و شتابزده شروع به نوشتن نقد منفی بر آن کردند، این روزها به محبوبترین سریال‌های تلویزیونی تبدیل شده است.

من به جرات می‌توانم بگویم این مجموعه در حال حاضر مخاطبانش بیشتر از "میوه ممنوعه" است. من در آن روزها دائم به دوستان پیغام می‌فرستادم که حوصله کنید. من یک فیلم سینمایی یک ساعت و نیم ساختم، بلکه مجموعه 30 قسمتی ساختم که مثل رمان می ماند. وقتی 10 صفحه از رمان 300 صفحه ای را می‌خوانید، نمی‌توانید با این 10 صفحه درباره کل رمان قضاوت کنید. این اشتباهی است که برخی دوستان منتقد در اوایل پخش این مجموعه مرتکب شدند که امیدوارم این اشتباه دیگر درباره هیچ سریال دیگری پیش نیاید.

* پس قصد دارید حوصله تماشاگر تلویزیون را بالا ببرید؟

ـ بله، در تماشای سریال باید حوصله کرد. قرار نیست تمام سئوالات مخاطب در چند قسمت اول جواب داده شود. همچنان که شما وقتی رمان می‌خوانید، قرار نیست پاسخ تمام سئوالات را در همان چند صفحه اول بگیرید. گره‌ای در صفحه 12 رمان زده می‌شود که ممکن است در صفحه 220 باز شود. این مسئله در فرهنگ رمان نویسی و رمان خوانی جا افتاده است. بنابراین در مجموعه هم باید جا بیفتد. مخاطب باید در طول سریال توقع پاسخ گرفتن سئوالات خود را داشته باشد و نه در قسمت‌های اول.

اگر ابهامات پاسخ داده شود که باید تمام شود. اتفاقی که برای "مدار صفردرجه" افتاد، به ساختار کار برنمی‌گردد که در قسمت های اول جذابیت کار کمتر بود و در قسمت های بعد جذابیت بیشتر شد، بلکه بیشتر به این مربوط می‌شد که زمانی پخش این مجموعه شروع شد که از شش تا هفت ماه قبل مجموعه‌های طنز پخش می‌شد. سریال‌هایی که در جای خودش خوب و قابل احترام است، اما وقتی مخاطب ناگهان پای مجموعه "مدار صفر درجه" بنشیند که تم فلسفه، سیاست، تاریخ و داستان دارد و بخواهد با این تم ارتباط برقرار کند، سخت است.

مثل این می‌ماند که شما به تئاتر شهر رفته‌اید و در سالن شماره یک نمایش کمدی فارسی دیدید، بعد به دیدن نمایشی می‌روید که بر مبنای نمایشنامه‌ای خارجی است. قطعاً بلافاصله که به این نمایش می‌روید، نمی‌توانید با آن ارتباط برقرار کنید، اما بعد از 20 دقیقه کم کم وارد فضای نمایشنامه دوم شوید. این اتفاق هم در تلویزیون می‌افتد. البته کاری هم نمی‌توان کرد، چرا که همان طور که گفتم تلویزیون یک رسانه همگانی است و طبیعی است برنامه‌های متنوع از تاریخی گرفته تا طنز نود شبی بسازد.

هیچیک از این مجموعه‌ها جای همدیگر را تنگ نکرده اند، فقط به این شرط که خوب ساخته شوند می توانند کارهای ارزشمندی باشند. تماشاگر باید یاد بگیرد از هر سریال توقع دیدن چیزهایی را نداشته باشد که در سریال‌های قبلی دیده و هر ژانری متفاوت است. علاوه بر آن هر ژانری برای ارتباط برقرار کردن تمرکز خاص خود را می‌طلبد. وقتی اثر پیچیده تاریخی و فلسفی می بینید باید ضریب تمرکز خود را بالا ببرید، مثل این می‌ماند که کتاب فلسفی می‌خوانید، این ضریب تمرکز نسبت به خواندن مجله و روزنامه خیلی بالاتر است.

* درباره انتخاب علی نصیریان بگویید که قرار شد شیخ صنعان قصه شود. آیا وی انتخاب اول شما بود؟

ـ واقعیت این است که وقتی علی نصیریان را برای این نقش پیشنهاد کردم، بعضی‌ها مردد بودند و بازیگران دیگری را پیشنهاد می‌کردند، اما من پافشاری کردم و از این انتخاب خیلی هم خوشحالم. روی اینکه نصریان برای این نقش مناسب است، به یاد دارم چند هفته‌ای پافشاری کردم و نهایتاً توانستم دیگران را متقاعد کنم که او برای این نقش مناسب‌تر است.

* دلیل مخالفت‌شان چه بود؟

ـ مخالفت نبود. به من می‌گفتند عجله نکن به گزینه‌های دیگر هم فکر کن، اما علی نصیریان گزینه اول من بود و من ‌گفتم گزینه دیگری ندارم، چرا که آنچه من از این نقش طراحی کردم فقط با قالب و فرم علی نصریان جور درمی‌آید.

* آیا این حس را برای انتخاب گوهر خیراندیش هم داشتید؟

ـ بله، همین حس وجود داشت. او هم انتخاب اولم برای نقش قدسی بود. وقتی علی نصیریان، حاج یونس فتوحی شد به یقین رسیدم که گوهر خیراندیش باید قدسی باشد.

* چطور به این انتخاب رسیدید که این دو نفر برای کاراکترهای حاج یونس فتوحی و قدسی مناسب هستند؟

ـ ببینید در کار هر هنرمندی مرحله شهود وجود دارد. هر هنرمندی که به بخش شهودی کارش کم اهمیت بدهد، پیشاپیش بازی را باخته است. این بخش برای من خیلی تعیین کننده است. احساسات شهودی به شما می‌گوید این بازیگر مناسب است یا نه. برای نقش هستی هم به طور شهودی رسیدم که هانیه توسلی برای این نقش مناسب است. بعد توسلی متن را خواند، چون بازیگر سینماست و بازیگران سینما می‌ترسند در مجموعه‌ها آن هم مجموعه مناسبتی کار کنند. من هم این حق را به آنها می‌دهم. او گفت اجازه بدهید فکرهایم را بکنم. او رفت فکر کند که دچار شک هملتی شد.

در این فاصله من سه تا چهار بازیگر که همتراز و همنام و هم رتبه او بودند را انتخاب کردم، حتی با بعضی از آنها به توافق سریع هم رسیدیم، اما در پس ذهن من همین انتخاب شهودی‌ام وجود داشت. بعد در لحظه‌ای که باید تصمیم نهایی را می‌گرفتیم و چند بازیگر هم اعلام آمادگی کرده بودند این نقش را بازی کنند، من از دستیارم خواستم یکبار دیگر به توسلی زنگ بزند، شاید به شک هملت وارش خاتمه داده باشد. واقعاً هم همین طور شد، چرا که دستیارم با تعجب گفت او متقاعد شده این نقش را بازی کند.

* در مجموعه "میوه ممنوعه" امیر جعفری هم نقش متفاوتی را بازی می‌کند. درباره انتخاب او بگویید.

ـ بله، انتخاب خودم بود. من چند بار با او صحبت کرده بودم که من کار تو را در تئاتر دیده ام، بازیگر خوبی هستی، توانایی‌هایت بیشتر است، هر کاری را نرو بازی کن. تا اینکه سر مجموعه "میوه ممنوعه" با او تماس گرفتم که می‌خواهم به تو یک فرصت بدهم یا از این فرصت درست استفاده می‌کنی و به این دور باطل خیلی از بازی های بی ثمر و بی رنگ و رویت خاتمه می‌دهی و یا نه. جالب است، وقتی او را پیشنهاد دادم دوستان همان حرف‌هایی را که درباره نصریان زده بودند درباره او هم گفتند که عجله نکنم و به گزینه‌های دیگر هم فکر کنم، اما باز هم پافشاری کردم.

* طناز طباطیایی چگونه وارد کار شد؟ چرا که تا به حال در تلویزیون حضور نداشت؟

ـ من طناز طباطبایی را نمی‌شناختم، حتی وقتی دستیارانم گفتند بازیگری به این اسم هست، گفتم نمی‌شناسم. قرار شد تست تصویر بگیرند و من ببینم. من هم دیدم و گفتم او را در فهرست نامزدهای این نقش قرار دهند. سه تا چهار نفر دیگر هم بودند. بعد از یک جلسه گفتگو احساس کردم طباطبایی برای این نقش مناسب است. شیوه من در کار این طور است که نسبت سنی و فیزیکال بازیگران را در نظر می‌گیرم. به عنوان نمونه ممکن است بازیگری را برای نقشی در نظر بگیرم، چهار نفر دیگر هم برای نقش‌های دیگر انتخاب کنم که با آن بازیگر تناسب داشته باشند. اگر آن چهار نفر به هر دلیلی نتوانند این نقش‌ها را بازی کنند ممکن است در انتخاب آن بازیگر تجدید نظر کنم.

خیلی از مواقع هم دلیل اینکه کسی انتخاب می شود و دیگری نمی شود، این نیست که آن فرد بد است، بلکه بازیگر خوبی است، ولی من در کارم سعی کنم این نسبت‌ها را که اشاره کردم رعایت کنم. وقتی نصیریان حاج یونس فتوحی شد، برای من مشخص بود که خیراندیش برای نقش قدسی مناسب است. اگر نصیریان سر کار دیگری بودند و ما از نعمت او محروم می‌شدیم و کسی دیگری را جایگزین می‌کردیم، آن موقع ممکن بود گزینه قدسی بازیگر دیگری باشد.

* با توجه به فشاری که روی شما برای تولید مجموعه "میوه ممنوعه" هست، اما نماهای تکراری در کار نمی‌بینیم.

ـ بدترین اتفاقی که برای ما آدم‌ها ممکن است در زندگی پیش بیاید این است که بخواهیم لحظاتمان را تکرار کنیم. بزرگترین کفر نعمت انسان در قبال اینکه به او نعمت حیات داده شده، این است که بخواهد لحظات را تکرار کند، حتی حدیث داریم که مومن نیست کسی که دو روزش یکی باشد. بنابراین هنر هم بازتاب زندگی است و درباره هنر هم باید این طور فکر کرد. برای من خیلی بد است که بخواهم پلان‌های تکراری بگیرم.

 تنوع نما یکی از ویژگی‌هایی است که از ابتدای کار کارگردانی‌ام تصمیم گرفتم به آن فکر کنم و اهمیت دهم و از زوایای مختلف نگاه کنم. بنابراین بدترین واقعه این است که مجبور شوم پلان‌های تکراری بگیرم. اگر هم بعضی مواقع این اتفاق افتاده آن روز بدترین روز من است. در "میوه ممنوعه" هم سعی‌ام را کرده‌ام، اما بعضی وقت‌ها کارگردانان به تهیه‌کنندگانی برمی‌خورند که می‌خواهند زودتر کار را جمع کنند، اما من سعی می‌کنم با چنین تهیه کنندگانی کار نکنم و خوشبختانه با تهیه‌کنندگانی که کار کردم، متقاعدشان کردم به لحاظ فرهنگی هنری به نفع همه است که ما تعدد و تنوع نما داشته باشیم و شات‌های تکراری نداشته باشیم.

* و صبحت آخر؟

ـ مجموعه "میوه ممنوعه" را باید مردم با کارهای مناسبتی سه تا چهار سال ماه رمضان مقایسه کنند، ناراحت می‌شوم که مردم "میوه ممنوعه" را با "مدار صفر درجه" مقایسه کنند، چرا که "میوه ممنوعه" در حال و هوای دیگری است. خودم بهترین کار خود را به لحاظ شخصیت‌پردازی، کارگردانی و فیلمنامه‌نویسی "مدار صفردرجه" می دانم.

مجموعه "میوه ممنوعه" را سعی کردم در مقایسه با کارهای ضرب العجلی اورژانسی مناسبتی کاری آبرومند قابل دفاع درآورم. امیدوارم منتقدان "میوه ممنوعه" را با مجموعه‌های ماه رمضان ارزیابی کنند و هر نمره‌ای که می‌خواهند به آن بدهند.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 11:7 |

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 10:29 |

تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «ميوه ممنوعه» پس از گذشت 3 ماه و نيم يكشنبه 15 مهرماه، همزمان با پخش قسمت‌هاي آخر به پايان مي‌رسد.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، تصويربرداري «ميوه ممنوعه» به كارگرداني حسن فتحي اوايل تيرماه امسال آغاز شد و با پخش 22 قسمت از اين سريال، تصويربرداري آن هم‌چنان با حضور بازيگران اصلي ادامه دارد؛ تاكنون 95 درصد از تصويربرداري «ميوه ممنوعه» به پايان رسيده است و ضبط تصاوير جزيي باقي مانده است.

فيلمنامه اين سريال كه با همكاري عليرضا كاظمي‌پور و عليرضا نادري نوشته شده است، نيز حدود يك ماه است كه به پايان رسيده و به گفته‌ي سازندگان تغييرات آن به هنگام ساخت در حد جزئي است.

سازندگان سريال «ميوه ممنوعه» همچنين براي اطلاع يافتن از نظرات مخاطبان خود، مدتي است كه وبلاگي را را‌ه‌اندازي كرده‌اند تا از نزديك با نظرات بينندگان خود آشنا شده و احتمالا اين نظرات را در ساخت سريال نيز لحاظ كنند.

وبلاگ سريال «ميوه ممنوعه» به آدرس اينترنتي :www.mivehmamnooe.blogfa.com ، علاوه بر نظرسنجي از مخاطبان گفت‌وگو با عوامل اصلي اين سريال و هم‌چنين عكس‌هايي از اين پروژه را در اختيار كاربران خود قرار مي‌دهد.

به گزارش ايسنا، مجموعه تلويزيوني ميوه ممنوعه به تهيه‌كنندگي اسماعيل عفيفه در گروه فيلم و سريال شبكه دو سيما تهيه شده است و بازيگراني چون علي نصيريان، هانيه توسلي، گوهر خيرانديش و امير جعفري در آن به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 10:15 |

علي نصيريان بازيگرست كه توانايي او در ايفاي نقش‌هاي پيچيده و درونگرا بر کسي پوشيده نيست.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بهمن عبداللهي در وبلاگ "دونده" به نشاني http://bahmanabdollahi.blogfa.com/ نوشته است: مش اسلام فيلم "گاو" وقتي پابه وادي سينما گذاشت بدل به بازيگري متفاوت شد.آقاي هالو،پستچي،مهرگياه،سرايدار،دايره مينا و...بخشي از بضاعت سينما براي حضور اين آکتور هنرستان هنرپيشگي بود. سينماي پس از انقلاب که ستاره‌سازي را برنمي‌تابيد و قهرمان سازي را نمي‌شناخت رو به مو سفيد کرده‌ها آورد، پس نصيريان محملي براي حضور پررنگ‌تر يافت و کمال‌الملک،کفش‌هاي ميرزانوروز،جاده‌هاي سرد، ناخداخورشيد، شير سنگي، دزد و نويسنده، سال‌هاي خاکستر، روزباشکوه، بوي پيراهن يوسف، ديوانه از قفس پريد و...بازي‌هاي اين چهره ماندگار را ماندني کرد. نصيريان البته انتخاب ضعيف و اشتباه هم داشت،آثاري که به واسطه دوستي ويا پيش بيني‌هاي نادرست از او چهره‌يي معمولي و گاه تکراري ارائه مي‌داد.

"ميوه ممنوعه" اين روزها از شبکه دوم و به مناسبت ماه مبارک رمضان روي آنتن رفته است.کار حسن فتحي اثري متفاوت از سريال‌هاي مناسبتي مشابهي است که در شبکه‌هاي مختلف پخش شده و مي‌شود. اين سريال داستاني برگرفته از شاه لير و شيخ صنعان دارد، کاري که بدون اغراق علي نصيريان را مي‌توان ستاره اين سريال دانست. نصيريان در اين جا نقش حاج يونس فتوحي،بازاري متمول و پرهيزکاري را بازي مي‌کند که در پي فرار دخترش از خانه و اختلاف با پسر رانت خوارش به کمک دختر يک ورشکسته کارخانه دار مي‌آيد و در کشمکش يک مثلث عاشقي با حسابدار جوان کارخانه دل به "هستي" مي‌بازد و پنجاه سال عبادت را به تاراج يک عشق زميني مي‌سپارد.

نصيريان البته پيش از اين در فيلم‌هاي آقاي هالو و مهرگياه در نقش عاشق دلباخته ظاهر شده بود.حتي در اوج بازيگري سينمايي‌اش درايفاي نقش دائي غفور در بوي پيراهن يوسف در قالب پيرمردي سرخورده از شرايط روزگار ظاهر شده بود، نقشي که بسيار نزديک به حاج يونس بود.

او در نزديک ترين نقش سينمايي‌اش به حاج يونس فتوحي دلباخته، پيش از اين «ديوانه از قفس پريد» را بازي کرده بود که معادل شيخ صنعان تلويزيوني اش به شمار مي آيد. اما بازي نصيريان در "ميوه ممنوعه"ترکيبي از همه اين چند نقش است و او با توانائي خارق العاده اش به نقش جان داده،شايد يکي از فصل هاي خوب قسمت شانزدهم سکانس رودررويي با هستي/بيان عشق/درگيري با فرزاد باشد که به خوبي از عهده اين نقش حسي برآمد و از نگاه نافذ و معنادارش به خوبي استفاده کرد.

به ياد بياوريم بازي او را در لحظه اي که چند قسمت پيش ،روبه هستي و تسبيح به دست مي‌گويد "من همه اين کارها را به خاطر ... خدا مي کنم" و در هنگام بيان كلمه خدا به هستي نگاه مي کند و پس از لحظه اي سکوت انگار بخواهد بگويد به خاطر تو،لحن بيانش را تغيير مي دهد.يا در لحظه گاز زدن به سيب در حياط خانه و پس از رفتن هستي، او قدرت يک بازيگر حرفه اي را به رخ مي کشد.صحنه دعواي او با خدا در قسمت شانزدهم گرچه شبيه دعواي دائي غفور با خدا (بوي پيراهن يوسف) است، اما بازهم ديدني است.

علي نصيريان بازي خوبي در ميوه ممنوعه ارائه داده است.به جرات مي توان سطح کيفي بازي‌اش را حتي بالاتر از قاضي شارح سربداران و ابوالفتح هزار دستان دانست.او چونان در افسون عشق شناور است که يادمان مي رود حالا ‌٧٣ سال دارد.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 10:14 |
حسن فتحي كارگردان فيلم ميوه ممنوعه در خبرگزاري فارس

هانيه توسلي بازيگر فيلم ميوه ممنوعه در خبرگزاري فارس

اسماعيل عفيفه ،حسن فتحي،هانيه توسلي ، علي نصيريان  بعد از نشست خبري فيلم ميوه ممنوعه در خبرگزاري فارس

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 15:6 |

خبرگزاري فارس: علي نصيريان گفت: فكر نمي كردم پخش مجموعه «ميوه ممنوعه» منجر به ايجاد حساسيتهايي كاذب در بين برخي مخاطبان شود.

علي نصيريان در نشست بازيگران و عوامل مجموعه «ميوه ممنوعه» كه در خبرگزاري فارس برگزار شد گفت: زماني كه قسمتهاي اوليه مجموعه پخش مي‌شد عده‌اي شروع كردند به بهانه جويي و ادعا كردند كه سوژه اين مجموعه و اتفاقاتي كه براي حاج يونس فتوحي مي افتد خط قرمز است در صورتيكه من اينقدر حساسيت نمي‌ديدم براي اينكه در اصل داستان شيخ صنعان كه ما در اين مجموعه از آن الهام گرفته‌ايم آمده است: مي بخور، خوك بچران، مصحف بسوزان و شيخ صنعان اين كار را مي‌كند. اين كلام را عطار نيشابور در قرن‌ها پيش گفته است و من چنين حساسيتهايي را در مورد شخصيت حاج فتوحي پيش‌بيني نمي‌كردم.
وي در ادامه درباره رجوع اهالي خانواده فتوحي به دختر كوچك خانواده براي حل مشكلاتشان بدون توجه به بايكوت شدن او از سوي پدر گفت: دختر كوچك خانواده وكيل است و پرسوناليته قوي دارد و در زمان تجردش خانه را مي‌گرداند به طوريكه پدرش بعد از رفتن او لب به غذا نمي‌زند، اما اين شخصيت كاملا مثبت نيست و بدون رضايت پدر ازدواج كرده و از خانه رفته است ولي با توجه به اراده قوي و جربزه‌اي كه دارد همه به او پناه مي‌برند.
وي در ادامه اين نشست درباره دير متوجه شدن شخصيت هستي به علاقه حاج يونس فتوحي گفت: اين گونه نيست كه هستي متوجه عشق حاج يونس نشده، بلكه او به دنبال كارخانه و حفظ آن است. او متوجه شده ولي پيش خود گمان مي‌كند اين مرد متدين از اين كارها نمي‌كند.
وي افزود: زنها شخصيت پيچيده‌اي دارند. برخوردهاي هستي با حاجي همه مهربانانه است كه مقداري از آنها تمهيد است.در سكانسي كه حاج فتوحي در مقابل فرزاد به هستي ابراز علاقه مي‌كند و با واكنش فرزاد مواجه مي‌شود، برخورد هستي با حاج يونس صميمانه است. چون حاجي كار بدي نكرده است كه با خشونت با او رفتار شود، فقط ارتباط مهربانه‌اي است كه هستي قبولش مي‌كند. زنها كاملا مي‌دانند كه مردها چه موقعيتي در مقابل آنها دارند.
علي نصيريان در ادامه با بيان اينكه كار هنر انتها ندارد گفت: وقتي شما مي‌بيند كاري را مي شدبهتر انجام داد به دليل خاصيت هنر است. اين زيركي و هوشمندي در هستي وجود داشت كه متوجه عشق حاج فتوحي شود. او دختر هوشمندي است كه مي‌داند ولي به روي خود نمي‌آورد و آن را كتمان مي‌كند.

فيلم ميوه ممنوعه
وي در ادامه درباره كارگرداني حسن فتحي گفت: فتحي كارگرداني است كه بر بعد گفت‌وگو و تحليل كاراكتر با بازيگر تسلط بسياري دارد و درام شناس و شخصيت شناس بسيار خوبي است و شخصيتها را به خوبي تحليل مي‌كند و وسواس بسياري در كار خود دارد او به هيچ عنوان از هيچ پلاني نگذشت و كم نگذاشت. او اصلا به فكر انجام شدن كار نبود و سريالي دراماتيك و نمايشي با وسواس بسيار ساخت.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 14:48 |

خبرگزاري فارس: كارگردان مجموعه تلويزيوني «ميوه ممنوعه» گفت: ادعا مي‌كنم كه يكي از مذهبي‌ترين سريالها را در بعد از انقلاب ساخته‌ام.

حسن فتحي در نشست عوامل مجموعه «ميوه ممنوعه» كه در خبرگزاري فارس برگزار شد گفت: ما سالهاست بحثي را در اين مملكت داريم كه مربوط به هر جامعه‌اي هم هست و آن مسئله «پيشگيري» است. يعني هر جامعه‌اي كه دوام، قدرت و تداوم مي‌خواهد بايد به مسئله پيشگيري بيشتر از درمان اهميت بدهد.پيشگيري در حوزه سياست يك معنا دارد، در حوزه اقتصاد يك معنا دارد و در حوزه فرهنگ، سينما و تلويزيون كه حوزه كار ماست مفهوم ديگري دارد.جامعه مثل يك خانواده است كه همچنان كه لحظات زيبايي دارد، لحظات تلخ، ترش و گس هم در خود دارد.
وي افزود: بعضي مواقع اتفاقاتي مي‌افتد كه ما مي‌توانيم چشم خود را روي آنها ببنديم اما در برخي موارد اين كار به ضرر جامعه تمام مي شود مانند كاري كه 7 الي 8 سال پيش درباره بيماري‌ ايدز كرديم و اصحاب امور بهداشتي ما گفتند درباره ايدز اصلا حرف نزنيد. آيا نتيجه خوبي داشت؟ مسلما نه. به تعداد افرادي كه دچار ايدز شدند اضافه شد، چرا؟ چون آگاهي نداديم، پيشگيري نشد و مشكلات هم چند برابر شد.
وي در ادامه گفت: ما يكسري مشكلات فرهنگي، خانوادگي داريم مثل همه جوامع و بايد مثل افراد يك خانواده بنشينيم و با يكديگر در كمال صداقت درباره مشكلاتمان حرف بزنيم. در سكانس مربوط به غزاله و سمانه ديالوگي مطرح شد كه حرف همه ما، همه بازيگر‌ها و حرف تلويزيون در آن بيان شد و آن اين بود كه ما آدمها بايد ياد بگيريم بنشينيم، رو در رو و چشم در چشم با يكديگر حرف بزنيم. اين چيزي است كه خانواده‌هاي ما بايد ياد بگيرند. خانواده‌هاي ما كم با يكديگر حرف مي‌زنند.يك پدر چقدر مي‌نشيند از نگراني‌ها، ترسها و اضطرابهايش با فرزندان خود سخن بگويد؟ اين سريال از يك منظر يك تلاش، تاكيد و پيشنهادي است كه ما بيشتر با يكديگر حرف بزنيم. با دركنار يكديگر نشستن، حرف زدن و رو در رو قرار گفتن، پيشگيري اتفاق مي‌افتد.ما در اين مجموعه تلاش كرده‌ايم كه شخصيت‌هايمان را چند وجهي نشان بدهيم و اغلب شخصيت‌هايمان شبيه همان‌هايي هستند كه در كوچه و خيابان آنها را مي‌بينيم.

*تيم چهار نفره نويسندگان فيلمنامه

حسن فتحي درباره نحوه نگارش فيلمنامه مجموعه «ميوه ممنوعه» نيز گفت:از روز اول يك تيم چهار نفره متشكل از خودم، عليرضا كاظمي‌پور، اسماعيل عفيفه و عليرضا نادري متمركز روي فيلمنامه شدند و در تمام مراحلي كه اين فيلمنامه شكل گرفت از قصه، طرح قصه، چگونه جلو برويم، چي بشود، چي نشود و چه اتفاقاتي بيفتد در حلقه اين تيم چهار نفره شكل گرفت.
وي افزود: ما جلسات زيادي داشتيم كه در آن كاظمي‌پور نوشته و پس از آن نادري ديالوگها را نوشته و دوباره درباره آنها بحث شده و اولين صافي فيلمنامه اين گروه چهار نفره بود كه نقش مميزي نداشتند و بيشتر روي كيفيت اثر كار كردند.ما 4 نفر به اين فكر كرده‌ايم كه چگونه مي شود كه ماه رمضان امسال يك سريال خوب بسازيم كه مردم از ديدن آن لذت ببرند و در عين حال كه محاسن سريال‌هاي سال قبل را دارد، معايب آنها را نداشته باشد. در نهايت مدير شبكه، معاونت سيما و ... فيلمنامه را ديدند و ديدگاه‌ها و پيشنهاد‌هايي ارايه كردند كه نتيجه‌اش كاري است كه الان از آنتن پخش مي‌شود.

*شخصيتهاي «ميوه ممنوعه» چند بعدي تعريف شده‌اند

كارگردان مجموعه «ميوه ممنوعه» در ادامه نشستي كه با حضور عوامل اين مجموعه در خبرگزاري فارس برگزار شد گفت: اگر نويسنده قرار باشد به جاي همه نويسنده‌ها حرف بزند، درام بي معني مي‌شود، درام يعني چالش بين چند سليقه، چند تفكر و چند نوع استدلال. ما بايد اجازه بدهيم كه شخصيت‌هاي قصه استدلال‌هاي خود را بيان كنند و چالش‌هاي خود را مطرح كنند و ما در نهايت به يك جمع‌بندي برسيم.
وي در ادامه گفت:متاسفانه سالهاست كه درام نويسي ما به خصوص در حوزه تلويزيون از نگاهي كه آدمها را به سياه سياه يا سفيد سفيد تقسيم مي‌كند آسيب جدي خورده است.شايد يكي از دلايلي كه باعث شده تماشاگران مدام از سريالها انتقاد كنند همين است. تماشاگر انتظار دارد كه هنرمند آينه‌اي را در برابر او بگيرد تا تمام جنبه‌هاي شخصيت خود را در آن ببيند و اگر اين آينه خوب در مقابل بيننده قرار نگيرد يا جايي از آن زنگار بسته يا شكسته باشد، مخاطب از نگاه كردن در آن لذت نمي‌برد.
وي افزود: شايد يكي از دلايلي كه مردم طي اين سالها از سريالها ناراضي بوده‌اند همين بوده است. در اين سريال فقط به بضاعتي كه بود سعي شده شخصيت‌ها چند بعدي باشد و بيننده نتواند خيلي سريع براي آدمها حكم اخلاقي صادر كند و خيلي سريع بگويد اين بد است يا آن خوب است. سعي كرده‌ايم مخاطب به چالش كشيده شود چون چالش يكي از شاخصه‌هاي درام است و درام اگر بتواند مخطاب خود را به چالش بكشاند حتما موفق است.
وي تصريح كرد: اصلا يكي از شرايط اوليه موفقيت يك اثر بحث برانگيز بودن و به چالش كشيدن ذهن مخاطب است. ما سعي كرده‌ايم مخاطب را به چالش بكشانيم اما نه چالش براي چالش، بلكه چالش براي تفكر و تامل در باب آنچه كه هستيم و زندگي مي‌كنيم. بنابراين اصلا انتظار نداشته باشيد آدمهاي تك خطي در سريال داشته باشيم كه بايد خيلي خوب باشند.
فتحي با بيان اينكه حاج فتوحي نيز جنبه‌هاي متفاوتي در شخصيت خود دارد ادامه داد:چرا در ارتباط با شخصيت حاج فتوحي، مخاطب ما دچار مشكل است؟ اين مشكل به نظر من يك مشكل شيرين دراماتيك است كه مخاطب نتواند سريع تصميم بگيرد كه اين شخصيت خوب است يا بد. اين نقطه قوت درام است.
وي تصريح كرد:وقتي فيلمنامه را ديدم به اين نتيجه رسيدم كه يكي از وجوه ممتاز اين فيلمنامه چيدمان ابعاد متناقض يك شخصيت در كنار هم است. اينگونه ما به شخصيت‌هاي طبيعي نزديك‌تر مي‌شويم.يكي از اشكالات سريالها در سالهاي اخير در اين است كه شخصيت‌ها يا خيلي از اين طرف پرت مي‌شوند يا از آن طرف و اين وضعيت اشكال كار سريالي است كه ادعاي رئاليستي دارد وگرنه در يك اثر رمان برخي خوب و برخي بد هستند و يا در اثر صرفا ملودرام برخي خيلي خوب هستند. ما تمام تلاشمان اين بود آدمي را در اين سريال تجسم كنيم كه اين ويژگي‌ها را داشته باشد ضمن اينكه بسياري از عرفاي ما قبل از اينكه عارف شده و به يك مقام خاص الهي برسند، يك موجود طبيعي بودند با تمام اشتباهات و نقطه ضعف‌هايي كه آدمهاي كوچه و بازار دارند بنابراين من نه تنها آن را نقطه ضعف نمي‌بينم بلكه نقطه قوت سريال است.
وي با بيان اينكه تلاش كرده‌ايم ديالوگهايمان درست ادا شده و سر از بداهه‌گويي در نياورند گفت: يكي از كاركرد‌هاي درام اين است كه دائم براي مخاطب تصوير‌سازي كند و تا مخاطب مي‌آيد كه به آن تصوير خو بگيرد، يك حركت ديگر آن تصوير را خراب كند. من شيفته اين گونه درام هستم كه دائم مخاطب را دچار چالش و درگيري مي‌كند. درام فقط مبين چالش‌هاي شخصيت‌هاي يك قصه با هم نيست. درام در يك معناي ذهني _ چالشي است بين ارايه كنندگان آن درام و ذهنيت‌هايي كه در مخاطبان به وجود مي‌آيد و نويسندگان ما دائم اين موقعيت چالش را فراهم مي‌كنند و تحت تاثير سنت درام‌نويسي غربي نيز نبوده‌اند.


* «ميوه ممنوعه» را با ساير سريالهاي ماه رمضان مقايسه كنيد

حسن فتحي در ادامه گفت:گاهي فكر مي‌كنم كه بنا به طبع چند بينانه بشر اگر قرار بود «مدار صفر درجه» يا «شب دهم» را دوباره بسازم، دستي بر سر و رويشان مي‌كشيدم و تغييراتي در آنها لحاظ مي‌كردم. من فكر مي‌كنم كه اين سريال را بايد با ساير سريالهاي ماه مبارك رمضان مقايسه كنيم، يك زمان هست كه طرحي به نويسنده‌اي داده مي‌شود و او يكسال وقت پژوهش و نگارش دارد ولي سريالهي مناسبتي از چنين امكاني برخوردار نيستند و چرايش را نمي‌دانم.
وي با بيان اينكه 14 سال پيش من و آقاي عفيفه اولين سريال مناسبتي ماه رمضان را در سال 72 به اسم «همسايه‌ها» توليد كرديم كه بابي شد براي ساخت كارهاي مناسبتي گفت: از آن سال همين وضعيت كمبود وقت بود و فيلمبرداري‌ها به طول مي‌انجاميد و گاهي شبها، ما هم به همراه مردم كوي و بازار سرلوكيشن‌ كار را نگاه مي‌كرديم .14 سال گذشته ولي هنوز اين روند ادامه دارد و ما شب‌ها در حال فيلمبرداري كار خود را مي‌بينيم در نتيجه اين كار، نويسنده ما هم دچار همين مشكل است. 2 الي 3 ماه قبل از ماه رمضان به سراغش مي‌آيند و او بر مبناي زمان باقي مانده فرصت كار كردن دارد و بدا به حال نويسنده‌اي كه دست بر قضا كارگرداني با وسواسهاي من كنارش قرار گيرد كه آن وقت مدام مي‌نويسد و خط مي‌خورد.
وي تصريح كرد:ما كار خود را يك ماه و نيم ديرتر از 3 سريال ديگر آغاز كرديم و دليلش اين بود كه در نوشتن فيلمنامه، نهايت وسواس را به خرج داديم، اما به هر حال نظر من اين است كه كاري كه در اين موقعيت نوشته شده و ساخته مي‌شود، قطعا قابل مقايسه با كاري نيست كه يكسال يا دو سال رويش وقت مي‌گذارند و مي‌نويسند و يك سال و دو سال ديگرهم كار توليدش به طول مي‌انجامد.كار را با سريالهاي مناسبتي ماه رمضان مقايسه كرده و نمره بدهيد كه مجموعه كجا قرار دارد و نمره‌اش در كجا بد و كجا خوب است و با كارهايي كه خالي از تنش و استرس ساخته مي‌شود مقايسه نكنيد. كار نويسنده هم همين گونه است. اين طرح اگر با زمان و فرصت بيشتري دست نويسنده قرار مي‌گرفت، امروز مطمئنا شما اين سوالات را نمي‌كرديدو بسياري از اين مشكلات حل مي‌شد.

* ادبيات اين مجموعه ريشه در ادبيات مادربزرگم دارد

كارگردان مجموعه ميوه ممنوعه كه در ايام ماه رمضان از شبكه دو سيما پخش مي‌شود در ادامه درباره ادبيات مورد استفاده خود در اين مجموعه و ساير مجموعه‌هايي كه كارگرداني كرده گفت: ادبيات مورد استفاده من از مادر بزرگم ريشه مي‌گيرد و او قصه‌هاي بسياري بلد بود و درست شبيه سريالهاي 90 شبي اين قصه‌ها را برايم تعريف مي‌كرد و فردي بود كه هميشه با ضرب‌المثل صحبت مي‌كرد.
وي افزود: محيط زندگي‌ام، مناسبات خانوادگي، آدمهاي كوچه و بازار و سالهاي تحصيل و پژوهشم تاثير بسياري در ادبيات مورد استفاده‌ام داشته و من خود را عميقانه مديون نويسندگاني مي‌دانم كه در كمال گمنامي و بدون هيچ ادعايي براي فرهنگ اين مملكت زحمت كشيدند و چه بسا در خيلي جاها مورد بي‌مهري نيز قرار گرفتند. اينها كساني بودند كه طي سالهاي 20 تا 50 داستان‌هاي بلند و كوتاه نوشتند، تمثيل و چيستان نوشتند، ضرب‌المثل‌ها و فولكلورها را جمع‌آوري كردند.از مرحوم جعفر شهري كه رمانهايي مثل «شكر تلخ» و «گزنه» را نوشته تا خيلي از بزرگان ديگر.
وي ادامه داد: ما بر سفره آنها نشسته‌ايم و لقمه‌اي گرفته‌ايم كه نتيجه‌اش شده اين كارها و واقعيت در اين است كه من نوستالژي به دوران قديم دارم كه به نوع تربيت و بافت خانواده و دنياهاييكه در آن زندگي كردم مربوط مي‌شود و برخي از آن نيز به تحقيق و پژوهش بر مي‌گردد. يعني اين گونه نبوده كه بدون تحقيق باشد و 15 الي 20 سال فيش برداري از تمام كتابهايي است كه خوانده‌ام.كار به هيچ عنوان بداهه‌گويي نداشته است و ريتم و ضرب‌آهنگي كه ديالوگها داشتند گاه به نثر مسجع نزديك مي‌شد كه اينگونه سريال نوشتن ها پر از زحمت است.

* تركيب گروه منجر به بالارفتن كيفيت كار شد

وي در ادامه گفت:در اين كار نكته مهم اين بود كه كار بستر گروهي داشت و اگر خصلت گروهي نبود، كار به اين حد و اندازه نمي‌رسيد و ديده نمي‌شد. به نظر من وقتي افرادي كنار يكديگر قرار مي‌گيرند و با هر سابقه‌اي فرديت را كنار مي‌گذارند، نتيجه كار بهتر مي‌شود.
من در اين كار به اين فكر كرده‌ام كه من حسن فتحي نويسنده نيستم و كارگرداني هستم كه قرار است نويسنده كار را برايش بنويسد و آن هم نويسنده‌اي با حوصله مانند كاظمي‌پور. آوردن نادري هم كاملا آگاهانه بود و به نوستالژي من به دوران تئاتر باز مي‌گردد كه خانه خود را آنجا مي‌دانم. از تئاتر آمده‌ام و همواره خود را در هركجا و هر موقعيتي كه باشم مديون آن مي‌دانم.
وي در ادامه گفت: عليرضا نادري را به دليل احساس احترامي كه نسبت به فرهنگ تئاتر مملكت دارم كه در بطن آن علي نصيريان‌ها پرورش پيدا كرده‌اند آورديم و نتيجه بسيار خوبي داشت و تركيب نادري و كاظمي تركيب بسيار خوبي بود و بسياري از ديالوگلهايي كه در سريال مي‌بيند را من ننوشته‌ام و اين دو نفر زحمت كشيده‌اند.

*تلاش ما در مجموعه ياد دادن ايجاد توازن در بخشهاي مختلف زندگي است

حسن فتحي در ادامه درباره ضربه خوردن شخصيت قدسي بعنوان همسري كه بيرون از خانه فعاليت مي‌كند و بازتاب آن در افكار مخاطبان گفت:ما واقعا به دنبال اينكه چنين حرفي از درون قصه‌مان بيرون بيايد نبوديم و از همان ابتدا همه‌مان اين نگراني را داشتيم كه زماني كه اين اتفاق مي‌افتد بدين معنا تلقي نشود كه خانم‌ها بايد فعاليت‌هاي اجتماعي خود را تعطيل كنند و درخانه همسران خوبي براي شوهران خود باشند. به خاطر اينكه اين اتفاق نيافتد تدابيري انديشيديم و بر مبناي آن تدابير كار را پيش برديم. اما آنچه كه ما پاي اين جريان را به داستان كشيديم اين است كه چه زن و چه مرد در چارچوب نظام خانوادگي اگر به يك وجه بيشتر برسند و به وجوه ديگر كمتر توجه كنند اين نابساماني در نهايت بروز مي‌كند.
وي ادامه داد: ما بحثمان اين است كه اگر در هر بخشي از زندگي افراط پيش بيايد، موقعيت‌هاي ديگر زندگي را مختل مي‌كند مسئله خيلي روشن است. مسئله توازني است كه همه انسانها بايد در زندگي خود داشته باشند. كلان شهرهاي امروز بحرانشان كم كردن اين توازن است. يعني اين تلاشي كه در كشورهايي مثل كشور ما مي‌شود كه يكجوري توازني بين سنت و مدرنيته ايجاد كنند، شايد جان‌كاه‌ترين و طاقت‌فرساترين تلاش اجتماعي جامعه اين سالهاي ما باشد كه بايد با آن همدردي كرده و دركش كرد و در حد بضاعت حتي پيشنهاد‌هايي كرد.
وي تصريح كرد: مشكل بزرگ اجتماع ما اين است كه در بسياري از حوزه‌ها اين توازن را گم كرده ايم. يعني شما نگاه كنيد مي‌بينيدكساني را كه مي‌گويند زنان را همين بس بود يك هنر نشينند و زايند شيران نر. اين يك تفكر سنتي افراطي غلط است و خوشبختانه امروز در جامعه ما وجود ندارد. يعني قصه مخاطب را به راههاي پيدا كردن تعادل و توازن در زندگي اجتماعي امروز دعوت مي‌كند

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 14:45 |
ناظر کیفی مجموعه تلویزیونی "میوه ممنوعه" بیان مشکلات اجتماعی در این مجموعه را از جمله دلایل اصلی استقبال مردم از آن عنوان کرد.

رحمان سیفی آزاد درباره عوامل موفقیت "میوه ممنوعه" به خبرنگار مهر گفت: "مردم با سوژه ها و موضوعاتی که خودشان در زندگی اجتماعی با آنها درگیر هستند، بهتر می توانند ارتباط برقرار کنند. "میوه ممنوعه" به دلیل برخورداری از یک سوژه خوب توانسته رضایت بینندگان را جلب کند."

وی در ادامه افزود: "بدون شک نتیجه همکاری  یک گروه زبده برای تولید یک اثر، نتیجه بخش و مورد پسند مردم خواهد بود. گروه تولید مجموعه "میوه ممنوعه" هم افرادی مسلط بودند و به همین خاطر نتیجه تلاش آنها موفق بوده است."

سیفی آزاد با اشاره به همکاری با علیرضا نادری به عنوان نویسنده دیالوگ‌های "میوه ممنوعه" تصریح کرد: "ما علاوه بر نادری که یک نویسنده حوزه تئاتر است از دوستان تئاتری دیگر برای تولید این مجموعه استفاده کردیم و خوشبختانه حاصل این همکاری موفقیت‌آمیز و رضایتبخش بوده است."

سرپرست گروه فیلم و سریال شبکه دو در پایان از همکاری خوب مسئولان این شبکه با عوامل تولید "میوه ممنوعه" خبر داد و درباره جرح و تعدیل سریال گفت: "این مجموعه به هیچ وجه ممیزی نشده و دوستان هم سعی کردند آن را با کیفیت بالا تولید کنند. تمام اخبار درباره ممیزی "میوه ممنوعه" هم کذب محض است

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 14:44 |

خبرگزاري فارس: هانيه توسلي گفت: از اتفاقي كه در مجموعه «ميوه ممنوعه» براي هستي افتاد زياد راضي نيستم و فكر مي‌كنمبيشتر مي‌شد به اين شخصيت پرداخت.  خيلي

هانيه توسلي بازيگر نقش هستي در نشست عوامل سريال «ميوه ممنوعه» در خبرگزاري فارس گفت: وقتي قرار شد دراين مجموعه بازي كنم،فيلمنامه‌اي وجود نداشت و فقط يك سيناپس بود كه وقتي به مرحله اجرا رسيد خيلي تغيير كرد.
وي افزود: من آن سيناپس اوليه كار را بيشتر دوست داشتم چون حداقل در آنجا هستي تكليفش با خودش معلوم بود ولي الان ازاتفاقي كه درباره هستي افتاده راضي نيستم يعني احساس مي‌كنم خيلي بيشتر مي‌شد به اين شخصيت پرداخت چون بازيگر يك وظيفه‌اي دارد كه بازي‌كند ولي ديالوگ كه نمي‌تواند بنويسد و من با توجه به شخصيتي كه براي هستي تعريف شده بود تلاش كردم كه آنرا به بهترين شكل اجرا كنم.
وي در ادامه به تنهايي شخصيت هستي در مجموعه اشاره كرد و گفت:سكانسهاي مربوط به تنهايي هستي را ما زياد نمي‌بينيم، يا خيلي چيزهايي كه درباره يك خانم مهندس است در هستي زياد مشاهده نمي‌شود.من كار را ننوشته‌ام ولي فكر مي‌كنم شخصيت هستي در جاهايي خلاء‌هايي دارد كه خودم مي‌‌توانستم با اجرا آنها را پركنم. يكي از مشكلات اصلي شخصيت هستي اين است كه كسي نيست كه با حرف بزند. من دلم براي اين دختر مي‌سوخت و فكر مي‌كردم يعني اين دختر حتي يك دوست ندارد كه به او زنگ بزند و گاهي كه خود را جاي او مي‌گذارم، مي‌بينم كه او هزار بلا به سرش مي‌ايد. با همه دعوا مي‌كند و به فرزاد نمي‌تواند اعتماد كند، پدرش هم كه نيست و يك مادر بزرگ پير بيشتر ندارد كه مدام به او مي‌گويد برو ازدواج كن و هيچ‌كس نيست كه اين شخصيت با او درد دل كند و در مقاطعي هستي بايد با يك شخصيت حرف مي‌زد و حدس و گمانهاي خود را دوباره حاج فتوحي به او بيان مي‌كرد.
توسلي گفت: ارتباط هستي با حاج فتوحي مشخص بود. براي هستي كارخانه مهم بود. او مهندسي است كه توليد برايش اهميت دارد و فقط مي‌خواهد تا اين كارخانه سرپا بماند و پدرش نجات پيدا كند. براي همين به پيشنهاد فرزاد گوش مي‌كند و با حاج يونس صحبت مي‌كند و وقتي مي‌بيند كه حاج يونس شبيه پدرش است، تلاش مي‌كند تا كارهاي خود را هم پيش ببرد، ولي وقتي مي‌بيند حاجي يك چيزي‌اش هست، طبيعتا تعجب مي‌كند و نمي‌خواهد وارد بازي بشود.
وي افزود: هستي در جاهايي به ويژه درك عشق حاج‌يونس احمق شده يعني اين شخصيت نمي‌فهمد، گيج است و خودم از دستش عصباني هستم. آن موقع كه داشتم بازي مي‌كردم اين را حس را نمي‌كردم ولي حالا كه كار را مي‌بينم، اين ضعف را درك مي‌كنم. در جايي كه حاج يونس به هستي مي‌گويد گريه نكن، هر قدر بخواهي برايت چك مي‌نويسم، هستي متوجه اين علاقه مي‌شود، ولي براساس روند قصه مجبور است كه بعد از آن اينگونه فكر نكند چون كارخانه‌اش برايش مهم‌تر است نمي‌خواهد اين شراكت به هم بخورد و مي‌خواهد فكر كند كه اين مساله از ذهن حاج يونس پاك مي‌شود و اين يكي از ضعفهاي شخصيت پردازي هستي است.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 14:42 |
مجموعه "میوه ممنوعه" بیش از هر چیز یادآور نگاه فرانگر سازندگانش به مدیوم تلویزیون است که این وجه را از مرحله نگارش تا انتخاب بازیگر، کارگردانی، آهنگسازی و ... مورد توجه قرار داده است.

به گزارش خبرنگار مهر، از میان مجموعه های ماه رمضانی امسال سهم "میوه ممنوعه" که به کارگردانی حسن فتحی از شبکه دوم سیما پخش می شود، مضمون عشقی ممنوع است که بدل به آزمون زندگی یک مرد مومن می شود.

فیلمنامه این مجموعه کار مشترکی از علیرضا کاظمی پور و علیرضا نادری است که تقسیم وظایف بین این دو نویسنده هم از بدعت های تلویزیون است که بر کیفیت کار تأثیر خوبی گذاشته است. این مجموعه برای اولین بار نام نویسنده ای را به عنوان نویسنده گفتگوها بر پیشانی دارد که نوعی نگاه حرفه ای به نویسندگی را که سال هاست در سینمای جهان نهادینه شده، به ساختار مجموعه های ایرانی وارد می کند.

کاظمی پور یکی از نویسندگان مجموعه "گمگشته" بود که به کارگردانی رامبد جوان رمضان سال 80 از شبکه سوم پخش شد. مجموعه ای که با فیلمنامه حساب شده و جذاب مورد توجه قرار گرفت و هنوز هم از مجموعه های مناسبتی موفق محسوب می شود. نادری هم از نمایشنامه نویسان حرفه ای است که کمتر رسانه دیگری را تجربه کرده ولی همین تجربه کافی است تا او را به عنوان نویسنده ای خوش قریحه و دیالوگ نویسی متبحر به ذهن بسپاریم.

حسن فتحی کارگردان مجموعه هم پس از تجربه مجموعه های موفق "شب دهم"، "مدار صفر درجه"، "روشن تر از خاموشی" و چند تله فیلم و فیلم سینمایی، به ادعای خود تلاش کرده با این مجموعه خود را از زیر بار عنوان یک "تاریخی ساز" رها کند و مهارتش را در کار روی موضوعات روز و رئال به اثبات برساند. کارگردانی که وجوهی چون تسلط بر کارگردانی، انتخاب بازیگر و بازی گرفتن و ... در مجموعه آثارش قابل پیگیری است.

فیلمنامه مجموعه "میوه ممنوعه" با نگاهی به دو داستان کهن و تلفیقی به روز از آنها نوشته شده است. "شیخ صنعان" و "شاه لیر" دو الگوی آشنایی هستند که دستمایه کار نویسندگان قرار گرفته اند تا این مجموعه ورای داستان رئالی که برایش طراحی می شود، متکی بر پشتوانه ای محکم در ادبیات بوده و به نوعی با وامدار بودن به ادبیات نوشتاری حرکتی حساب شده تر را پیش رو داشته باشد.

داستان "شیخ صنعان" از منطق الطیر عطار درباره پیری است که پس از سال های دراز عبادت و اعتکاف در کعبه، رسیدن به مقام کشف و شهود و داشتن چهارصد مرید سالک، شبی خواب می بیند بتی را در روم سجده می کند. او برای تعبیر خواب به همراه سالکانش عازم روم می شود و در آنجا دل به دختری ترسا می بندد و به جای کعبه معتکف خانه یار می شود.

تراژدی "شاه لیر" نوشته ویلیام شکسپیر هم درباره لیرشاه پادشاه بریتانیاست که در اواخر عمر کشور را بین دخترانش تقسیم می کند و ... پس از این است که با چهره واقعی دختران بزرگش مواجه می شود و از دلشکستگی سر به کوه و بیابان می گذارد تا پایانی تلخ بر زندگی او رقم بخورد.

نویسندگان با تلفیق این دو داستان کهن و اقتباسی امروزی از آنها تلاش کرده اند کلیدهای مناسبات امروزی را جایگزین روابط حاکم بر این دو قصه کنند و در واقع خوانشی جدید از این دو متن داشته باشند. خوانشی که نقطه امتیاز آن اهمیتی است که به اسکلت اولیه و پایه های داستانی داده شده است. این گونه است که می توان امیدوار بود خط روایی داستان مسیری حساب شده را پیش رو داشته باشد.

همانطور که به خوانش مدرن داستان های کهن اشاره شد، نویسندگان نیز هوشمندانه خود را وادار به اقتباس نعل به نعل نکرده و دست خود را برای حرکتی سیال بر مسیر تعیین شده نبسته اند. قصه از جایی آغاز می شود که حاج یونس فتوحی به مثابه شاه لیر از طرف دختر نازپروده خود (غزاله) طرد می شود. ازدواجی که پدر برای دختر مناسب نمی داند دختر را وامی دارد وقتی نمی تواند از راههای معقول او را راضی کند، با توسل به قانون به خانه شوهر برود.

همانگونه که شاه لیر شکسپیر به جاه و مقام خود غره بود و هر آنچه خلاف نظرش باید حذف می شد، حاج فتوحی هم به دینداری و تقوای خود غره است و هنگامی که نمی تواند به تعبیر خود مانع شورش دختر شود، از خدای خود گله مند می شود و همه چیز و همه کس را مورد لعن و نفرین قرار می دهد.

در چنین موقعیتی است که ناشکری و به نوعی غره شدن حاج یونس بر درست بودن اعمال و رفتارش، او را وارد آزمونی می کند که برخاسته از همان خاص اندیشی است که او از خود دارد. انسان خاص مورد آزمونی خاص قرار می گیرد و حاج فتوحی هم به مثابه شیخ صنعان وارد امتحان خطیر زندگی خود می شود.

چنین تلفیقی از دو قصه کهن، انتخاب بهترین مدخل برای ورودی قصه و به نوعی تلفیق آنها با هم از ویژگی هایی است که فیلمنامه مجموعه "میوه ممنوعه" داراست. در واقع نوع نگاه نویسندگان به این دو داستان موجب شده در سیری منطقی اولین موقعیت، علت و دلیل شکل گیری دومین موقعیت شود. به این مفهوم که ترک شدن حاج فتوحی از سوی دخترش، سرخوردگی در او پدید می آورد که گرایش اولیه او به سوی هستی (دختر تنها مانده یک کارخانه دار ورشکسته) را توجیه می کند.

در عین حال طراحی قصه فرعی و شخصیت های مکمل لازم برای پر کردن عرض مسیر داستانی هم به گونه ای شکل گرفته که بیشترین ارتباط را با هسته اصلی ماجرا یعنی حاج فتوحی و موقعیت متزلزل کنونی او دارند. اگر به جزئیات زندگی جلال، سمانه و حتی پسر پشت کنکوری حاجی وارد می شویم همه برای پهن کردن هر چه بیشتر تور داستانی برگرفته از منش و شأن حاجی است. اگر درگیری های کاری خاص همسر حاجی و جاه طلبی های او برجسته می شود همه و همه در جهت ترسیم کانون خانواده ای است که از او منشأ گرفته و حالا هم متأثر از اوست.

در شکل گیری رابطه عاطفی بین حاج فتوحی و هستی یک سیر درونی و روانشناسانه دوطرفه لحاظ شده که نوعی دوگانگی هم با خود به همراه دارد و این فضای دوگانه و مشخص نبودن کنه نیت هر یک به تعلیق موجود دامن می زند. تعلیقی که برخاسته از پرداخت و زاویه دید خاص نویسندگان است. همانطور که اشاره شده گرایش اولیه حاجی به هستی نوعی جایگزینی برای دختری است که او را ترک کرده و به تدریج این وجه رنگ و بویی از حریم ممنوع را با خود به فضای قصه می آورد.

تجمع اطرافیان از روحانی مسجد تا کارآگاه پلیس و جلال بر تذکر و نصیحت کردن حاجی هم فضایی ایجاد می کند که او وارد بازی نفی و انکار شود و به تدریج خودش را هم انکار کند. در مورد هستی هم این دوگانگی و قطعیت پیدا نکردن یک حکم کلی، از پیش تعیین شده بودن سرنوشت این رابطه را منتفی می کند. هستی هم در موقعیتی بحرانی و نامتعادل برای کمک گرفتن به حاج یونس متوسل می شود هر چند به اصرار حسابدار کارخانه.

ولی پافشاری او در ادامه بازی رنگ و بویی دارد از نوعی جایگزین قرار دادن برای پدر و توجه به حاجی به عنوان یک نجات دهنده و تکیه گاه. این سیر وقتی پیچیده تر می شود که به تدریج هستی به نوعی حاکمیت را در این رابطه از آن خود می کند و به نظر می آید آگاهانه در پی تأثیرگذاری بیشتر بر حاجی است یا برای استفاده از او یا علاقمند شدن به او که این ابهام با دوگانگی که هستی در رفتار و گفتار دارد همچنان باقی است.

با چنین نگاه حساب شده و دوری جستن از رویکردهای کلیشه ای است که حتی عقده گشایی حاج فتوحی برای همسرش و واکنش زن پیامدهای خاص خود را به همراه دارد. روندی که در عام ترین شکل خود هم به رویارویی دو زن منجر می شود، ولی این رویارویی هم در "میوه ممنوعه" واجد ویژگی هایی است که مولفه های خاص کارگردانی، انتخاب لوکیشن و تفکر پشت شکل گیری این رویارویی که به نوعی حریف طلبی زنانه می ماند، آن را متفاوت می کند.

دیالوگ نویسی مجموعه "میوه ممنوعه" همانطور که اشاره شد از نقاط قوت و امتیاز کار است که بنابر شناسنامه هر کاراکتر طراحی و نوشته شده است. هر چقدر که حاج فتوحی را در نقش شاه لیر و شیخ صنعان با کلامی تمثیل گونه و شاعرانه با تکیه بر پشتوانه او می توان باور کرد، همسرش را در نقش زنی غرق در مناسبات کاری با دیالوگ های خشک و عاری از احساس که نوعی روتین بودن و بی حوصلگی را با خود به همراه دارد می توان به خاطر سپرد.

هر چند در این میان دیالوگ های جلال فرزند ناخلف حاجی که تمثیل و شعر و شعار را یکجا به همراه دارد و نسبت آن با جوانی دغل که نه سن و سالی دارد و نه تحصیلاتی چندان پذیرفتنی نیست، اما نفس ترکیبات زیبایی که نویسنده خلق کرده تا از یکدستی و یک وجهی شدن کاراکترها پرهیز کند اهمیت خود را پیدا می کند.

طراحی سکانس های تکان دهنده تقابل و رویارویی که با نوعی چرخش موقعیت همراه است از دیگر امتیازات "میوه ممنوعه" است. از تأثیرگذارترین نمونه های این مورد را باید سکانس رویارویی خانواده حاج فتوحی پس از بیرون افتادن راز پدر از پرده مثال زد. موقعیت اولیه چیست؟ دور هم جمع شدن دختران و پسران حاجی برای همدردی با مادر که حاجی به او بی حرمتی کرده است.

با چنین تعریف اولیه مخاطب از جایی وارد سکانس می شود که غزاله برای اولین بار پس از طرد شدن از خانه پدر برای دلداری مادر سر می رسد. موقعیتی که مادر با بحرانی که پیش رو دارد رفتاری ضد و نقیض دارد. ابتدا از غزاله استقبال می کند و از حاجی گله مند می شود، بعد از جلال شاکی می شود که این نان را به دامن خانواده گذاشته و حالا هم آبروی پدر را برده و همه را خبردار کرده و ... کمی بعدتر از مقصر دانستن خود از زبان غزاله، او را مقصر این ماجرا می داند که خانه را ترک کرد.

بازی "کی بود، کی بود، من نبودم" زیرساخت طراحی کنش و واکنش های این سکانس قرار می گیرد تا به تدریج بازی فراگیر شود و هر کس با مقصر کردن دیگری، دامن خود را از آلودگی اتفاق پاک نگه دارد. در چنین موقعیتی با حضور کاراکترهایی که هر یک به نوعی درگیر هستند، خلاقیت کارگردان است که این بازی را در ترکیب کردن مشغولیت های هر کاراکتر و حرکات بازیگران و دوربین به نوعی به تصویر می کشد که بی تردید از معدود تصاویر واقعی از یک درگیری خانوادگی ایرانی است که تاکنون ثبت شده است.

این بازی وقتی در زیرساخت سکانس جای خود را محکم می کند که با ورود پدر و جابجایی موقعیت قدرت که به مدد دیالوگ نویسی قوی امکانپذیر شده به نوعی تعبیر عام از اقلیت و اکثریت حاضر زیر سئوال می رود. حاج فتوحی حاضر است با مقصر کردن تک تک اعضا خانواده به زعم خود آخرین شرکت کننده این بازی باشد و کسی روی دست او برگ نزند. موقعیتی منحصر بفرد که به مدد دریافت خلاقانه کارگردان از فیلمنامه ای حساب شده حاصل شده است.

"میوه ممنوعه" از مجموعه های مناسبتی است که شاید تنها مشابه آن را "صاحبدلان" نام برد که به کارگردانی محمدحسین لطیفی ماه رمضان سال گذشته از شبکه اول پخش شد. مجموعه هایی که یادآور مخاطب و دیگر سازندگان می شوند که می توان به سفارش هم به مثابه کاری دلی نگاه کرد و برای سلیقه مخاطب و آنچه به عنوان ماحصل کار سازندگان باقی می ماند دل سوزاند. "میوه ممنوعه" نگاهی فرانگر به مدیوم تلویزیون دارد که این وجه را از نوع نگاه سازندگانش از مرحله نگارش تا انتخاب بازیگر، کارگردانی، آهنگسازی و ... گرفته است. نوعی احترام آمیخته به شوق از انجام کاری درخور ...

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 14:39 |
کارگردان مجموعه تلویزیونی "میوه ممنوعه" در بخش دوم گفتگوی خود با خبرگزاری مهر درباره نگارش فیلمنامه "میوه ممنوعه"، انتخاب علی نصیریان و سایر بازیگران مجموعه و ... صحبت کرده است.

* خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و هنر: ولی ما از علیرضا نادری دیالوگ‌نویس مجموعه "میوه ممنوعه"، کاری در تلویزیون ندیده‌ایم.

ـ حسن فتحی، کارگردان مجموعه "میوه ممنوعه": او چند مجموعه نوشته، اما بداقبالی آورده که یا پخش نشده یا به تولید نرسیده است. او یکی از نمایشنامه‌نویس‌های خیلی خوب است و خوشحالم که به این گروه پیوست. بعد از پیوستن نادری به گروه یک تیم چهار نفری شامل اسماعیل عفیفه، علیرضا نادری، علیرضا کاظمی‌پور و من شکل گرفت و دائم درباره قصه صحبت می‌کردیم.

* با توجه به موضوع "میوه ممنوعه"، آیا صحبت‌هایی که برای فیلمنامه می‌کردید با مدیر شبکه دو هم در میان می‌گذاشتید؟

ـ بله، ماحصل صحبت‌های ما با مدیر شبکه دو و حتی با معاونت سیما به گفتگو گذاشته می‌شد. بر اساس این صحبت‌های چهار نفری کاظمی‌پور سکانس‌ها را می‌نوشت. بعدها سکانس‌ها را خودم می‌خواندم و اگر نکته‌ای به ذهنم می‌رسید، ممکن بود سکانس‌ها را به او برگردانم تا نکاتی را تصحیح کند. بعد از اینکه من و اسماعیل عفیفه نظر خود را درباره سکانس می‌دادیم. آن متن به دست نادری سپرده می‌شد و او دیالوگ‌ها را می‌نوشت. یکبار دیگر ما کار را می‌خواندیم و اگر نکاتی درباره دیالوگ‌ها لازم به اصلاح بود با نادری در میان می‌گذاشتیم و او اصلاحات را انجام می‌داد و در نهایت کار به مدیر شبکه داده می‌شد.

* چرا تولید مجموعه "میوه ممنوعه" نسبت به دیگر مجموعه‌های ماه رمضان دیرتر شروع شد؟

ـ همان طور که اشاره کردم فیلمنامه در این مدت کوتاه دو ماه یک فرآیند چندمرحله‌ای را سپری می‌کرد تا به تولید برسد، حتی تولید را یک ماه دیرتر از بقیه مجموعه‌ها شروع کردیم. سه سریال دیگر زودتر از ما شروع کرده بودند. دلیل آن وسواس‌هایی بود که اعمال می‌کردیم تا فیلمنامه بهتر شود. هنوز هم فکر می‌کنم این فیلمنامه حتی در اجرا اگر در شرایط عادی‌تر و خالی از تعجیل اتفاق می‌افتد، می‌توانست بهتر شود. کار خیلی فشرده و سنگین بود.

* شما از کارگردانانی هستید که با مدیوم تلویزیون آشنایی دارید و ممیزی‌ها و چارچوب‌ها را می‌شناسید، در حین اجرا هم پیش آمد که خودتان دستی به فیلمنامه ببرید؟

ـ مواردی پیش می‌آمد که چون فرصت نمی‌شد به نویسنده‌های کار اطلاع بدهم، خودم در فیلمنامه و دیالوگ‌ها دست می‌بردم، حتی ممکن بود سکانس‌هایی نباشد، اما احساس می‌کردم وجود این سکانس‌ها در فیلمنامه‌ لازم است. سکانس‌ها را اضافه می‌کردم، دلیل این مسئله کمبود وقت است. اگر وقت زیاد بود، مسلماً آن را به نویسندگان کار می‌دادم تا خودشان آن را انجام دهند.

* روایت "میوه ممنوعه" مثل روایت هزار و یکشب است، در برخی قسمت‌ها به بعضی شخصیت‌ها پرداخته می‌شود و بعد دیگر خبری از آنها نیست تا جایی دیگر که پررنگ می‌شوند. چطور به این چینش رسیدید؟

ـ این ماحصل بی‌شمار جلساتی است که با نویسندگان داشتیم. هفته‌ای سه تا چهار جلسه شش تا هفت ساعتی. آن قدر نوشتیم، خط زدیم، پیشنهاد دادیم تا به نتیجه دلخواه برسیم. در واقع در این دو ماه با آزمون و خطا جلو رفتیم تا به این نتیجه رسیدیم. طبیعی است که هر کدام از ما با دیدگاههای خاص به جلسه می‌رفتیم. دیدگاههایی هم که من درباره فیلمنامه به جلسات می‌بردم، بی‌ارتباط با کارهایی نبود که نوشتم. در واقع دغدغه‌ها و نگاههایی که در مجموعه‌های "پهلوانان نمی‌میرند"، "شب دهم" و "مدار صفر درجه" داشتم، این مولفه‌ها در پیشنهادهایم برای مجموعه "میوه ممنوعه" وجود داشت. به روشنی می‌توانم بگویم در این وقت کم مجموعه‌ "میوه ممنوعه" را که ساختم به دور از مولفه‌های سایر آثارم نیست.

* یک مسئله‌ای در تمام آثار شما مثل "شب دهم"، "مدار صفر درجه" و "میوه ممنوعه" دیده می‌شود. در چند قسمت اول روی مفاهیم خیلی تامل می‌کنید و همین باعث می‌شود مخاطب بعد از گذشت چند قسمت دیدن مجموعه برایش جذاب شود و بعد  با خودش بگوید چرا قسمت‌های اول را ندیده است. این مسئله به ویژه در مجموعه "مدار صفر درجه" پررنگ‌تر است. آیا این تامل برای بالا بردن سلیقه مخاطب است؟

ـ قطعاً همین طور است. هر هنرمند یکی از آرزوهایش ارتقا فرهنگ جامعه‌اش است. شاید بگویم بزرگترین رسالت هر هنرمند قدم برداشتن برای ارتقا فرهنگ جامعه است. من هم مانند هنرمندان دیگر از این آرزو جدا نیستم. بهترین و قشنگ‌ترین لحظه زندگی ام لحظه‌ای است که قدمی برای ارتقا فرهنگ جامعه برداشته باشم. من در تلویزیون دنبال این هستم که در حد بضاعت ذائقه نمایشی مخاطبانم را بالا ببرم.

وقتی دو نفر سه کارگردان تلاش می‌کنند این ذائقه را بالا ببرنند، طبیعی است مخاطبی که همزمان با این تلاش در حال دیدن سریالی راحت الحلقوم، سهل الهضم و دم دستی است تا بخواهد از این فضا کم کم به فضایی بیاید که کمی پیچیده‌تر و انتزاعی تر است باید صبر و حوصله داشته باشد. ببینید با "مدار صفر درچه" روزهای اول چطور برخورد می شد و حالا چطور؟ یعنی مجموعه‌ای که روزهای اول بلافاصله برخی منتقدان ما دستپاچه و شتابزده شروع به نوشتن نقد منفی بر آن کردند، این روزها به محبوبترین سریال‌های تلویزیونی تبدیل شده است.

من به جرات می‌توانم بگویم این مجموعه در حال حاضر مخاطبانش بیشتر از "میوه ممنوعه" است. من در آن روزها دائم به دوستان پیغام می‌فرستادم که حوصله کنید. من یک فیلم سینمایی یک ساعت و نیم ساختم، بلکه مجموعه 30 قسمتی ساختم که مثل رمان می ماند. وقتی 10 صفحه از رمان 300 صفحه ای را می‌خوانید، نمی‌توانید با این 10 صفحه درباره کل رمان قضاوت کنید. این اشتباهی است که برخی دوستان منتقد در اوایل پخش این مجموعه مرتکب شدند که امیدوارم این اشتباه دیگر درباره هیچ سریال دیگری پیش نیاید.

* پس قصد دارید حوصله تماشاگر تلویزیون را بالا ببرید؟

ـ بله، در تماشای سریال باید حوصله کرد. قرار نیست تمام سئوالات مخاطب در چند قسمت اول جواب داده شود. همچنان که شما وقتی رمان می‌خوانید، قرار نیست پاسخ تمام سئوالات را در همان چند صفحه اول بگیرید. گره‌ای در صفحه 12 رمان زده می‌شود که ممکن است در صفحه 220 باز شود. این مسئله در فرهنگ رمان نویسی و رمان خوانی جا افتاده است. بنابراین در مجموعه هم باید جا بیفتد. مخاطب باید در طول سریال توقع پاسخ گرفتن سئوالات خود را داشته باشد و نه در قسمت‌های اول.

اگر ابهامات پاسخ داده شود که باید تمام شود. اتفاقی که برای "مدار صفردرجه" افتاد، به ساختار کار برنمی‌گردد که در قسمت های اول جذابیت کار کمتر بود و در قسمت های بعد جذابیت بیشتر شد، بلکه بیشتر به این مربوط می‌شد که زمانی پخش این مجموعه شروع شد که از شش تا هفت ماه قبل مجموعه‌های طنز پخش می‌شد. سریال‌هایی که در جای خودش خوب و قابل احترام است، اما وقتی مخاطب ناگهان پای مجموعه "مدار صفر درجه" بنشیند که تم فلسفه، سیاست، تاریخ و داستان دارد و بخواهد با این تم ارتباط برقرار کند، سخت است.

مثل این می‌ماند که شما به تئاتر شهر رفته‌اید و در سالن شماره یک نمایش کمدی فارسی دیدید، بعد به دیدن نمایشی می‌روید که بر مبنای نمایشنامه‌ای خارجی است. قطعاً بلافاصله که به این نمایش می‌روید، نمی‌توانید با آن ارتباط برقرار کنید، اما بعد از 20 دقیقه کم کم وارد فضای نمایشنامه دوم شوید. این اتفاق هم در تلویزیون می‌افتد. البته کاری هم نمی‌توان کرد، چرا که همان طور که گفتم تلویزیون یک رسانه همگانی است و طبیعی است برنامه‌های متنوع از تاریخی گرفته تا طنز نود شبی بسازد.

هیچیک از این مجموعه‌ها جای همدیگر را تنگ نکرده اند، فقط به این شرط که خوب ساخته شوند می توانند کارهای ارزشمندی باشند. تماشاگر باید یاد بگیرد از هر سریال توقع دیدن چیزهایی را نداشته باشد که در سریال‌های قبلی دیده و هر ژانری متفاوت است. علاوه بر آن هر ژانری برای ارتباط برقرار کردن تمرکز خاص خود را می‌طلبد. وقتی اثر پیچیده تاریخی و فلسفی می بینید باید ضریب تمرکز خود را بالا ببرید، مثل این می‌ماند که کتاب فلسفی می‌خوانید، این ضریب تمرکز نسبت به خواندن مجله و روزنامه خیلی بالاتر است.

* درباره انتخاب علی نصیریان بگویید که قرار شد شیخ صنعان قصه شود. آیا وی انتخاب اول شما بود؟

ـ واقعیت این است که وقتی علی نصیریان را برای این نقش پیشنهاد کردم، بعضی‌ها مردد بودند و بازیگران دیگری را پیشنهاد می‌کردند، اما من پافشاری کردم و از این انتخاب خیلی هم خوشحالم. روی اینکه نصریان برای این نقش مناسب است، به یاد دارم چند هفته‌ای پافشاری کردم و نهایتاً توانستم دیگران را متقاعد کنم که او برای این نقش مناسب‌تر است.

* دلیل مخالفت‌شان چه بود؟

ـ مخالفت نبود. به من می‌گفتند عجله نکن به گزینه‌های دیگر هم فکر کن، اما علی نصیریان گزینه اول من بود و من ‌گفتم گزینه دیگری ندارم، چرا که آنچه من از این نقش طراحی کردم فقط با قالب و فرم علی نصریان جور درمی‌آید.

* آیا این حس را برای انتخاب گوهر خیراندیش هم داشتید؟

ـ بله، همین حس وجود داشت. او هم انتخاب اولم برای نقش قدسی بود. وقتی علی نصیریان، حاج یونس فتوحی شد به یقین رسیدم که گوهر خیراندیش باید قدسی باشد.

* چطور به این انتخاب رسیدید که این دو نفر برای کاراکترهای حاج یونس فتوحی و قدسی مناسب هستند؟

ـ ببینید در کار هر هنرمندی مرحله شهود وجود دارد. هر هنرمندی که به بخش شهودی کارش کم اهمیت بدهد، پیشاپیش بازی را باخته است. این بخش برای من خیلی تعیین کننده است. احساسات شهودی به شما می‌گوید این بازیگر مناسب است یا نه. برای نقش هستی هم به طور شهودی رسیدم که هانیه توسلی برای این نقش مناسب است. بعد توسلی متن را خواند، چون بازیگر سینماست و بازیگران سینما می‌ترسند در مجموعه‌ها آن هم مجموعه مناسبتی کار کنند. من هم این حق را به آنها می‌دهم. او گفت اجازه بدهید فکرهایم را بکنم. او رفت فکر کند که دچار شک هملتی شد.

در این فاصله من سه تا چهار بازیگر که همتراز و همنام و هم رتبه او بودند را انتخاب کردم، حتی با بعضی از آنها به توافق سریع هم رسیدیم، اما در پس ذهن من همین انتخاب شهودی‌ام وجود داشت. بعد در لحظه‌ای که باید تصمیم نهایی را می‌گرفتیم و چند بازیگر هم اعلام آمادگی کرده بودند این نقش را بازی کنند، من از دستیارم خواستم یکبار دیگر به توسلی زنگ بزند، شاید به شک هملت وارش خاتمه داده باشد. واقعاً هم همین طور شد، چرا که دستیارم با تعجب گفت او متقاعد شده این نقش را بازی کند.

* در مجموعه "میوه ممنوعه" امیر جعفری هم نقش متفاوتی را بازی می‌کند. درباره انتخاب او بگویید.

ـ بله، انتخاب خودم بود. من چند بار با او صحبت کرده بودم که من کار تو را در تئاتر دیده ام، بازیگر خوبی هستی، توانایی‌هایت بیشتر است، هر کاری را نرو بازی کن. تا اینکه سر مجموعه "میوه ممنوعه" با او تماس گرفتم که می‌خواهم به تو یک فرصت بدهم یا از این فرصت درست استفاده می‌کنی و به این دور باطل خیلی از بازی های بی ثمر و بی رنگ و رویت خاتمه می‌دهی و یا نه. جالب است، وقتی او را پیشنهاد دادم دوستان همان حرف‌هایی را که درباره نصریان زده بودند درباره او هم گفتند که عجله نکنم و به گزینه‌های دیگر هم فکر کنم، اما باز هم پافشاری کردم.

* طناز طباطیایی چگونه وارد کار شد؟ چرا که تا به حال در تلویزیون حضور نداشت؟

ـ من طناز طباطبایی را نمی‌شناختم، حتی وقتی دستیارانم گفتند بازیگری به این اسم هست، گفتم نمی‌شناسم. قرار شد تست تصویر بگیرند و من ببینم. من هم دیدم و گفتم او را در فهرست نامزدهای این نقش قرار دهند. سه تا چهار نفر دیگر هم بودند. بعد از یک جلسه گفتگو احساس کردم طباطبایی برای این نقش مناسب است. شیوه من در کار این طور است که نسبت سنی و فیزیکال بازیگران را در نظر می‌گیرم. به عنوان نمونه ممکن است بازیگری را برای نقشی در نظر بگیرم، چهار نفر دیگر هم برای نقش‌های دیگر انتخاب کنم که با آن بازیگر تناسب داشته باشند. اگر آن چهار نفر به هر دلیلی نتوانند این نقش‌ها را بازی کنند ممکن است در انتخاب آن بازیگر تجدید نظر کنم.

خیلی از مواقع هم دلیل اینکه کسی انتخاب می شود و دیگری نمی شود، این نیست که آن فرد بد است، بلکه بازیگر خوبی است، ولی من در کارم سعی کنم این نسبت‌ها را که اشاره کردم رعایت کنم. وقتی نصیریان حاج یونس فتوحی شد، برای من مشخص بود که خیراندیش برای نقش قدسی مناسب است. اگر نصیریان سر کار دیگری بودند و ما از نعمت او محروم می‌شدیم و کسی دیگری را جایگزین می‌کردیم، آن موقع ممکن بود گزینه قدسی بازیگر دیگری باشد.

* با توجه به فشاری که روی شما برای تولید مجموعه "میوه ممنوعه" هست، اما نماهای تکراری در کار نمی‌بینیم.

ـ بدترین اتفاقی که برای ما آدم‌ها ممکن است در زندگی پیش بیاید این است که بخواهیم لحظاتمان را تکرار کنیم. بزرگترین کفر نعمت انسان در قبال اینکه به او نعمت حیات داده شده، این است که بخواهد لحظات را تکرار کند، حتی حدیث داریم که مومن نیست کسی که دو روزش یکی باشد. بنابراین هنر هم بازتاب زندگی است و درباره هنر هم باید این طور فکر کرد. برای من خیلی بد است که بخواهم پلان‌های تکراری بگیرم.

 تنوع نما یکی از ویژگی‌هایی است که از ابتدای کار کارگردانی‌ام تصمیم گرفتم به آن فکر کنم و اهمیت دهم و از زوایای مختلف نگاه کنم. بنابراین بدترین واقعه این است که مجبور شوم پلان‌های تکراری بگیرم. اگر هم بعضی مواقع این اتفاق افتاده آن روز بدترین روز من است. در "میوه ممنوعه" هم سعی‌ام را کرده‌ام، اما بعضی وقت‌ها کارگردانان به تهیه‌کنندگانی برمی‌خورند که می‌خواهند زودتر کار را جمع کنند، اما من سعی می‌کنم با چنین تهیه کنندگانی کار نکنم و خوشبختانه با تهیه‌کنندگانی که کار کردم، متقاعدشان کردم به لحاظ فرهنگی هنری به نفع همه است که ما تعدد و تنوع نما داشته باشیم و شات‌های تکراری نداشته باشیم.

* و صبحت آخر؟

ـ مجموعه "میوه ممنوعه" را باید مردم با کارهای مناسبتی سه تا چهار سال ماه رمضان مقایسه کنند، ناراحت می‌شوم که مردم "میوه ممنوعه" را با "مدار صفر درجه" مقایسه کنند، چرا که "میوه ممنوعه" در حال و هوای دیگری است. خودم بهترین کار خود را به لحاظ شخصیت‌پردازی، کارگردانی و فیلمنامه‌نویسی "مدار صفردرجه" می دانم.

مجموعه "میوه ممنوعه" را سعی کردم در مقایسه با کارهای ضرب العجلی اورژانسی مناسبتی کاری آبرومند قابل دفاع درآورم. امیدوارم منتقدان "میوه ممنوعه" را با مجموعه‌های ماه رمضان ارزیابی کنند و هر نمره‌ای که می‌خواهند به آن بدهند.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 14:37 |

طوسي: مجموعه «ميوه ممنوعه» به رئاليسم اجتماعي نزديك‌تر است

خبرگزاري فارس: يك منتقد برنامه‌هاي سينمايي و تلويزيوني گفت: در ميان مجموعه‌هاي سيما در ماه مبارك رمضان، سريال «ميوه ممنوعه» به رئاليسم اجتماعي نزديك‌تر است.

جوادي طوسي در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: سريال‌هاي مناسبتي كم كم يك روال يكسان و يكنواخت را دنبال مي‌كنند كه بخشي از آن به سياست‌گذاري‌هاي خود سازمان صدا و سيما مربوط مي‌شود كه اگر با يك برنامه‌ريزي مدون و از پيش تعيين شده نباشد به عقيده من به مرور مخاطب را خسته مي‌كند.
وي افزود: علاوه بر آن فشردگي زمان ساخت و توليد اين گونه مجموعه‌ها كه مي‌بينيم عمدتا هنوز قسمت‌هاي باقيمانده و انتهايي آنها هنوز در حال فيلمبرداري هستند، قدر مسلم به كيفيت مطلوب اثر لطمه مي‌زند. ممكن است سازندگان اين مجموعه‌ها در پاسخ بگويند كه ما به عمد اين بستر را فراهم مي‌كنيم تا عكس‌العمل‌هاي مخاطبان را بسنجيم و در طول زمان نمايش آن قسمت‌هاي اوليه مجموعه بتوانيم يك پايان بندي مطلوب را براي اين گونه سريال‌هاي مناسبتي ايجاد كنيم. ولي به عقيده من اين ذهنيت همواره نمي‌تواند نتيجه مثبتي را داشته باشد و صرفا از جهاتي مي‌تواند حسن ختامي براي بار مضموني مجموعه ايجاد كند ولي از نظر كيفي و جنبه‌هاي ساختاري نمي‌تواند گام مثبتي محسوب شود.
وي تصريح كرد:اگر كارگردان و عوامل توليد با فرصت و فراغت كافي نتوانند دستمايه اوليه فيلمنامه اصلي را مرحله به مرحله، بدون كم و كاستي به تصوير بكشانند بيننده شاهد شتاب زدگي اجتناب ناپذيري در كليت مجموعه خواهد بود. نكته‌اي كه درست در دو مجموعه «شكرانه» و «يك وجب خاك» كاملا قابل رويت است.
وي ادامه داد: ولي در محدوده همين چهار سريال، سريالهاي «اغماء» و «ميوه ممنوعه» به مراتب از وجوه كيفي و مخاطب شناسي بهتر و مطلوب‌تري برخوردار هستند و عكس‌العمل‌هاي بيروني و نظرسنجي‌هاي خود سازمان صدا و سيما نيز اين گفته مرا به اثبات مي‌رساند.
وي افزود:اين دو سريال از زمينه پذيرش بهتري برخوردار هستند و حتي اگر در اين دو مجموعه نيز خود را محدود كنيم به عقيده من سريال «ميوه ممنوعه» موفق‌تر است. زيرا با شرايط و طبقه‌‌بندي اجتماعي ما بيشتر پهلو مي‌زند.سريالي كه بخواهد صرفا بر اساس مباحث متافيزيكي و ماورايي حركت كند و در برخي قسمت‌ها به يك بيان دروني متمايل شود، با آن مخاطب شناسي انبوه شبكه اول زياد نمي‌تواند زمينه انطباق داشته باشد.
طوسي تصريح كرد: موفقيت همه جانبه‌ «ميوه ممنوعه» از لحاظ تكنيكهاي اثر، هماهنگي كارگردان و فيلمبردار و مجموعه بازيگري است.در «ميوه ممنوعه» شيوه ديالوگ نويسي، نگارش فيلمنامه، نوع همراهي كارگردان با فيلنامه نويس و شخصيتهاي متفاوت به گونه‌اي است كه انگار ما برخي از اين شخصيتها را در دنياي خود مي‌شناسيم. اين آزمون و خطا در محوريتي كه ما در شخصيت نصيريان مي‌بينيم و جاهايي كه از ساحت دروني و معنوي‌اش دوري مي‌كند غلو نشده است و تدريجي و مرحله به مرحله صورت گرفته به همين دليل براي بيننده قابل قبول است و در كنار دو قدمي كفر و يقين لحظه به لحظه اين شخصيت ما آدمهاي مختلفي را مي‌بينيم كه در دنياي روزمره خود غرق هستند و تعامل اين دو با هم كنتراست منطقي را ايجاد مي‌كند كه مي‌تواند با رئاليسم اجتماعي همخواني داشته باشد و همين دلايل منجر به موفقيت اين مجموعه شده است.
وي در ادامه درباره نقاط ضعف مجموعه «اغماء» نيز گفت:نشانه‌هاي مثبتي در «اغماء» وجود دارد ولي باز هم ما را به ياد مجموعه «او يك فرشته بود» در شكل ديگري مي‌اندازد و از برخي جهات نوع مواجه كارگردان با خود فضا و زمينه تخصصي پزشكي با رئاليسم اجتماعي فعلي چندان سنخيتي ندارد.
وي ادامه داد: وقتي ما يك زمينه شغلي را انتخاب مي‌كنيم كه ممكن است حساسيت ايجاد كند بدنيست كه شخصيت پردازي برگرفته از واقعيات عيني جامعه باشد و خيلي دور نباشد. زمانيكه به شخصيت محوري دكتر و جنبه‌هاي مثبت و معنوي او دقت مي كنيم ، گاهي از رئاليسم اجتماعي روز به دور مي‌شويم. نه بدين معنا كه در جامعه پزشكي ما از اين گونه پزشك‌ها وجود ندارند ولي وقتي ما در زندگي يك پزشك سرك بكشيم كه دنيايي عارفانه دارد و از ماديات فاصله مي‌گيرد مي‌بينيم كه نوعي همساني بين اعتقادات و رفتار او وجود دارد ولي در مورد دكتر پژوهان ما با ساحت غلو شده‌اي روبرو مي‌شويم كه در خلوت خود با خدا و معبود خود ارتباط دارد ولي يكدفعه در مواجهه با شخصيت الياس بدون هيچ تحقيق و مطالعه‌اي سريع او را مي‌پذيرد و به خاطر حرف‌هاي او از بسياري از اعتقادتش كه براي رسيدن به آنها سالها زمان گذاشته به راحتي
مي‌گذرد.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 16:31 |


تماشاگران سينما كه شب هفتم مهر ماه به قصد تماشاي فيلم سينمايي «سرگيجه» به سينما فلسطين آمده بودند، پس از گذشت دقايقي، از تماشاي فيلم انصراف داده و از مسوولان سينما درخواست كردند تا با روشن كردن تلويزيون سالن انتظار، به آنان اجاز دهند سريال «ميوه ممنوعه» را در همان محل به تماشا بنشينند.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، سانس آخر سينما فلسطين به اكران سينمايي «سرگيجه» (به كارگرداني محمد زرين دست) اختصاص داشت؛ كارگرداني كه اتفاقا معتقد است فيلمش اثري متفاوت در تاريخ سينماي ايران محسوب مي‌شود و تنها براي تماشاگر ايراني ساخته نشده است.

به گفته‌ي يكي از تماشاگران اين سانس، نمايش فيلم ابتدا با حدود 80 تن آغاز شد، پس از گذشت نيم ساعت به تدريج تماشاگران خود را از دست داد تا در نهايت تنها 10 تا 20 تن در سالن باقي مانند.

بر اساس اين گزارش ايسنا، با نزديك شدن به زمان پخش «ميوه‌ ممنوعه» اندك تماشاگر باقي مانده در سالن نيز در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه بهتر است كه سالن را ترك كنند و در شرايطي كه ساعت بيست دقيقه مانده به 10 شب بود با صداي بلند اعلام كردند كه مي‌خواهند به تماشاي «ميوه ممنوعه» بنشينند.

اين تصميم كه توسط تمامي افراد حاضر در سالن به تصويب رسيد، تماشاگران «سرگيجه» را به مرور راهي سالن انتظار سينما كرد تا مسوول بوفه كه در حال جمع كردن وسايل و ترك سالن بود در نهايت متقاعد شود كه يكي از تلويزيون‌ها را روشن كند!

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 13:36 |


سريال «ميوه ممنوعه» طي شب‌هاي گذشته دومين آيه‌ي قرآني كه ابتدايي اين سريال تصوير مي‌شود را تغيير داد.

*به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، پيش از اين آيه‌اي با مضمون هشدار به مومنان نسبت به عواقب مغرور شدن به عبادات بر صفحه نقش مي‌بست، اما در شب گذشته آيه‌اي درباره‌ي آگاهي خداوند متعال از اعمال پنهاني بندگان روي آنتن رفت.

تا حالا سه آيه با موضوعات تكبر و غرور و پنهانكاري انتخاب شده كه به نظر مي‌رسد از اين پس بايد منتظر پرداخت بيشتر «ميوه ممنوعه» به موضوع اين آيه‌ها باشيم.

*در دوشب گذشته حامد( نقش اول مرد«شكرانه»)حضور ظاهري سايه‌واري در اين سريال داشت و فقط در دو سكانس كوتاه بر صفحه ي تلويزيون ظاهر شد.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)قسمت شانزدهم اين سريال به كوشش‌هاي خانواده‌ي حامد براي دستيابي به پول بيشتر از سويي و دغدغه‌ها و تلاش‌هاي صنم و همدستش براي تصاحب اموال دختر سبحان از سوي ديگر گذشت و هيچ اثري از حامد به عنوان نقش اصلي ديده نشد.در قسمت هفدهم نيز به اقدامات اين دو گروه پرداخته شد و تنها شاهد بوديم كه حامد(با بازي پوريا پورسرخ) را از ماشين پليس پياده كردند و او به عنوان متهم قتل ياور مورد بازجويي قرار گرفت.

*مبحث دروغ در سريال «يك وجب خاك» ديگر به مبحثي مستقيم و رو از سوي شخصيت‌هاي آن بدل شده است، شب گذشته پدر خانواده بارها در سكانس‌هاي متوالي گفت كه به خاطر بچه‌هايش دروغ گفته است و ديگر اعضاي خانواده درباره‌ي اين كه اين دروغ مصلحتي بوده يا چه ارزش داشته، اين مطلب را به بحث مي‌گذاشتند!

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 13:32 |
توسط:سید محسن

سلام. جالب بود. در واقع عالی بود. ولی عکس های همین پست باز نمی شه.
به ما هم یه سر بزن...

.............................................................................

 

توسط:hooman
salam lotfan az nima raeesi ax bezariiiiid
man az tarafdarashaaam
khaheshan
webe khoobi dariin

...............................................................................................

توسط:ندا
من هم کتاب درمورد شاه لیر خوندم هم در مورد شیخ صنعان یه چیزهایی می دونم بنابراین فکر می کنم علی نصیریان در سریال عاشق هانیه توسلی میشه

...................................................................................................

توسط:غزال
سلام خسته نباشید

من یه سوال داشتم لطف میکنید اگه جوابم رو بدید
اول اینکه در قسمت دوم یا سوم
وقتی که غزاله به خونه مصطفی میره و مصطفی میخواد بهش هدیه بده
مصطفی یه ترانه میخونه که همراهش پیانو میزنه
میخواستم بدونم این صدای احسان خواجه امیری هست یا نیما رئیسی
و دوم اینکه
چطور میشه این ترانه رو دانلود کرد
ممنون میشم اگه بهم بگید

.......................................................................................................

توسط:دختر تنهای شب
سلاممممممم

واقعا این مجموعه عالییییییییییییییییییییه من که طرفدارشم

از عکاسی خوب شما هم ممنونم

یه خواهش دارم از نیما رئیسی بیشتر عکس بذارین

بازم میام

............................................................................................................

توسط:چاپاریست
سلام
خوبی
وب خوبی داری
سبز باشید

.............................................................................................................

توسط:اس اچ
چقدر این تو زشت شده نیما رئیسی

....................................................................................................

توسط:...
تموم نشد ساخت سریال ؟ عکسم بذارید یه کمی

.............................................................................................

می خواستم با آقای حسن فتحی یا اسماعیل عفیفه تماس بگیرم می تونید کمک کنید؟

..................................................................................................

توسط:آزاد
چندي پيش خبرگزاري فارس گزارشي از كل مجموعه‌هاي در دست ساخت تلويزيون ويژه ماه رمضان گذاشته بود كه بسيار جالب بود.
امروز كه با وبلاگ شما آشنا شدم متوجه شدم اين خبرگزاري پيش از اين هم گزارش مفصلي از روند ساخت ميوه ممنوعه گذاشته است.
اين گزارشي هم كه به آن اشاره كردم بسيار جالب است و كاش از آن هم در وبلاگ خود استفاده مي‌كرديد.
فكر كنم اين خبرگزاري علاقه خاصي مجموعه ميوه ممنوعه و از آن جالب تر حسن فتحي دارد زيرا يك گزارش هم درباره سريال مدار صفر درجه و ارتباط آن با روزنامه اسرائيلي ارائه كرده بود و به طور ماهانه و زيركانه اي از اين مجموعه دفاع كرده بود
واقعا جاي تقدير و تشكر دارد.

.............................................................................................................

توسط:؟
با پخش بيش از نيمي از سريال مدار صفر درجه آخرين ساخته حسن فتحي، بالاخره مميزي‌ تلويزيون هم به سراغ اين سريال آمد.

در هفته‌هاي گذشته اين سريال توانسته بود، از بسياري از خطوط قرمز سيما عبور كند و صحنه‌هايي را به تصوير بكشد كه پيش از اين نمايش آن در سيما سابقه نداشت. نمايش تصاوير ويلون زدن يك شخصيت خارجي در فيلم، نمايش فردي لاابالي، نمايش رابطه عاطفي فردي مسلمان با يك دختر يهودي، نمايش حضور مردي ايراني در اتاق خواب يك دختر يهودي در حالي‌كه آن دختر بيمار و در تختخواب دراز كشيده بود برخي از اين صحنه‌ها بود كه نمايش آن تعجب بسياري از دست اندركاران سيما را به دنبال داشت. چرا كه اينگونه آزادي عمل هيچ گاه به فيلم‌سازان داده نشده است.

.................................................................................................................

توسط:خبرنگار
نمي خواهيد با يك خبر جديد از مجموعه آپ كنيد؟؟؟

....................................................................................................

توسط:امیرحسین رهبری
سلام وبلاگ من آپ شد یک سر بزن نظرتو بگو یک قالب جدید گذاشتم!
لطفا و خواهشا لینک منو بذار! با نام "طراح وبلاگ"

........................................................................................................

توسط:هرمز ممیزی
با سلامی گرم خدمت استاد بزرگوار آقای نصیریان
چنانچه لطف نموده و با اینجانب در ارتباط با شعر و آهنگ میوه ممنوعه بمنظور استفاده در سریالی که قرار است در ماه مبارک به هنرمندی جنابعالی پخش شود تماس بگیرید . ممنون و سپاسگزار خواهم شد . با احترام . موفق باشید .

................................................................................................................

توسط:وب گرد
گزارش بسيار عالي بود اميدوارم مجموعه به زيبايي كه در گزارش توصيف شده قشنگ و جذاب باشد.

......................................................................................................

توسط:نغمه
ایده راهاندازی وب بسیار خوب و حرفه ای بود

......................................................................................................

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 10:54 |


Powered By
BLOGFA.COM