تبليغاتX
مجموعه تلویزیونی میوه ممنوعه -

نقد سريال‌هاي ماه رمضان از نگاه رسانه ملي

خبرگزاري فارس: معاون سيماي سازمان صدا و سيما در گفت‌وگويي رسانه‌اي به برخي نقدها و شبهات مطرح شده درباره مجموعه هاي تلويزيوني ماه رمضان پاسخ گفت.

به گزارش خبرگزاري فارس، «داوود ميرباقري» در اين گفت‌وگو با اشاره به افزايش شمار مخاطبان مجموعه هاي تلويزيوني رمضان امسال در مقايسه با سال هاي قبل گفت: تعدد و تنوع ديدگاه ها و نظرات درباره سريال هاي رمضاني سيما كه اين روزها در رسانه ها و محافل فرهنگي – اجتماعي ارائه مي شود نيز نشانگر موفقيت سيما در جذب مخاطبان عام و خاص است.
وي فضاي معنوي ايجاد شده در ماه مبارك رمضان را فرصتي براي انتقال پيام ها و مفاهيم عميق ديني دانست و افزود: به كارگيري شيوه ها و قالب هاي جديد براي انتقال مفاهيم و آموزه هاي قرآني در مجموعه هاي تلويزيوني رمضان، رويكردي هدفمند است.
معاون سيماي سازمان صدا و سيما با رد شتابزدگي در تهيه و توليد سريال هاي مناسبتي سيما گفت: هماهنگي موجود در محور اصلي مجموعه هاي تلويزيوني ماه رمضان كه امسال بر تبيين موضوع آزمون و ابتلاء‌ الهي براساس آموزه هاي قرآني تمركز دارد نيز نشان دهنده برنامه ريزي و هدفمندي در توليد اين مجموعه هاست.
وي با اشاره به اين كه: در يك سريال پول، محل امتحان و ابتلاء ‌است، در سريالي ديگر زن و در سريالي ديگر مقام و عنوان؛ در سريال «اغماء» پزشك پنجه طلايي به نام «طاها‌پژوهان» كه بالاترين عنوان و مقام پزشكي را در جراحي دارد مورد ابتلاء‌ قرار مي‌گيرد گفت؛ در سريال ميوة ممنوعه هم «حاج فتوحي» متديني متمول و ساده‌دل در مواجهة با يك زن مورد امتحان قرار مي‌گيرد و در سريال «يك وجب خاك» آقاي افشاري فقير با به دست آوردن يك سرماية ميلياردي مورد ابتلاء‌ قرار مي‌گيرد و در سريال «شكرانه» نيز يك رئيس شركت متمول با وسوسه بازپرداخت يا عدم بازپرداخت سرماية ميلياردي برادر شهيدش روبرو مي شود. پس چنين نيست كه سريال ها محور و موضوع روشن و از پيش تعيين شده اي نداشته باشند.
ميرباقري خاطرنشان كرد در مجموعه هاي تلويزيوني كه به صورت مناسبتي توليد و پخش مي شود تلاش بر اين است كه در هر مناسبت با توجه به حال و هوا، ويژگي هاي آن پيام اصلي پيرامون موضوعي خاص متمركز شود.
وي افزود با اشاره به اين كه براساس اين رويكرد، در مجموعه هاي تلويزيوني ماه محرم بيشتر به موضوعات قرآني و اخلاقي و در دهه مبارك فجر به موضوعات انقلابي و سياسي توجه مي شود و در مناسبت‌هايي مانند نوروز هم هدف اصلي مجموعه هاي تلويزيوني ايجاد فضايي شاد و مفرح براي مردم است.
ميرباقري تأكيد كرد: نبايد توقع داشت كه در يك مناسبت تمامي موضوعات مطرح شود چون ما فرصت كافي در طول سال داريم كه در يك جدول كامل به موضوعات مختلف بپردازيم.
وي در پاسخ به برخي انتقادات به داستان مجموعه تلويزيوني پرمخاطب ميوه ممنوعه گفت: نگراني برخي از شخصيت «حاج فتوحي» در سريال «ميوة ممنوعه» بي مورد است چرا كه حاج فتوحي فردي متدين و متمول معمولي است كه در معرض لغزشي انساني قرار مي گيرد، از اين قشر افراد در جامعة ما كم نيستند و همين امر هم‌ذات‌پنداري بيشتري را به وجود آورده و تأثير گذاري معنايي داستان را افزايش داده است و البته چهره روشني مانند روحاني سريال نيز نقش خود را به خوبي ايفا كرده است.
وي دربارة مشابهت قصة «شيخ صنعان» با داستان «ميوة ممنوعه» هم گفت اين مشابهت تام و كامل نيست يعني چنين نيست كه «حاج فتوحي» همانند شيخ‌صنعان بي‌محابا شيفته و سينه‌چاك عشق زني شود بلكه اين علاقه را يك لغزش مي‌داند و سريعاً اين موضوع را با همسرش در ميان مي گذارد و در ادامه سريال خواهيم ديد كه بدون اين كه «حاج فتوحي» سقوط كند همين لغزش را دستماية تبديل ايمان ساده‌دلانه خود به ايمان روشن‌بينانه مي گرداند.
معاون سيماي رسانه ملي همچنين در پاسخ به نظر برخي منتقدين سريال اغماء‌ درباره خرافه‌پردازي در داستان اين سريال به اهميت موضوع شيطان و شيطان شناسي در درك داستان خلقت انسان گفت: خداوند پس از خلق بدن آدم (ع)‌ از مرحلة طين «وَ لَقَد خَلَقنَا الاِنسانَ مِن صَلصالٍ مِن حَمَاٍ مَسنُونٍ» «و ما آدمي را از گل خشك، از لجن بدبو آفريديم» (سوره حجر، آيه 26) نهايتاً «روح» خود را در او دميد ... «فَاِذا سَوَّيتُهُ وَ‌نَفَختَُ فيهِ مِن رُوحي فَقَعُوالَهُ ساجِدينَ» «چون آفرينش را به پايان بردم و از روح خود در آن دميدم، در برابر او به سجده بيفتيد» (سوره حجر، آيه 29)؛ پس از دميده شدن روح الهي در انسان خداوند از عبادت كنندگان خود خواست كه بر انسان سجده نمايند؛ ملائك اين امر را تمكين كرده اما ابليس مخالفت نمود ابليس به دليل مخالفت با دستور الهي ملعون گرديد و از صف فرشتگان اخراج شد. به همين دليل ابليس كينة انسان را به دل گرفته و درصدد گمراه كردن انسان بر مي‌آيد. «قَالَ اَرَأَيتَكَ‌ هَذَا الذَي كَرَمّتَ‌ عَلَيّ اَخَّرتَنِ اِلَي يومُ القِيمهِ لاَحَتِنكَنَّ ذُرِّيَتَهُ اِلاّ قَليلاً» «شيطان مي گويد به خاطر اين انساني كه تو او را بر من كرامت و برتري دادي چنانچه تا روز قيامت به من فرصتي دهي» (سوره اسراء‌، آيه 62) بنابر تأكيدات خداوند در قرآن عزيز شيطان دشمن انسانيت و دشمني بسيار روشن و آشكار است و خداوند از انسان خواسته است كه شيطان را دشمن خود بشمارد.
وي افزود ابليس نيز قسم ياد كرده است كه تمامي انسان ها را منحرف و گمراه سازد و بر همين اساس براساس آموزه هاي قرآني و ديني ما «شيطان دشمن قسم خوردة انسان هاست» هم خداوند اين موضوع را گوشزد كرده است و هم خود ابليس با تأكيدات مؤكّد اين امر را اذعان كرده است.
ميرباقري خاطرنشان كرد دليل عمدة ما در پرداختن به موضوع شيطان اين گونه مطالب است و فكر مي كنيم شيطاني كه بتواند آدم و حواي بهشتي را كه فضيلت، ملكة آنها بوده، فريب دهد امكان فريب ساير انسان ها – بجز مخلصين – كه فضيلت براي آنها «حال» است نه ملكه بسيار ساده تر و ممكن تر مي‌باشد و دائماً‌ بايد به انسان ها تذكر داده شود تا غافل از شيطان نشوند.
وي با اشاره به اين كه تأكيد سريال اغماء‌ بر ترسيم چهره انساني براي شيطان، انتقاداتي را برانگيخته است، در پاسخ به اين انتقادات گفت: قرآن مجيد صراحتاً از شيطان انسي نام برده است. مثلاً آيه 112 سورة انعام كه مي فرمايد:
«وَ كَذلكَ‌ جَعَلنا لِكُلِّ نَبيٍِّ عَدُوّاً شَياطِينَ الاِنسِ وَ الجِنّ يُوحي بَعضُهُم اِلي بَعضٍ زُخرُفَ‌ القَولِ غُروُراً وَ لَوشآءَ‌ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرهُم وَ ما يَفتَرُونَ» «و همچنين براي هر پيامبري، دشمناني از شياطين انس و جن قرار داديم. براي فريب يكديگر، سخنان آراسته القاء‌ مي كنند. اگر پروردگارت مي‌خواست، چنين نمي كردند، پس با افترايي كه مي زنند رهايشان ساز» يا در سورة بقره آية 14 مي‌فرمايد:
«وَ‌ اِذا لَقُوا الَّذيَن ءامَنوا قالُوا ءامَنّا وَ اِذا خَلَوا اِلي شَياطينِهِم قالُوا اِنّا مَعَكُم اِنَّما نَحنُ مَستَهزِءُونَ» «و چون به مؤمنان مي‌رسند، مي‌گويند: ايمان آورده‌ايم و چون با شيطان‌هاي خويش خلوت مي‌كنند، مي‌گويند: ما با شما هستيم، ما استهزايشان مي‌كنيم» و يا در آخرين سورة قرآن سورة ناس دربارة خناسان و شياطين مي فرمايد:
«قُل اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ مَلِكِ النّاسِ اِلهِ النّاسِ مِن شَرِّالوَسواسِ الخَنّاسِ اَلَّذي يُوَسوِسُ في صُدُورِ النّاسِ مِنَ الجِنَّهِ وَالنّاسِ» «بگو: به پروردگار مردم پناه مي برم. فرمانرواي مردم، خداي مردم، از شرّ وسوسة وسوسه‌گر نهاني. آن كه در دل هاي مردم وسوسه مي كند. خواه از جنيان باشد يا از آدميان» و اين آيات صراحتاً اعلان مي نمايد كه شيطان انسي هم وجود دارد.
ميرباقري افزود براساس آموزه‌هاي قرآني ابليس اولين سرپيچي كننده در مقابل دستورات الهي بود و به خاطر همين گمراهي و ضلالت شيطان ناميده مي شود، ابليس قسم خورده كه منكر خدا را معروف و معروف خدا را منكر نشان دهد و به همين دليل در مقابل راهبرد الهي «امر به معروف و نهي از منكر»، «نهي از معروف و امر به منكر» مي‌نمايد و در مقابل «اِنّما يَأمُر بالعدل و الاحسان»، ابليس «يَأمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالفَحشاءِ» «او (شيطان) شما را به بدي و زشتي فرمان مي دهد» (سوره بقره، آيه 169) و « يَأمُرُ بِالفَحشاءِ وَالمُنكَرِ» «او (شيطان) شما را به زشتي و منكر فرمان مي دهد» (سوره نور، آيه 21) مي نمايد. هر يك از طوايف جن و انس كه تابع تام و تمام دستورات ابليس شوند و ولايت ابليس را بپذيرند قرآن آنها را شيطان مي نامد لذا همانگونه كه در بين «جن ها» شيطان و غير شيطان وجود دارد در بين «انس» نيز شيطان و غيرشيطان وجود دارد. و همانگونه كه واقعاً برخي از «جن ها» شيطان مي شوند، همانگونه برخي از «انس‌ها» نيز شيطان مي گردند و چنين نيست كه شيطان ها فقط از طايفة «جن ها» باشند.
ميرباقري خاطرنشان كرد: به دليل عدم توجه به اين آموزه قرآني بسياري از افراد فكر مي كنند شياطين فقط از «اجنه» هستند در حالي كه آيات الهي شياطين انسي را نيز تأييد مي نمايد و بنابر همين آموزه هاي قرآني مي توانيم امكان وجود شياطين انسي را قطعي بدانيم.
وي افزود: اين نكته هم بايد دقت شود كه طبق آموزه هاي قرآني و تفسير علامه طباطبايي شيطان‌هاي جنّي به وسيله وسوسه به شيطان هاي انسي وحي مي كنند و شيطان هاي انسي نيز آن وحي را به طور مكرر و تسويل پنهاني براي اين كه فريب دهند به همديگر مي رسانند. (ترجمة تفسير الميزان، جلد هفتم، صفحة 442، از مجموعة بيست جلدي)
ميرباقري در ادامه گفت: علاوه بر اين كه آموزه هاي ديني و قرآني ما وجود شيطان انسي را تأييد مي‌نمايد، آموزه‌هاي حكمت متعاليه نيز اين امر را تأييد مي‌كند. از جمله ملاصدرا در حكمت متعاليه مي‌فرمايد: فلاسفة پيشين فكر مي‌كردند كه تعريف انسان «حيوان ناطق» است. آن‌ها فكر مي‌كردند «ناطق بودن» فصل اخير انسان است و انسان نوع الانواع است كه در ذيل آن افراد انسان وجود دارد؛ درحالي كه بنابر حكمت متعاليه انسان نوع متوسط است و در ذيل آن انواع قرار مي‌گيرد و به عبارت ديگر «نطق» آخرين فصل يا فصل اخير انسان نيست بلكه فصل اخير انسان يكي از چهار صفت «مكاريت»، «سبعيت»، «بهميت» يا «فرشته‌خويي» است يعني يا ما «حيوان ناطق مكار» داريم يا «حيوان ناطق سبع» يا «حيوان ناطق بهيم» يا «حيوان ناطق مَلَك» كه «حيوان ناطق مكار» همان شيطان است.
وي با استناد به سخنان آيت الله جوادي آملي گفت: ايشان اين تعبير رايج كه از انسان را «حيوان ناطق» شمرده مي شود تعبيري صوري مي دانند و تأكيد مي كنند: «انسان هويتي بسيار دقيق تر دارد و تعبير ياد شده از آن روست كه اكثر افراد حيات ظاهري دارند و سخن مي گويند؛ اما بهيمي، سَبُعي، شيطاني يا مَلَكي بودن آن حيات،‌ مشخص نيست؛ برخي بهيمة ناطق، بعضي سبع ناطق، گروهي شيطان ناطق، عده‌اي انسان ناطق و بعضي فرشتة ناطق اند. اين مطلب كه عده اي واقعاً شيطان و گروهي واقعاً حيوان و برخي روحاً‌ فرشته اند هم براي اهل شهود روشن است و هم اهل استدلال آن را برهاني كرده اند.»
ميرباقري تأكيد كرد با استناد به اين اموزه هاي و دلايل روشن مي توانيم بگوييم نمايش شيطان انسي نه تنها توهم و خرافه پردازي نيست بلكه يكي از آموزه‌هاي ديني را از فراموشي خارج كردن است، متأسفانه برخي فكر مي كنند كه فقط يك شيطان داريم كه همان ابليس است و برخي ديگر فكر مي كنند كه اگر شياطين ديگري وجود داشته باشند براي ما قابل رؤيت نيست چون آن ها از طايفه جن اند و بر همين اساس جامعه و متدينين را از شياطين انسي كه در منظر و مرئي انسان هاي ديگر است غافل مي‌كنند.
وي در پاسخ به ديگر شبهات مطرح شده درباره داستان سريال اغماء‌ گفت: برخي تذكر دادند قلمرو تصرفات شيطان هاست و آيا تسلط شيطان ها بر انسان‌ها مخالف سلطنت تام خداوند نيست؟‌ اما بايد در پاسخ گفت: در برابر دعوت شيطان ها – چه انسي و چه جنّي – انسان ها چند نوع واكنش نشان مي دهند:
برخي دعوت شياطين را نپذيرفته اند و در مبارزة با شياطين سعي مي كنند كه شياطين را در بند و اسير نمايند و فاتحين اين عرصه همان مخلصين اند، برخي ديگر دائماً‌ دعوت شياطين را پس زده و با آن مبارزه مي نمايند، البته گاهي نيز شكست خورده‌اند اما دوباره روي پاي خود ايستاده و مبارزه مي كنند. اين دسته چنانچه بميرند، شهيد از دنيا رفته اند؛ اما دسته آخر كساني هستند كه دعوت شياطين را مي‌پذيرند، سپس مجاري ادراكي و تحريكي خود را براي منحرف كردن ديگران به كار مي برند به گونه اي كه مكر و حيله و خدعه فصل اخير آنها مي شود. اين افراد از اولياء‌ شيطان شده و ابليس و شياطين بر آنها مسلط مي‌شوند و در نهايت خودشان نيز شيطان مي شوند.
ميرباقري افزود: پس چنين نيست كه شيطان بر كسي ولايت نداشته و فقط دعوت كننده باشد. اولين مرحلة كار شيطان دعوت است،‌ سپس وسوسه، سپس تزئين، سپس تسويل، سپس تسويف، سپس تطويع و در نهايت انسان هايي كه در تمامي مراحل با شيطان همراهي نمايند شيطان هم ولي آنها و هم مسلط بر آنها مي شود چنانكه قرآن كريم در آيه 27 سوره اعراف مي فرمايد:
«يا بَني ءادَمَ لايَفتِنَنَّكُمُ‌ الشَّيطانُ كَما اَخرَجَ‌ اَبَوَيكُم مِنَ‌ الجَنَّهِ يَنزِعُ عَنهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوءتِهِما اِنَّهُ يَراكُم هُوَ‌ وَ‌ قَبيلُهُ‌ مِن حَيثُ لاتَرَونَهُم اِنّا جَعَلنَا الشَّياطينَ‌ اَولياءَ لِلَّذينَ‌ لايُؤمِنُونَ» «اي فرزندان آدم، شيطان شما را نفريبد، همچنان كه پدر و مادرتان را از بهشت بيرون راند، لباس از تنشان كَند تا شرمگاهشان را به ايشان بنماياند، او و قبيله اش از جايي كه آنها را نمي بينيد شما را مي بينند. ما شيطان ها را دوستان كساني قرار داديم كه ايمان نمي‌آوردند»
يا در سوره نحل آيه 100 مي فرمايد:
«اِنَّما سُلطانُهُ‌ عَلَي الَّذينَ يَتَوَلَّونَهُ وَالَّذينَ‌ هُم بِه مُشرِكُونَ‌» «تسلط او (شيطان) تنها بر كساني است كه دوستش مي دارند و به خدا شرك مي آورند»
وي در پاسخ به سؤال ديگر درباره علم شيطان گفت: ابليس از عالمان برجسته بوده است و وقتي كه با خلقت انسان مواجه مي شود مي داند كه اين انسان از قواهاي مختلف برخوردار است و بناست در زمين مستقر شود و براي او انبيايي نيز فرستاده خواهد شد كه آن انبياء‌ از مخلصين خواهند بود. لذا از خداوند براي منحرف‌كردن انسان‌ها مهلت مي‌خواهد و خداوند نيز به او مهلت مي‌دهد. لذا مي‌توان گفت كه ابليس موجودي عالِم است. البته سقف دانش وي تا مرحلة عالَم مثال است نه عالَم مجردات و عقول محض. شياطين نيز در عالَم حس و مثال مطالبشان را با يكديگر مبادله مي نمايند. چنانچه قرآن در آيه 121 سوره انعام مي‌فرمايد:
«وَ لا تَاكُلُوا مِمّا لَم يُذكَرِ اسمُ اللهِ عَلَيهِ وَ‌ اِنَّهُ لَفِسقٌ وَ اِنَّ الشَّياطينَ لَيوُحوُنَ‌ اِلي اَوليائِهم لِيُجادِلُوكُم وَ‌ اِن اَطَعتُمُوهُم اِنَّكُم لَمُشرِكوُنَ» «از ذبحي كه نام خدا بر آن ياد نشده است نخوريد كه خود نافرماني است و شياطين به دوستان خود اتكاء‌ مي كنند كه با شما مجادله كنند، اگر از ايشان پيروي كنيد از مشركانيد»
معاون سيماي سازمان صدا و سيما با بيان اين كه هدف از به كارگيري قالب هاي جديد،‌ احياي آموزه هاي فراموش شده قرآن كريم و تعميق اذهان و آگاهي عمومي دربارة مضامين ديني است گفت: رسانه ملي با تكيه بر آثار بزرگان خصوصاً‌ اصحاب حكمت متعاليه همانند ملاصدرا و علامه طباطبايي و آيت ا... جوادي آملي و ارائه مطالب اين بزرگان به نويسندگان و فيلمنامه نويسان برجسته، اصحاب هنر و نمايش براي تبيين آموزه هاي عميق قرآني تلاش مي كند گفت:
ميرباقري وجود برخي نقايص و كاستي ها را در اين تجربه جديد طبيعي دانست و خاطرنشان كرد رسانه ملي از نقد صاحب نظران و طرح ديدگاه هاي كارشناسي براي رفع نقايص موجود استقبال مي كند.

+ نوشته شده توسط روابط عمومی در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 14:8 |


Powered By
BLOGFA.COM